صف‌های مردم در کلانتری‌های ویران شده

عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز

چند روز پیش به اتفاق یکی از دوستان در یکی از بلوارهای غرب تهران بودیم که در مسیر با ویرانه‌های یک کلانتری که در جنگ تحمیلی اخیر مورد حمله قرار گرفته بود، مواجه شدیم. در پیاده‌رویی که در جنب همان ساختمان تخریب شده کلانتری قرار داشت، صف چند نفره‌ای بود که روی نیم‌کت‌های استقرار یافته، احتمالا منتظر رسیدگی به پرونده‌های‌شان بودند. راستش در نگاه اول خیلی متاسف شدم از اینکه شرایطی پیش آمده که مردم مجبورند برای پیشبرد کارهای قضایی- انتظامی خود بعضا در این اماکن تخریب شده حاضر شوند و در شرایطی که هیچ در شان آنها و ایران عزیز نیست نیروهای انتظامی به رتق و فتق امورشان بپردازند.

اما بلافاصله فکر دیگری از جهت دیگری نیز به ذهنم رسید و آن اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران – با همه ایرادات و اشکالاتی که به حق به آن وارد است – اما در متن جامعه خود از چنان مشروعیت و کارآمدی‌ برخوردار است که شهروندان برای حل و فصل منازعات‌شان و احقاق حقوق خود، تنها و تنها همان مراکز قضایی و انتظامی را به رسمیت می‌شناسند و حاضرند در ویرانه‌های ساختمان تخریب شده‌ای که منتسب به نهادهای رسمی نظام است زیر آفتاب بایستند تا به امورشان رسیدگی شود.

این سرمایه کوچکی نیست؛ ما می‌دانیم که در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی و زمانی که نامشروعی حکومت پهلوی در اوج خود قرار داشت بسیاری از آحاد جامعه ایران – خاصه متدینین – به طاغوت و نامشروع بودن محاکم قضایی و مراکز انتظامیِ شاه باور داشتند لذا سعی می‌کردند مسائل فی‌مابین خود را از مسیرهای دیگر نظیر مراجعه به ائمه جماعات یا ریش‌سفیدان محلی و مساجد حل کنند.

در واقع نظام سیاسی پهلوی درست در زمانی که به ظاهر در نقطه اوج قدرت خود قرار داشت و از سوی ایالات متحده آمریکا به مرتبه ژاندارمی منطقه نائل شده بود، بسیاری از شهروندانش تره هم برایش خُرد نمی‌کردند و آن را شایسته داوری در مورد کوچک‌ترین منازعات میان خود نمی‌دانستند. اما قدرت سیاسی در ایران امروز که مورد وحشیانه‌ترین حملات قرار گرفته و از بسیاری ساختمان‌های اداری – انتظامی‌اش، جز ویرانه‌ای باقی نمانده تنها مرجع و ملجاء مردم برای حل و فصل منازعات فی‌مابین خودشان است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *