احسان خانمحمدی در یادداشتی با عنوان «سهشنبههای بدون خودرو؛ طرحی بر لبه تیغ » که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
سال گذشته، بیش از دو هزار و ۵۰۰ شهر در سراسر جهان در یک رویداد نمادین شرکت کردند که ریشههای آن به دههها قبل بازمیگردد. این رویداد که در ۲۲ سپتامبر برگزار میشود، هدفش این است که شهروندان یک روز در شهرها بدون خودرو نفس بکشند.
اولین جرقههای این ایده در سال ۱۹۵۶ در بحبوحه بحران کانال سوئز کلید خورد. یعنی زمانی که هلندیها و بلژیکیها روزهای یکشنبه خودروهایشان را کنار گذاشتند تا با کمبود سوخت مقابله کنند. ۴۱ سال بعد، در ۱۹۹۷، در شهر لاروشل فرانسه، نخستین کمپین رسمی «شهر بدون ماشین من» کلید خورد و درست یک سال بعد از آن، این ایده با شعار «من، بدون ماشین در شهر» در فرانسه و ایتالیا گسترش یافت.
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۰ این روز را بهطور رسمی به رسمیت شناخت و از آن پس، این رویداد به یک کمپین جهانی تبدیل شده است. در حال حاضر شهرهایی مانند پاریس، بروکسل و لندن، در روزهایی خاص، خیابانها را میبندند و در کنار آن، با اهدای دوچرخه و توسعه خطوط پیادهروی، سبک زندگی بدون خودرو را به شهروندانشان هدیه میدهند.
در ایران، ماجرا مسیر متفاوتی را طی کرده است. پویش سهشنبههای بدون خودرو، یک دهه پیش، در آذرماه سال ۱۳۹۴ به ابتکار جمعی از فعالان محیط زیست و بهصورت خودجوش و مردمی در اراک شکل گرفت. به دلیل اوج ترافیک و آلودگی هوا در اواسط هفته، روز سهشنبه برای این طرح انتخاب شد. این پویش مردمی بهسرعت در بیش از ۲۰۰ شهر گسترش یافت و حتی گفته میشد صدها کیلومتر مسیر ایمن دوچرخهسواری در دهها شهر ایجاد شد. اما با گذشت زمان، این حرکت مانند برخی از طرحهای مشابه، به دلایل متعددی از جمله وضعیت نامناسب حملونقل عمومی، گرانی دوچرخه و نبود مشوقهای پایدار، بهتدریج از نفس افتاد. تا جایی که حالا عدهای آن را پروژهای شکستخورده عنوان میکنند.
بااینحال، در شهریور سال جاری، آن ایده با شکلی متفاوت و با ضرورتی بیشتر دوباره مطرح شد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در جلسه هیئت دولت از تمامی دستگاههای دولتی خواست یک روز در هفته را بهعنوان «روز بدون خودرو» تعیین کنند و در کنار آن، توسعه دورکاری و کاهش سفرهای غیرضروری را نیز در دستور کار قرار دهند. برخلاف پویشهای قبلی که مردمی و خودجوش بودند، این بار دستور از بالاترین سطح دولت صادر شد و سازمان اداری و استخدامی کشور اعلام کرد سهشنبههای بدون خودرو را اجرا میکند. اخیرا وزیر نفت نیز با انتشار تصاویری از حضورش در مترو، بهطور نمادین به این پویش پیوست و مقرر شد مدیران و کارکنان این وزارتخانه از این به بعد یک روز در هفته از حملونقل عمومی استفاده کنند.
پشت این تصمیم، تنها مسئله ترافیک یا محیط زیست نیست. حالا دیگر مدیریت مصرف بنزین و اصلاح الگوی مصرف سوخت، بهویژه پس از افزایش قیمت بنزین و تشدید تنشهای منطقهای که فشار بر بخش انرژی را افزایش داده، به یک ضرورت بحثبرانگیز تبدیل شده است. این طرح در واقع پاسخی خاص به مسألهای خاص است که نمیتوان منتظر ماند تا خودبهخود حل شود.
