محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و وکیل دادگستری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «پیامکهای استرسزا؛ رنج پنهان وکالت» نوشت:
شاید ادعای گزافی نباشد ، بگویم کمتر کسی است که از حجم استرس و دلشورهای که یک وکیل با دریافت هر پیامک ابلاغ تحمل میکند ، اطلاع داشته باشد ، جز خود وکلا ! برای بسیاری از مردم، صدای دریافت یک پیامک اتفاقی عادی و روزمره است؛ اما برای وکیل، گاهی همین صدای کوتاه ، نفیر ساعتها نگرانی، دعوت به تحلیلِ منشا و دلیل پیامک و گرفتار شدن ذهن به اما و اگرهای غیر قابل پیشبینی که خروجی اش ساعت ها درگیری ذهنی وکیل است.
وکالت از بیرون شاید حرفهای آمیخته با اعتبار اجتماعی، دانش حقوقی و درآمد خوب تلقی شود، اما واقعیت آن است که بخش بزرگی از زندگی حرفهای یک وکیل در میان اضطرابهای پنهان سپری میشود؛ اضطرابهایی که کمتر دیده میشوند و کمتر کسی از عمق آنها آگاه است. در هر پیامک ابلاغ هزاران حرف ناگفته و احتمال نهفته ، پیامکی که از سرنوشت یک پرونده خبر میدهد. ، پرونده ای که ممکن است سرنوشت یک زندگی ، جان یک انسان ، اعتبار و آبروی یک همنوع و… را به چالش بکشاند .
ممکن است اخطاری برای حضور در جلسهای مهم باشد یا رأیی صادر شده باشد که ماهها تلاش و پیگیری را تحت تأثیر قرار دهد، یا شاید تصمیمی غیرمنتظره که تمام محاسبات حقوقی را دگرگون کند. روح و روان وکیل تا پیش از مشاهده کامل متن ابلاغ، در فاصلهای کوتاه اما پرتنش میان احتمالها و نگرانیها معلق میماند.
بسیاری تصور میکنند وکیل صرفاً نماینده حقوقی موکل است؛ اما حقیقت چیز دیگری است ، او در بسیاری از مواقع بار روانی مشکلات دیگران را نیز بر دوش میکشد ، میگویم دیگران نه صرفا موکل ، چرا که مسئولیت اجتماعی وکیل حکم میکند تا دل در گرو دغدعههای همنوعان خویش داشته باشد . در این بین هر پرونده مجموعهای از دغدغهها، اختلافات، نگرانیهای مالی، خانوادگی، کیفری یا تجاری است که بخشی از آنها ناخواسته به ذهن و روان وکیل منتقل میشود.
به همین دلیل وکیل تنها با قانون و مقررات سروکار ندارد؛ او هر روز با اضطراب، امید، ناامیدی و سرنوشت انسانها مواجه است. شاید عدهای بگویند وقتی وکیل حقالوکاله دریافت میکند، باید پیش بینی این نگرانی ها را کرده و این فشارها را نیز بپذیرد. کلام درستی است؛ هیچ حرفهای بدون مسئولیت و دشواری نیست. اما مسئله آنجاست که میان درآمد وکیل و آثار روانی انباشتهشده بر ذهن و اعصاب او همیشه تناسبی وجود ندارد. بسیاری از وکلا ساعتها و روزها با پروندههایی زندگی میکنند که نتیجه آنها تنها به یک مبلغ مالی ختم نمیشود، بلکه به آبرو، آزادی، دارایی یا آینده افراد گره خورده است.
در کمتر حرفهای میتوان این میزان از مسئولیت را مشاهده کرد که یک اشتباه کوچک، یک مهلت از دسترفته یا یک برداشت متفاوت از قانون بتواند چنین پیامدهای گستردهای ایجاد کند. همین مسئولیت سنگین سبب میشود وکیل حتی در زمان استراحت نیز نتواند به طور کامل از فضای پروندهها فاصله بگیرد. بسیاری از ما در تعطیلات، سفرها ، مهمانیها و حتی جمعهای دوستانه و خانوادگی نیز نیمنگاهی به تلفن همراه خود داریم ؛ زیرا احتمال میدهند هر لحظه پیامکی برسد که نیازمند اقدام فوری باشد.
از سوی دیگر، وکالت حرفهای است که نتیجه تلاش در آن همیشه قابل پیشبینی نیست. ممکن است وکیل تمام دانش، تجربه و توان خود را به کار گیرد، اما عوامل متعددی خارج از اراده او بر سرنوشت پرونده اثر بگذارد. این عدم قطعیت، یکی از مهمترین منابع استرس در زندگی حرفهای وکلاست. آنان باید همواره آماده مواجهه با نتایجی باشند که گاه با انتظاراتشان فاصله دارد.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از وکلا با شنیدن صدای اعلان پیامک ابلاغ، ناخودآگاه دچار نوعی نگرانی میشوند؛ نگرانیای که نه از ضعف، بلکه از احساس مسئولیت سرچشمه میگیرد. هر ابلاغ، یادآور تعهدی است که نسبت به موکل، قانون و وجدان حرفهای خود دارند.
جامعه معمولاً موفقیتهای وکلا را میبیند، اما کمتر به هزینههای روحی این موفقیتها توجه میکند. کمتر کسی میبیند که پشت هر رأی مطلوب، ساعتها مطالعه، بیخوابی، نگرانی و فشار روانی نهفته است. کمتر کسی میداند که برخی از این استرسها سالها بر جسم و روان وکیل اثر میگذارند.
شاید وقت آن رسیده که در کنار توجه به جنبههای مالی و ظاهری حرفهی وکالت، به سلامت روان فعالان این عرصه نیز توجه بیشتری شود. وکیل نیز پیش از آنکه صاحب یک پروانه حرفهای باشد، یک انسان است؛ انسانی که در میان انبوه پروندهها، مسئولیتها و پیامکهای استرسزا، تلاش میکند از حقوق دیگران دفاع کند، حتی اگر بهای آن فرسودگی تدریجی اعصاب و آرامش خودش باشد ، ساده ترین گواه این ادعا مقایسهی تصویر وکیل بر پروانهی وکالت وی با چهرهی او پس از چند سال(کمتر از یک دهه) فعالیت حرفهایست .با این وصف برای هم قطاران شریفم سرفرازی و صحت و سلامت آرزو داشته ،امیدوارم متولیان نهاد وکالت به این نکتهی ظریف و البته مهم توجه بفرمایند.
انتهای پیام




