سیاوش خوشدل، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
در بخشی از گفتوگوی حجّتالاسلام محمّدرضا زائری در برنامۀ «بر مدار ایران»، او به این موضوع اشاره میکند که با کاهش مشارکت انتخاباتی، اعتبار و حرمت قانون از بین رفتهاست. زائری میگوید:
«برای اینکه من رأی بیاورم در فلان شهر، راضی شدم به اینکه مردم نیایند [در انتخابات]، من با حدّاقلّ رأی بشوم نماینده. برای اینکه حزب من، جریان من، گروه من، لیست من رأی بیاورد، حاضر شدیم مشارکت مردم از دست برود، حرمت این پرچم شکسته بشود، اعتبار و احترام مردم نسبت به حاکمیت مخدوش بشود؛ ولی من با یک حدّاقلّی رأی بیاورم.
بعد آن وقت ما چهار نفر و نصفی قانون وضع میکنیم، میگوییم «قانون است، هشتاد میلیون باید اطاعت کنند.» جور در نمیآید. برای اینکه قانون وقتی قانون است که روایی داشتهباشد. فیلترشکن قانوناً خلاف است. همه دارند استفاده میکنند، همه هم به هم توصیه میکنند و از هم میگیرند.اینکه مسخره است.
در یک شهری که صدهزار نفرند، اگر پنجاه نفر زندان بودند، اسمش زندان است. اگر سههزار نفر زندان بودند، دیگر اسمش شهرک مسکونی است. آن وقت طرف از زندان آمد بیرون سرش را پایین نمیاندازد. این نقض غرض است و اصل ماجرا منتفی شده. ما مردم را لگدمال کردیم، فقط برای اینکه خودمان رأی بیاوریم.»
این سخنان من را به یاد تحلیل تیمسار حاجعلی کیا از فروریختن نظام پادشاهی به علّت دخالت اجرایی و انتخاباتی پادشاه و لزوم مشارکت عمومی برای اعتبار قانون نزد مردم انداخت.
کیا رئیس ادارۀ دوم ستاد بزرگ ارتشتاران یا همان رکن اطّلاعات ارتش بود. او در گفتوگو با پروژۀ تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد میگوید:
«بنای تشکیلات مملکت ما اگر میگوییم دوست داریم شاهنشاهی باشد، این یک بنایی است که مثل اهرام مصر میماند. قدیمیترین بناهاست. و چرا؟ برای اینکه این قاعدهٔ بزرگ، میرسد به یک نوک کوچک. هیچ سنگینی احساس نمیکند. یعنی شاه در رأس قرار بگیرد، تمام مسئولیتها روی ملت همینطور تقسیم میشود. دیگر او مسئولیتی ندارد. هیچ باری هم ندارد روی دوشش. که بدبختانه بعدها دیدیم این هرم برگشته. نوکپایین است. آن قاعدۀ بالا، خرد کرد شاه را. برای اینکه دخالت در انتخابات و کارهای بهاصطلاح دولتی میکرد و نبایستی که میکرد.
فرمول [پیشنهادی] من برای انتخابات این بود. میگفتم که درست است که ملّت آماده نیست، فکرش کار نمیکند برای اینکه خودش رأی بدهد و میدزدند رأیش را، میخرند رأیش را، امّا ما میتوانیم آمادهاش کنیم به این ترتیب. یک دوره انتخابات برای هر کرسی مجلس دو نفر از آن محل انتخاب میکنیم که واجد یک شرایط خوبی باشند. به آنها میگوییم بروید رأی ملّی بیاورید.
در دورۀ [بعد] میآییم چهار نفر را انتخاب میکنیم. بروند رقابت کنند مردم را وادار کنند به آنها رأی بدهند، نه اینکه صندوق بسازند. بعد دفعه سوم هشت نفر انتخاب میکنیم. و آن کسی وکیل خواهدشد که رأی ملّی دارد.بنابراین در این سه دوره که تقریباً ده دوازده سال طول میکشد، ملّت میفهمد، احساس میکند که رأیش اهمّیت دارد، پی میبرد به اینکه این قانونگذاری از نمایندگان خودش است و بعد احترام میگذارد به آن قانونی که مال خودش است. بعد دوره چهارم دیگر [گزینش] لازم نداریم، برای اینکه میدانیم فهمیدهاند.»
انتهای پیام




