مرگ بر اختلاف!

غلامرضا بنی اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:

جنگ هیچگاه انتخاب ما نبوده و نیست.«مردم ما جنگ نمی‌خواهند اما دفاع دارند. این “جنگ، جنگ تا پیروزی” که مردم می‌گویند، این جنگِ دفاعی است. والا ابتداءً اگر این مسئله نبود، ایران به هیچ جا نظر نداشت. الان هم ندارد.» این کلام روشن حضرت امام خمینی(رض) است؛ تبیینِ صریحِ منطقی که از نخستین روز انقلاب تا امروز، شناسنامه جمهوری اسلامی و ملت ایران بوده است.

منطقی که نه بر طبل جنگ می‌کوبد و نه در برابر تهدید، دست‌هایش را بالا می‌برد. ایران نه جنگ‌افروز بوده است و نه تسلیم‌طلب. ملتی بوده که اگر دستش بوی باروت گرفته، برای خاموش کردن آتشی بوده که دیگران افروخته‌اند.

ما آغازگر هیچ جنگی نبودیم. نه در مرزهایمان طمع کردیم و نه برای توسعه‌طلبی، رزم‌جامه پوشیدیم. اما آن‌گاه که دشمن کبریت به انبار امنیت این ملت کشید، ایران نشان داد دفاع را نه فقط بلد است، بلکه آن را چنان می‌فهمد و به اجرا در می آورد که متجاوز را از تصمیم خود پشیمان می‌کند.

در همین قریب به نیم قرن، هم تجزیه‌طلبان را به بن‌بست رساندیم، هم اجازه ندادیم غبار تجاوز بعثی بر خاک وطن بنشیند و هم در برابر صهیونیسم و حامیان آمریکایی‌اش ایستادیم تا آنان خود دست از ماشه بردارند.

در آشوب‌های طراحی‌شده نیز، آنان که به خیال برهم‌زدن ثبات ایران، سنگِ دست دشمن شدند، چیزی جز شکست و سرشکستگی برای خود باقی نگذاشتند. اما آنچه ایران را در این مسیر حفظ کرده، صرفاً قدرت نظامی نبوده است.

راز ماندگاری ایران، پیوند «میدان» و «دیپلماسی» و «مردم» بوده است. این سه‌گانه، وقتی در خدمت منافع ملی قرار می‌گیرند، اقتدار می‌آفرینند؛ اقتداری که نه فقط در جنگ، که بر جنگ نیز پیروز می‌شود. آنان که یکی را علیه دیگری می‌شورانند، در حقیقت از فهم منطق جمهوری اسلامی عاجزند. دیپلماسی، ادامه میدان است و میدان، پشتوانه دیپلماسی.

خیابان نیز آنگاه معنا پیدا می‌کند که صدای وحدت ملی باشد، نه پژواک اختلافات فرساینده. از همین‌روست که رهبرِ سوم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای بر «نعمت عظیم وحدت ملی» تأکید کرده‌اند و آن را از مصادیق تقوا دانسته‌اند.

این سخن، خیلی فراتر ازیک توصیه اخلاقی ، یک راهبرد سیاسی و امنیتی است. وقتی وحدت، معیار تقوا معرفی می‌شود، دیگر کسی حق ندارد به نام انقلابی‌گری، آتش اختلاف را شعله‌ور کند. آنان که در روزهای اخیر، از هر تریبونی کبریت به دست گرفته‌اند و کلمات‌شان بوی التهاب می‌دهد، باید بدانند که التزام به ولایت، نه در شعار که در فهم ضرورت عقلانیت سیاسی و حفظ انسجام ملی است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند فعال‌سازی همه ظرفیت‌های خود است. نه می‌توان دیپلماسی را تعطیل کرد و نه میدان را نادیده گرفت.

نه می‌توان مردم را فقط تماشاگر خواست و نه می‌توان وحدت را قربانی رقابت‌های جناحی کرد. کشور با حذف ظرفیت‌ها قوی نمی‌شود، با هم‌افزایی آن‌ها قدرتمند می‌شود. آنان که هر روز بر طبل جنگ‌خواهی می‌کوبند نیز باید بدانند که شجاعت، در طولانی کردن جنگ نیست؛ در کوتاه کردن عمر جنگ و گشودن راه سازندگی است.

مدال افتخار بر سینه کسانی شایسته است که بتوانند امنیت را به توسعه، اقتدار را به رفاه و مقاومت را به پیشرفت ملی پیوند بزنند. باری، مردم ایران جنگ نمی‌خواهند؛ اما برای دفاع، لحظه‌ای تردید نمی‌کنند. این ملت، هم منطق مقاومت را می‌فهمد و هم ضرورت عقلانیت را.

ایرانِ امروز، همان ایرانِ دیروز است؛ کشوری که نه آغازگر جنگ بوده و نه تسلیمِ جنگ‌افروزان شده است. با همین عقلانیت انقلابی و با همین وحدت ملی، می‌توان همه ظرفیت‌ها را به میدان آورد؛ برای ایرانی امن‌تر، قوی‌تر و آبادتر.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *