حجت الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه، در یادداشتی با عنوان «چند نکته از استعفای آقای دکتر ظریف» نوشت:
یکم ؛
فراموش نمیکنیم که دست و زبان او بود که با استادی تمام؛ مفتخر به مذاکرات عزتمندانه شد و سایه ترس و جنگ را از جامعه محو نمود.
دوم ؛
او اهل استعفاء نبوده و نیست چون مرد روزهای سخت است، اما غیرت دینی و وطنی اش اجازه نشستن غبار بر چهره بین المللی شهروندان کشورش که همان چهره دیپلماسی است را نمیدهد.
سوم ؛
افتخار محبوب ترین دیپلمات چهل ساله تاریخ جمهوری اسلامی این شد که در برابر استعفایش ، مقام رسمی اسرائیل بگوید: 《ظریف رفت ، راحت شدیم . و
بعد این مثَل عربی را گفت : رَحَل ظریفُ حیثُ اَلقَت ؛ برود که دیگر باز نگردد 》.
چهارم ؛
استعفای او گزارش از فعال بودن رقبای انتخابات ریاست جمهوری نیست چون این توفیق را همواره آنان داشته و خواهند داشت ، بلکه گزارش از رخنه “دلواپسان” به بخشهایی در دولت است تا احیانا هماهنگی های ضروری را نابود کنند.
پنجم ؛
چه بخواهیم و چه نخواهیم ؛ قوام بین المللی “جبهه مقامت” ؛ از راه دقیق دیپلماسی عبور میکند ، چون روشن است که نبود چهره های محبوب دیپلماتیک در ملاقاتهای مهم مسوولان ، اگرچه مفتخر به حضور چهرهای عزیز سرداران جبهه مقاومت هم باشد ، ناقص است و خدای نکرده به “محاق” میرود.
ششم ؛
نه تنها در ادبیات سیاسی برخی بخاطر “عطش قدرت” سالهاست که ادبیات دشمن نهادینه شده ! بلکه روشن شد که برخی از مدعیان حضور در “جبهه مقاومت” وقتی در سخت ترین روزهای عملیات دیپلماسی که سربازان دیپلماتیک کشور مشغول جانفشانیاند ، آنان بیشرمانه نقش نفوذی دشمن را دارند و دیدیم کاملا مثل اسرائیل حرف زدنند!
هفتم ؛
جناب رییس جمهور بداند و صدالبته که میداند که رقیبان بی انصاف به چیزی غیر از بی اعتبار کردن دولتش راضی نمیشوند ، پس وزرایی که همه اعتبار دولت هستند را به هر قیمتی که شده حفظ کند.
هشتم ؛
سیره امام خمینی از ابتدای پیروزی انقلاب و سخت ترین روزهای سخت جنگ ، تا دعوت شوروی سابق و مکتب کمونیسم به الهیات و اسلام ؛ احترام به دیپلماسی کشور بود.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید