بدنامی بهتر است یا گمنامی | ابوالفضل نجیب

ابوالفضل نجیب، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

بالاخره سریال بدنام در شبکه‌ی خانگی به پایان رسید. پدیده‌ای منحصر به فرد طی سال‌های اخیر که هر گونه تلاش برای نقد و داوری آن به چیزی شبیه توهین و آلوده کردن حریم نقد می‌ماند. آنچه درباره‌ی بدنام می‌توان نوشت فقط از باب ارجاع دادن مخاطب برای معرفی مرجعیت یک اثر نه تنها به معنی بدترین که اهانت‌آمیز به شعور مخاطب است.

اطلاق مرجعیت به بدنام از این جهت حائز اهمیت و مناسب است که از هر منظری به آن نگاه کنیم می‌تواند به مثابه نازل‌ترین ارزیابی و تحلیل کرد. از ایده‌ی اولیه و تبدیل آن به فیلمنامه تا روایت و سایر اجزای داستانی تا بازیگری و گفت‌وگونویسی و به اصطلاح گره‌های داستانی و تدوین و … بد نیست به یکی از شاهکارهای فیلمنامه‌نویسی اشاره کنم.

در اولین سکانس سریال شاهد خودکشی عماد هستیم. بدون کمترین نشانه و شائبه‌ای که به تردید مخاطب در خصوص به قتل رسیدن او دلالت داشته باشد. اما سه قسمت از سریال صرف سوءظن و رفع شبهات پلیس برای رسیدن به حقیقتی می‌شود که پیشاپیش برای مخاطب محرز و بدیهی است. وقتی اطلاعات مخاطب در این خصوص جلوتر از پلیس آگاهی است، معلوم نیست مخاطب باید با چه انگیزه‌ای دنبال باز شدن گره‌ای باشد که از ابتدا موضوعیت نداشته است.

روی هر یک از اجزای بدنام که تأمل کنیم در نوع خود می‌تواند الگویی برای ساختن یک اثر مبتدیانه باشد. حتی با این فرض که کارگردان نیت کرده باشد نمونه‌ای از بدترین‌ها را خلق کرده باشد.

با این حال ممکن است در محاسبات اولیه و یا در جریان ساخت مرتکب اشتباه محاسبه شده و شانسی جایی از کار بر اساس اتفاق به چنین افتضاحی منتهی نشود. با چنین فرضی است که معتقدم بدنام در نوع خود یک پدیده‌ی منحصر به فرد و مرجع مناسبی است برای تدریس و آموزش و پاسخ دادن به این سؤال که چگونه می‌توان یک اثر نمونه‌ای بد و در حد زرشک طلایی ساخت.

آنچه برای نگارنده تأسف‌بار است تن دادن حسن پورشیرازی به چنین ابتذالی است. بیشتر از این جهت که حتی او و علیرغم همه‌ی توانایی‌ها در نهایت نه تنها نتوانسته شمایی کاریکاتورگونه از خود را به نمایش بگذارد که همه‌ی آن اعتبار گذشته را به شدت مخدوش کرده است. شاید در مورد او این ضرب‌المثل قدیمی که هر چقدر پول بدهی آش به کاسه‌ت می‌ریزند صدق بکند. اما گمان نمی‌کنم سازندگان سریال بابت آشی که پورشیرازی در کاسه‌شان ریخته کم گذاشته باشند.

فراموش نکنیم صرف حضور او در بدنام یک شگرد تبلیغاتی برای جذب مخاطب بوده. ظاهراً جذابیت‌ها و بازی درخشان پورشیرازی در نقش غلام باستانی پیرپسر سخت مورد توجه و تمرکز کارگردان بوده. اما آنچه حاصل شده لوث شدن غلام باستانی در بدترین شکل ممکن است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *