یک عکاس خبری درباره واکنش به افرادی که برخی عکسهای جنگ ۴۰ روزه را ساختگی میدانستند گفت: بخش زیادی از پاسخ من سکوت بود. اوایل شاید توضیح میدادم، اما بعد ترجیح دادم سکوت کنم. زمان کار خودش را میکند. برخی رسانهها یا جریانها تلاش میکنند تأثیرگذاری تصاویر را کاهش دهند و به همین دلیل واقعی بودن آنها را زیر سؤال میبرند، اما همین واکنشها باعث بیشتر دیده شدن تصاویر میشود.
مهدی قاسمی درباره تجربه عکاسی خبری در جنگ به انصاف نیوز گفت: نخستین تصاویرش را از روزهای ابتدایی جنگ و در مناطق مسکونی آسیبدیده ثبت کرده است. او توضیح داد که در روزهای اول، به طور طبیعی محدودیتهای امنیتی برای تصویربرداری وجود داشت، اما پس از گذشت چند روز، شرایط برای فعالیت خبرنگاران و عکاسان تا حدی تسهیل شد؛ هرچند همانند همه کشورهای دنیا، مناطق نظامی همچنان خارج از دسترس رسانهها باقی میماندند.
او ادامه داد: تمرکز اصلی من بر ثبت آثار حمله به فضاهای مسکونی و وضعیت مردم بوده است. همیشه به خبرنگار و عکاس میگویند هنگام کار احساساتشان را کنترل کنند، اما وقتی جنگ در کشور خودت اتفاق میافتد، ماجرا فرق میکند. من هیچوقت دوست نداشتم چنین صحنههایی را در ایران ببینم. اینجا جنگ خیلی به تو نزدیک میشود و فشارش بیشتر است. بین احساساتی که مدام غلیان میکند و کاری که باید انجام بدهی، باید یک تعادل ایجاد کنی.
این عکاس خبری درباره حضورش در مناطق آسیبدیده گفت که صرفاً برای ثبت لحظه انفجارها نمیرفته و گاهی برای مشاهده حال و هوای مردم و همراه شدن با فضای زندگی آنها در محل حاضر میشده است. بسیاری از مردم در شرایطی قرار داشتند که خانه و محل سکونتشان آسیب دیده بود و طبیعی بود که با شوک و بحران روحی مواجه باشند.
قاسمی درباره واکنش به افرادی که تصاویر جنگ را ساختگی میدانند نیز گفت: بخش زیادی از پاسخ من سکوت بود. اوایل شاید توضیح میدادم، اما بعد ترجیح دادم سکوت کنم. زمان کار خودش را میکند. برخی رسانهها یا جریانها تلاش میکنند تأثیرگذاری تصاویر را کاهش دهند و به همین دلیل واقعی بودن آنها را زیر سؤال میبرند، اما همین واکنشها باعث بیشتر دیده شدن تصاویر میشود.
او درباره تأثیرگذارترین تصویری که ثبت کرده گفت: پرتره مردی بود که همسرش هنگام رفتن به پشتبام در راهپله شهید شده بود. خودش و فرزندش به پشتبام رفته بودند و خانهشان آسیب دیده بود.قاسمی توضیح داد که در آن لحظات، بیش از هر چیز، استرس و شوک در چهره آدمها دیده میشد.
او با توصیف فضای روحی مردم در مناطق جنگزده گفت: طرف زندگی عادیاش را میکند و ناگهان موشکی فرود میآید؛ چیزی که تا قبل از آن فقط در فیلمها دیده بود. در یک لحظه زندگی عادی از بین میرود و ممکن است عزیزی را از دست بدهد.
قاسمی گفت: بسیاری از افرادی که با آنها مواجه شدم، در وضعیت شوک مطلق قرار داشتند و حتی توان حرف زدن نداشتند. چشمها بیشتر از زبان حرف میزد. اگر هم کلماتی گفته میشد، از ناخودآگاه و در وضعیت هذیانگونه بیرون میآمد. بیشتر دنبال عزیزانشان بودند؛ اینکه بچه کجاست، پدر و مادر کجا هستند و حالشان چطور است.
او همچنین از حضور نیروهای امدادی، آتشنشانی، هلال احمر و گروههای حمایت روانی در محل حادثه سخن گفت و عملکرد آنها را تحسینبرانگیز توصیف کرد.
این عکاس خبری در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت فضای این جنگ با نمونههایی چون اوکراین، غزه، لبنان یا حتی جنگ ویتنام گفت: واقعیت این است که تفاوت چندانی وجود ندارد. بشر وقتی آسیب میبیند، واکنش مشابهی نشان میدهد. زبان و فرهنگها متفاوت است، اما رنج انسانها، نگرانی برای عزیزان و تلاش برای نجات آنها در همهجا یکسان است.
قاسمی که تجربه عکاسی از زلزله بم را نیز داشته، درباره وضعیت امنیت خانههای آسیبدیده گفت: آنچه دیده، حضور جدی نیروهای امدادی و امنیتی برای جلوگیری از سرقت بوده است. او توضیح داد که نیروهای حاضر، ورود افراد به ساختمانها را کنترل میکردند و حتی در خانههای تخریبشده، درهای فلزی و قفل نصب میشد تا اموال مردم محفوظ بماند.
او همچنین روایتهایی مبنی بر باقی ماندن طولانیمدت پیکرها زیر آوار را تأیید نکرد و گفت: آنچه من دیدم این بود که گروههای امدادی خیلی سریع اولویتبندی میکردند؛ اینکه چه کسی در کدام واحد بوده و احتمال حضورش در کدام بخش ساختمان بیشتر است تا عملیات نجات سریعتر انجام شود.
قاسمی در پایان درباره احتمال برگزاری نمایشگاهی از تصاویر ثبتشده در جنگ ۱۲ روزه گفت: این عکسها بخشی از اسناد تصویری تاریخ کشور هستند. شاید نمایشگاهی شکل بگیرد، اما مهمتر از هر چیز، آرشیو شدن این تصاویر بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی ایران است.
انتهای پیام




