یک استاد دانشگاه، طی یادداشتی که در اختیار دیدارنیوز قرار داده به تبیین نقش دانشگاه در مناسبات کنونی جامعه و سیاست در ایران پرداخته است.
کد خبر: ۱۹۶۴۴۰
۱۱:۳۸ – ۰۶ اسفند ۱۴۰۴

دیدارنیوز-محمد منصورنژاد*: این روزها حرکت اعتراضی دانشجویی در ایران، همگان را شگفت زده کرده و در باب شعارها و تغییر گرایش سیاسی فضاهای دانشگاهی، کم و بیش دیگران سخن گفتند و نیاز به تکرار ندارد.
اما در تبیین داستان، اولا، کمتر گفته شده و ثانیا، روایتهای موجود، همسان نیست. بهترین ایدهای که در فضای مجازی دیده شد ان بود که دانشگاه، ازجامعه جدا نیست. با این وصف، شعارهای دانشجویان استمرار همان اعتراضات اکثر استانهای کشور در دی ماه سال جاری است.
این سخن خطا نیست، ولی نمیتواند عمق داستان را حکایت و تحلیل کند. نکات چند دیگری اینجا جای تامل دارند:
۱. اینکه دانشگاه بخشی از جامعه است سخن حقی است، اما اینکه باید بازتاب جامعه باشد، سخن دقیقی نیست. اگر اینگونه باشد، جوامع باید همواره درجا بزنند. دانشگاه، نقش نورافکن جامعه را دارد و باید طبقات و اقشار جامعه را راهنما باشد.
۲. دانشگاهیان در یک تقسیم کلان، دو دستهاند: اصحاب علوم انسانی و دیگر غیر اصحاب علوم انسانی.
اصحاب علوم انسانی به جهت ماهیت رشتههای تحصیلی خود (فرهنگی بودن و ارتباط با روح ادمیان)، لازم است نسبت به دیگران، ارتباط نزدیکتر و موثرتری بااجتماع داشته باشند.
به تعبیر مرحوم دکتر قانعی راد (البته با الهام از مایکل بوروی)، اصحاب علوم انسانی چهار کارکرد دارند: حرفهای، انتقادی، سیاستی و مردمگرا. برابر چهارمین رسالت یاد شده، از وظایف این اندیشمندان و پژوهشگران است که داشتههای خویش را در جامعه به اشتراک بگذارند.
۳. اما در اتفاقات اخیر دانشگاهی، عمده اعتراضات از سوی دانشگاههای صنعتی، مهندسی و فنی و… بوده است، ضمن اینکه در این نزدیک به دوماه، نخبگان علوم انسانی عمدتا روزه صمت و سکوت گرفتند و بسیاراندک روشنگری داشتند.
به عبارت دیگر انگونه نیست که مسیر دانشگاهیان به جهت راهبردی و سیاسی در این شرایط حساس، کاملا تبیین شده باشد و دانشجویان راه دیگری رفته باشند. خشم ناشی از ظلم مضاعف و بی تفاوتی اصحاب علوم انسانی نسبت به سرنوشت کشور، فضای مبهمی ایجاد میکند که درست و خطا در ان گم شده و هر کسی ممکن است به مسیری کشانده شود.
۴. البته اصحاب علوم انسانی نیز برای انفعال خود، عللی را بر میشمارند. مثلا بالای چهار دهه تحقیر از سوی اصحاب قدرت و.
اما ازنگاه نگارنده این دلیل نمیشود تا فردی که از پول مردم تحصیل کرده و از امکانات کشور بهرهمند شده است، در روز واقعه میدان را خالی کند. رهنمایی و رهگشایی رسالت اصحاب علوم انسانی است، به ویژه انانی که در قالب تشکلهای علمی و مدنی فعالند.
ممکن است گفته شود سخنان اصحاب علوم انسانی در جامعه بازتاب و خریدار ندارد. به نظرم این حرف به صورت مطلق درست نیست، حتی اگر درست باشد هم بزرگان علوم انسانی باید پاسخ دهند که چرا حنایشان نزد حتی ملت نیز رنگ ندارد؟
*استاد دانشگاه





اتفاقاً دانشجویان علوم انسانی شعور سیاسی شون از همه بیشتره برای فهم این مثال کافیه بدونید مثلا همین نخبگان گروه مجاهدین خلق در پیش از انقلاب همه از رشته های غیر علوم انسانی بودند نخبه بودند ولی نخبه های بی مغز