محسن عوضوردی، کارشناسیارشد روابطبینالملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «جولانی و معمای امنیت اسرائیل -حزبالله» نوشت:
در خاورمیانه که درگیریها در جبهههای متعددی مدام و حتی گاه به صورت همزمان، درگیر هستند، ادعای صلح فراگیر، دورتر از باور کردن است، چه رسد به آنکه نزدیک به حقیقت باشد؛ اما ترامپ تمام تلاش خود را برای برقراری صلح فراگیر انجام داده است، چنان که حتی برای صلح مطلوب خود، از جنگهای خونین نیز ابایی ندارد. آخرین جنگ یعنی جنگ رمضان، با صلح میان جبهههای ایران-مقاومت و اسرائیل-آمریکا پایان یافت. صلحی که یکی از بندهای جدی آن، توقف حملات اسرائیل به منطقه شیعه نشین جنوب لبنان و پایان درگیری با حزبالله بود؛ بندی که از منظر ثبات و حقیقت، از رهاترین و گسستنیترین بندهاست.
اسرائیل، به عنوان دولتی که در قلب منطقهی ظهور ادیان ابراهیمی و سکونتگاه استراتژیک مسلمانان، خود را نماینده تمدن غرب میداند و ادعا میکند که با بربریت مدرن درگیر است، سالهاست که تلاش میکند نام فلسطین را از کتب تاریخی خط زده و به عنوان دروازهای امن در مدیترانه، ثبات یابد. تلاشی که قریب به ۸۰ سال جنگ را دربر داشته و هیچ جنایتی را مهجور نکرده است. بلاخره پس از نزدیک به ۸۰ سال، ظاهرا زمان ثبات برای این دروازه فرا رسیده است:
۱.ایران در اوضاع نابسامان اقتصادی قرار گرفته و جمهوری اسلامی، مدام موجودیتش تهدید میشود. پس به تعبیر نخستوزیر اسرائیل، سر اختاپوس، مشوش است.
۲.تمام سران کلیدی حماس، کشته شدهاند و قرار بر خلعسلاح حماس است؛ پس نزدیکترین خطمقدم، منحل شده است.
3.سایر نیروهای مقاومت نیز تضعیف شدهاند.
۴.دشمنان دیرینه، در حال تبدیلشدن به شرکای جدید هستند(عربستان، امارات، قطر و…)
۵.تقریبا تمام چهرههای کلیدی مقاومت، از ژنرال سلیمانی تا حسننصرالله و آیتالله خامنهای، ترور شدهاند؛ پس اتاق فکر و فرمان مقاومت، تضعیف شده است.
در چنین شرایطی، جبهه دوم نزدیک، حزبالله است. خطر کلیدی که بر پایهی نظریهی موازنه تهدید استفن والت، از حیث وجودش اسرائیل آرام نخواهد گرفت. با اندکی تسامح و تخلیص، استفن والت بیان میدارد که موازنه تهدید، وجود معمای خطریست که بین دو واحد سیاسی وجود دارد. از جمله مولفههای اثبات موازنه تهدید قدرت تجمیعی(جمعیت، فناوری، قدرت نظامی، قدرت اقتصادی و…)، نزدیکی کانون تهدید، توان تهدید و انگیزه تهدید هستند.
برای دفع تهدید باید با شناخت عامل تهدیدی و راهکارهایی نظیر اتحاد و ائتلاف، به تهدید پاسخ دهد و آن را مهار کرد.
حزبالله برای اسرائیل، تهدید جدی است، چرا که هم نزدیک اسرائیل است، هم بخشی از آنچه که قدرت تجمیعی نام میگیرد را دارد(در حد تهدید و آسیب)، هم توان و انگیزه و سابقه تهدید را دارد. با وجود چنین تهدیدی، اسرائیل نمیتواند به مفاد صلح با ایران پایبند بماند، چرا که ادراک تهدیدی نسبت به حزبالله دارد و از طرفی، موقعیت کمنظیری برای اتمام تمامی تهدیدها به دست آورده که به تفصیل در چند پاراگراف اخیر، تشریح و تبیین شد(وضعیت جبهه مقاومت).
اما چالش اصلی اینجاست که درگیری بین لبنان و اسرائیل، صلح را زیر سوال خواهد برد. این مهم، تیغی دو لبهای است برای اسرائیل: از یک طرف، بقای حزبالله، تهدیدی جدی برای اسرائیل است و موقعیت کمنظیری دست داده تا در اوج تضعیف مقاومت، حزبالله نیز محدودتر شود یا حتی از بین برود. از طرفی، هر گونه اقدام اسرائیل، صلح را زیر سوال برده، منطقه خاورمیانه و منافع آمریکا و شرکای آمریکا را تهدید خواهد مرد.
با توجه به آنچه مطرح شد، این پرسش پدید میآید که راهکار اسرائیل، برای دفع تهدید و عدم نقض صلح به صورت همزمان، چه باید انجام دهد؟ در پاسخ، با استناد دوباره به نظریه موازنه تهدید والت، شکلگیری اتحاد و ائتلاف میتواند راهگشا باشد. نزدیکترین شریک در دورهی جدید منطقه که از نظر جغرافیایی، هم به اسرائیل نزدیک باشد و هم به لبنان، سوریه است.
سوریهای که خلعسلاح شده است، در وضعیت بد اقتصادی قرار دارد، دولت هنوز نتوانسته در همه مناطق استقرار و ثبات یابد و سابقه درگیری با اسرائیل را دارد، بیش از هر زمان آماده ائتلاف با اسرائیل است. شاید به همین دلیل، تروریستها، کراواتی شده و به کاخ سفید، رفت و آمد میکنند! اما این وابستگی، میتواند متقابل باشد، یعنی صرف وابستگی سوریه به تجهیزات و امکانات اسرائیل و آمریکا، ائتلاف صورت نمیگیرد، بلکه اسرائیل نیز به یک نیروی خشن و خبره، با تناسب اعتقادی(جنگ آیینی)، مسلط به جنگ شهری و پارتیزانی، برای زمانی که خود نخواهد پیمان صلح را نقض کند، نیاز دارد.
حال این تصمیم جولانی خواهد بود که پیمان امنیتی را با اسرائیل منعقد کند و به صورت رسمی، با هرگونه تهدید حزبالله، مقابله کند، گروهها/گروهکهای غیر دولتی مسلح را بر علیه حزبالله، بسیج و ساماندهی کند و یا انفعال پیش بگیرد.
قطعا تصمیمگیری برای جولانی ساده نخواهد بود، زیرا سوریه خسته از جنگ است، محصور عراق و ترکیه است، مسئلهای مشترک با عراق و ایران و ترکیه، در بحث کردستان دارد.
این تصمیم جولانی خواهد بود که راه بقای خود و دولتش را در کدام مسیر هموارتر ببیند و قطعا، تضمین حمایتی از جانب قدرت بزرگی همچون آمریکا برای اقدامات مشترک اسرائیل و سوریه علیه مقاومت و حزبالله، میتواند تاثیر جدی در تصمیمگیری و انتخاب گزینه جولانی بگذارد.
انتهای پیام




