مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق، در کانال تلگرامی خود نوشت:
معنای خرافه، در نگاه رواقیان، این است که وقتی برای امری علت طبیعیای وجود دارد، به این علت طبیعی بیاعتنا باشیم و یک علت غیرطبیعی را در نظر بگیریم.
مثلاً: من از بس که با همسرم بدرفتاری کرده بودم، یک سال بعد از ازدواجم طلاق گرفتیم.
خب، علت طبیعی چیست؟ اینکه بدرفتار بودهای؛ نه گفتارت، نه کردارت، نه زبان بدنت، نه خرج کردنت، نه دخل درآوردنت درست بوده است؛ خب، طلاق گرفتی. این را به آن یک علت طبیعی میگویند.
اما اگر گفتی: «آن شبی که ما میخواستیم ازدواج کنیم، قمر در عقرب بود و این عاملی بود که ما طلاق گرفتیم»، میشود خرافه.
و اینجا باید به علت طبیعی توجه کنیم، نه به علتهای غیرطبیعی (خرافه).
و ما معمولاً به خرافه و علتهای غیرطبیعی رو میآوریم، چون:
۱. مقصر بودن خودمان را مخفی میکنیم.
میگوید: «چیکار کنم آقا، دست من که نبود، قمر در عقرب بود!» دیگر نمیگویم که من چه رفتاری کردم، چون مقصر واقع میشوم.
یا مثلاً میگوید: «جارو را در حیاط خانه وارونه گذاشته بودم و این عاملی بود که پسرم و عروسم با هم دعوایشان شده بود!»
چون ما نمیخواهیم ببینیم علت اصلی اینکه پسر و عروسمان مشکل دارند چیست و به خاطر فرار از این مسئولیت و مقصر بودن، به خرافه رو میآوریم.
۲. در پی جبران برنمیآییم.
چون هر وقت به علل طبیعی استناد شود، باید در پی جبران برآییم؛ اما برای اینکه جبران نکنیم و از مسئولیت اشتباهها فرار کنیم، به علل غیرطبیعی (خرافه) رو میآوریم.
منبع: سخنرانی مصطفی ملکیان با عنوان: معرفی کتاب «کارِ سبکباران»؛ بیان ۵۳ آموزهٔ اپیکتتوس رواقی
انتهای پیام




