عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
در محلی که کودکی و نوجوانی من در آن گذشت، مردی بود که «اسمال دعوا» صدایاش میکردند. میگفتند در جوانیاش اهل دعوا بوده و به اصطلاح سرش درد میکرده برای درگیر شدن با این و آن.
اما از وقتی من یادم میآید تن به هیچ دعوایی نمیداد چراکه به محض اینکه میخواست درگیری را شروع کند چند نفر از دوستان و نوچههایش بودند که وسط میپریدند و میگفتند خون خودت را کثیف نکن و فلانی ارزش زدن ندارند و … .
یک بار از بزرگترها پرسیدم چرا نمیگذارند اسمالدعوا یک بار خودش را نشان دهد و ببینیم به اصطلاح چند مرد حلاج است؟ گفتند او از سالها پیش عملا دعوا را کنار گذاشته هرچند هایوهویاش را هنوز حفظ کرده است. پرسیدم چرا؟ گفتند در یکی از همین نزاعهای محلی، از کسی که هیچ انتظارش را نداشت – و اصلا به جثه و نحوه رفتارش نمیخورد که اهل زد و خورد آنچنانی باشد – چنان کتکی خورد که دیگر کسی دعوا کردن اسمالدعوا را ندید که ندید! با این وجود اما او خودش را هنوز به صفت «دعوا»یی بودن میشناسد و دوست ندارد خاطرات گذشته لابد درخشانش از یادها برود! لذا شگردی را به کار میبرد که هم بگوید من هنوز «اسمال دعوا» هستم و هم زمینه کتک خوردن احتمالی دوبارهاش فراهم نشود. لذا او با نوچهها و رفقایاش از قبل تبانی میکرد که اگر شروع به نعره کشیدن و کت در آوردن و … کرد، آنها خودشان را جلو بیندازند و هر طور که هست مانع شوند. چندباری این کار انجام شد و جواب هم داده بود. یعنی ناظرین و طرفی که قرار بود مورد حمله آقا اسماعیل قرار بگیرد باورشان شده بود که دارد دعوا میشود و … . اما وقتی چند سال – یا شاید حتی فقط چند ماه – گذشت و همه دیدند که این اسمالعوا، آن اسمالدعوای سابق نیست و حاضر نیست به این مفتیها دوباره خودش را در معرض کتک خوردن قرار دهد، دیگر حنایاش رنگی نداشت و حتی نعرههایاش هم نمیتوانست کسی را بترساند یا بجنباند!
در واقع آقا اسماعیل محله ما بعد از آن کتک خوردن ملسی که تجربه کرد، سر عقل آمده بود اما گویی رفتار عاقلانه را دون شانِ اراذلواوباشیاش میدانست. لذا دیگر حاضر نبود دست به دیوانگی بزند اما درعین حال همچنان سعی میکرد نوعی دیوانهبازی کنترل شده را از خود به نمایش گذارد.
اعلام توقف عملیاتی که دیشب ترامپ ادعا کرد در شرف وقوع بود، من را به یاد اسمالدعوای محلهمان انداخت!
عقبنشینیهای چندباره ترامپ از حمله مجدد به ایران میتواند نشاندهنده آن باشد که او و متحدین منطقهایاش عاقلتر از آنند که تجربه چهل روز رویارویی با ایران را در محاسباتشان به حساب نیاورند. اما از سوی دیگر او آنقدرها هم سر عقل نیامده است که منجر به تغییر رفتار و گفتارش شود. خلاصه پارادوکس زبان پرگو و رفتار بزدلانهاش در این روزها شاید از همه بیشتر به اسمالدعوا شباهت داشته باشد.
از طرفی خوردن به دیوار واقعیتی سخت به نام ایران، او را احتمالا از ادامه مسیر سابق بازداشته است و از طرف دیگر نمیخواهد جهانیان او را در قامت سیاستمداری عاقل به رسمیت بشناسند. لذا در عین اینکه رفتارهای خود را به شکل بسیار قابل توجهی مدیریت میکند اما «اسمال دعوا»وار بر سر نوچههای منطقهایاش منّت میگذارد که من به خاطر آنها حمله نمیکنم!
جالب اینکه دولتنوچههایِ او در منطقه هم ظاهرا کوچکترین مشکلی با نقشی که در این سیرک به آنها واگذار شده ندارند و درست مثل همان کودکلاتهای دور و بر اسمالدعوا، نقشِ آرام کردن گندهلات سابق محل را بر عهده گرفتهاند.
انتهای پیام