اما همانقدر که ضرورت این طرح مشخص است، مسیر عملیاتی کردن آن پرچالش و مسألهمند است. تجربه جهانی نشان میدهد طرحهای بدون خودرو در صورت اجرای درست، میتوانند آلودگی هوا را تا ۱۵ درصد و ترافیک را تا ۲۷ درصد کاهش دهند. در پاریس، در نخستین روز بدون خودرو، انتشار گازهای خروجی تا ۴۰ درصد کاهش یافت. این آمار امیدوارکننده است. تحقق چنین نتایجی در ایران نیازمند پیششرطهایی است که مهمترین آنها توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی است. بسیاری از کارشناسان اشاره میکنند بدون فراهم شدن ناوگان کافی، نمیتوان از کارمندی که مسیر طولانی، بعضا چندساعته و پرترافیکی را با اتوبوسهای فرسوده و خطوط متروی بسیار شلوغ طی میکند، انتظار داشت خودروی شخصیاش را در خانه بگذارد.
اما باید گفت مسأله تنها به زیرساختها محدود نیست، مشوقها نیز نقشی تعیینکننده دارند. در تجربه جهانی، شهرهایی موفقتر عمل کردهاند که تنها به توصیه و بخشنامه بسنده نکردند؛ بلکه با ارائه مشوقهایی مثل بلیت رایگان، اختصاص پارکینگهای تشویقی، پرداخت وام دوچرخه و ایجاد ساعات کاری شناور، استفاده از حملونقل عمومی را برای کارمندان جذاب کردند. اساسا هیچ ایدهای تنها با روشی تحت عنوان فرهنگسازی، عملیاتی نمیشود. اغلی طرحهای قبلی که چنین ادعایی داشتند، شکست خوردند.نمونهاش همان طرح یک دهه پیش است که حالا گویی هیچگاه مطرح نشده است.
البته سازمان اداری و استخدامی نیز تأکید کرده که این اقدام، دستوری صرف نیست و بیش از آنکه یک بخشنامه باشد، به کار فرهنگی و اداری نیاز دارد. نکته امیدوارکننده این است که حالا خود متولیان نیز میدانند طرحی که تنها بر پایه الزام اداری و دستور بنا شده، دیر یا زود به سرنوشت پویشهای قبلی دچار خواهد شد. فراهم کردن زیرساخت، ایجاد مشوقها، و البته، شیوه عملیاتیسازی و ارزیابی اثر طرح است که میتواند طرح کنونی را از اینکه به سرنوشت سایر طرحها دچار شود، نجات دهد.
نکته مهمی که نباید نادیده گرفت، ارزیابی صادقانه طرح است. اگر هدف اصلی، کاهش مصرف سوخت و آلودگی هواست، نباید تنها به خوداظهاری کارکنان در پیوستن به این طرح بسنده کرد. برای ارزیابی موفقیت در عملیاتیشدن این طرح میتوان از چند روش به صورت ترکیبی مثل کنترل ورود و خروج خودروها به پارکینگهای سازمانی، حسابرسی تصادفی از بخشی از کارکنان و مشوقی مانند تقدیر از کارکنان و دستگاههای اجرایی سبز استفاده کرد.اما باز باید دید آیا ایستگاههای مترو و خطوط اتوبوس در نزدیکی محل کار کارکنان، متناسب با زمان آمدورفت آنها هست و آیا این ایستگاهها و خطوط، ظرفیت پذیرش این حجم از مسافران جدید را دارند؟
طرح «روز بدون خودرو» که ضرورت آن غیرقابل انکار است، بر لبه تیغ قرار دارد. چنانچه به درستی عملیاتی و ارزیابی نشود، ممکن است تنها نامی از آن در تقویم باقی بماند. اما اگر اجرایی شود، بخش زیادی از اهدافش امکانپذیر خواهد بود. حال باید دید دولت، قبل از آنکه از کارمندانش بخواهد خودروهایشان را در خانه بگذارند، پیششرطهای تحقق این طرح را بهاندازهای رسانده که بشود روی آینده آن حساب کرد یا خیر؟
انتهای پیام





