در مناظرهای با موضوع بررسی نسبت اپوزیسیون، جنگ و حاکمیت که به میزبانی انصاف نیوز برگزار شد مسعود فروزنده و سعید رضوی فقیه به واکاوی ریشههای اعتراضات در ایران و نقش نهادهای دولتی در شکلگیری نیروی مخالف پرداختند.
در این مناظره که با انتقادهای صریح به عملکرد دولت به معنای عام آن و همچنین جریانهای مخالف نظام همراه بود، این دو تحلیلگر سیاسی از دو زاویهی مختلف این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که آیا حاکمیت تولیدکنندهی اپوزیسیون خود است یا خیر؟
فیلم کامل مناظرهی آقایان رضوی فقیه و فروزنده را در صفحهی انصاف نیوز در یوتیوب [لینک] و آپارات [لینک] ببینید.
مسعود فروزنده، تاریخپژوه و تحلیلگر سیاسی گفت: جامعه ایران به شدت سیاستزده شده و تقریباً همه امور، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، به قدرت سیاسی گره خوردهاند.
او این وضعیت را در مقایسه با کشورهایی مانند آلمان و اتریش قابل مشاهده میداند و تأکید میکند که در افکار عمومی نیز سیاستزدگی به شدت بالاست.
به گفته او، در حالیکه زنان و حوزههای اجتماعی و فرهنگی در ایران وجود دارند، اما زمانی که تمام تریبونها و قرائتهای رسمی بر موضوع پوشش بسیج میشوند، عملاً سیاست بر همه چیز سایه میاندازد و همه حوزهها رنگ سیاسی میگیرند.
در مقابل، سعید رضویفقیه این نگاه را نسبی میداند و با اشاره به نمونههایی از اروپا میگوید در کشورهایی مانند آلمان و فرانسه نیز دولتها در حوزه دین، فرهنگ و امنیت اجتماعی مداخله میکنند و حتی موضوعاتی مانند مساجد، امامان جماعت یا تجمعات اجتماعی نیز میتوانند به مسئلهای سیاسی و امنیتی تبدیل شوند.
او همچنین با اشاره به برخی برخوردهای پلیسی در آلمان، این موضوع را نشانهای از پیچیدگی نسبت سیاست و جامعه در غرب میداند.

فروزنده در بخش دیگری از گفتوگو تأکید کرد که بخش مهمی از اعتراضات خیابانی در ایران از مطالبات اقتصادی آغاز میشود، اما بهسرعت ابعاد سیاسی پیدا میکند.
او به مسائلی مانند بیکاری، کاهش قدرت خرید، تورم و «محرومیت نسبی» اشاره میکند و میگوید: این عوامل میتوانند بدون ارتباط مستقیم با اپوزیسیون، مردم را به خیابان بکشانند.
از نظر او، حتی در شرایطی که ارتباطی با اپوزیسیون وجود نداشته باشد، نارضایتیهای معیشتی میتواند به شکل اعتراض سیاسی بروز پیدا کند و بنابراین نمیتوان اقتصاد و سیاست را از هم جدا کرد.
او در ادامه تأکید میکند که نقطه آغاز اعتراضات اجتماعی را نباید صرفاً در فعالیت اپوزیسیون جستوجو کرد، بلکه افزایش قیمتها، مشکلات معیشتی و سیاستهای دولتها خود میتواند نیروی اجتماعی اعتراض را شکل دهد.
او می گوید: مردم بدون وجود مسائل واقعی در زندگی روزمره حاضر نیستند هزینه حضور در خیابان و مواجهه با برخوردهای امنیتی را بپردازند و همین نشان میدهد که دولت نیز در شکلگیری این وضعیت نقش دارد.

سعید رضویفقیه در ادامه گفتوگو، رابطه دولت و اپوزیسیون را یک رابطه یکطرفه نمیداند و معتقد است هر دو طرف بر یکدیگر اثر میگذارند.
او با اشاره به تجربههای تاریخی میگوید: برخوردهای سختگیرانه میتواند مخالفان را به سمت رادیکالیسم سوق دهد و در مقابل، اقدامات خشونتآمیز اپوزیسیون نیز میتواند زمینه تشدید برخوردها را فراهم کند.
او در عین حال تأکید میکند که یک اپوزیسیون مسئول و یک حکومت عقلانی میتوانند در اصلاح و تعدیل رفتار یکدیگر نقش مثبت داشته باشند.
او همچنین با اشاره به دورههای مختلف تاریخی، از جمله حضور چهرههایی مانند مسعود رجوی و اسدالله لاجوردی، می گوید: تعاملات و تقابلها در زندانها و فضای سیاسی میتواند بر شکلگیری رفتار سیاسی طرفین اثرگذار باشد و این رابطه صرفاً یکسویه نیست، بلکه متقابل است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، سعید رضویفقیه به عملکرد بخشی از اپوزیسیون در سالهای اخیر و بهویژه در دورههای بحرانی و جنگ اشاره میکند.
او میان افراد ناآگاه و برخی کنشگران سیاسی خارج از کشور تفکیک قائل میشود و میگوید: بخشی از افراد تحت تأثیر رسانهها قرار گرفتهاند و تصویر نادرستی از وضعیت ایران دارند.
به گفته او، برخی از این افراد در خارج از کشور حتی شناخت دقیقی از شرایط زندگی در ایران ندارند و روایتهایی ارائه میدهند که با واقعیت جامعه فاصله دارد.
او همچنین تأکید میکند که بخشی از جریانهای رسانهای و سیاسی خارج از کشور، از جمله برخی شبکهها مثل ایراناینترنشنال، منوتو و حتی بیبیسی، تصویری ناتمام یا تحریفشده از جامعه ایران و اعتراضات ارائه میدهند و همین امر موجب شکلگیری تحلیلهای نادرست درباره اپوزیسیون میشود.
در ادامه او در نقد برخی مواضع اپوزیسیون، به مواردی اشاره میکند که در آن حمایت از حمله خارجی یا توجیه اقدامات نظامی علیه ایران دیده میشود و این رویکرد را فاصلهگرفته از منافع ملی میداند.

در بخش پایانی گفتوگو، هر دو تحلیلگر به نقش ناسیونالیسم ایرانی در دورههای بحران و جنگ اشاره دارند.
سعید رضویفقیه میگوید: برخلاف برخی تصویرسازیهای رسانهای، ناسیونالیسم ایرانی در برابر تهدید خارجی فعال شد و اجازه نداد جامعه در مسیر مورد انتظار برخی جریانهای مخالف حرکت کند.
مسعود فروزنده نیز می گوید: بخشی از اپوزیسیون تصور داشت پس از حمله خارجی میتواند نیروی اجتماعی را به خیابانها فرا بخواند، اما این اتفاق رخ نداد؛ زیرا از یک سو شرایط جنگی و امنیتی مانع شکلگیری تجمعات شد و از سوی دیگر، تحریک احساسات ملی و ناسیونالیسم ایرانی موجب شد اولویت بخش قابل توجهی از جامعه از اعتراض داخلی به مقابله با تهدید خارجی تغییر کند.
انتهای پیام




