ایرنا نوشت:
عبدالکریم سروش، فیلسوف و دینپژوه با انتشار ویدئوی در صفحه شخصی خود خطاب به مردم ایران در این روزهای سخت جنگ گفت: مردم و هممیهنان داغدیده و عزادار ما باید به هوش باشند و فریب مکر و خدعه دشمن را نخورند. اکنون که در داخل کشور این سختیها، بمبارانها و خونریزیها را تحمل میکنند، دل قوی دارند که این ایران باقی خواهد ماند و دست دشمنان بریده خواهد شد.
وی با اشاره به رشادت نیروهای مسلح در دفاع از وطن تاکید کرد: مردم بدانند که اکنون نیروهای نظامی ما که با ایمان و شجاعت کامل میجنگند، درخور همه گونه تحسین هستند و هر گونه که میتوانند باید به یاری آنها بشتابند؛ آنها سد سکندری مقابل تجاوز تجاوزگران هستند و جان خود را بر کف دست نهادهاند و جانانه و شجاعانه از این کشور دفاع میکند، قدر آنها را باید دانست.
آینده نسلهای ما هرگز وابسته به تجاوز این تجاوزگران نیست
این فیلسوف و دینپژوه با تاکید بر ضرورت آگاهی بخشی در این برهه تاریخی گفت: همچنین باید کسانی را که بیگانه با حقیقت هستند، بیثمرند یا خود را به بیثمری زدهاند؛ به منافع ملی و تاریخی ما آگاه کرد، آینده نسلهای ما هرگز وابسته به تجاوز این تجاوزگران نیست، ما باید بر پای خود بایستیم و دشمن را در هر لباسی و به هر زبانی دفن کنیم و بیرون برانیم و به هوش باشیم که «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.»
دشمن را در هر لباسی و به هر زبانی دفن کنیم و بیرون برانیم.
عبدالکریم سروش در بخش دیگری از این پیام ویدئویی به ضرورت همبستگی ملی در برابر دشمنان اشاره کرد و گفت: باید دست به زانوی خود بگیریم و برخیزیم، کمک این خدعهگران هیچگاه کمک نیست، جز زیان از آنها بر نمیخیزد و کسانی که تکیه بر آنها میکنند تکیه بر بیتالعنکبوت کردهاند؛ جایی که فرو ریزنده و ویران شونده است و تکیهگاه استواری نیست.
همه بیتابیم اما این بیتابی را باید خرج آگاهی خویشتن و دیگران نماییم
وی با بیان اینکه باید به هوش باشیم، ایامی است که همه بیتابیم اما این بیتابی را باید خرج آگاهی آگاهی خویشتن و دیگران نماییم؛ تصریح کرد: به همنوعان و هموطنان خودمان در این ایام بسیار دشوار رسیدگی کنیم. هر کس خانهای دارد در اختیار دیگری قرار دهد، هرکس ثروتی داره میتواند دیگران را مورد کمک و اعانت قرار بدهد، حتی یک دلداری و یک تماس تلفنی انجام دهد، یک سر زدن و ملاقات میتواند موجب تقویت روحیهها و رفع افسردگی شود. همین خدمات خرد را نباید فراموش کرد؛ این ابر شوم بالاخره برطرف خواهد شد.
این سایه سیاه برطرف خواهد شد و سیاهی بر کسانی خواهد ماند که جانب خائنان ایستادند.
عبدالکریم سروش افزود: این سایه سیاه برطرف خواهد شد و سیاهی بر کسانی خواهد ماند که جانب خائنان ایستادند و منافع زودگذر را بر منافع واقعی و طولانی مدت این مردم ترجیح دادند و ندانستند که دشمن و دوست کیست و در کدام جانب باید ایستاد، یا بیطرف ایستادهاند و یا به طرف دشمن رفتند که هر دو نهایت بیخبری بلکه بیوجدانی است. نمیتوان بیطرف ایستاد و بمباران و غارتگری و تجاوز را تماشا کرد و هیچ نگفت.
باید در تظاهرات ضد جنگ به قوت شرکت کرد
این فیلسوف و دینپژوه با اشاره به تجمعات مردمی ضدجنگ در شهرهای ایران و کشورهای مختلف تصریح کرد: در این ایام که تظاهرات ضد جنگ در شهرها و کشورهای مختلف برگزار میشود حتماً باید به قوت شرکت کرد و دیگران را هم باید به شرکت دعوت کرد شاید تاثیری داشته باشد؛ بالاخره ما همه به امید زندهایم.
اکثریت مردم کشور از این تجاوز و از این تعدی بیگانگان به تمام و کمال بیزارند.
سروش در پایان تاکید کرد: همانطور که طرف مقابل میرود و امضا میدهد و چنان به مصادر امور وا مینماید که گویا همه ایرانیان با تجاوز آنها موافق هستند، از این سو هم باید صداهای مخالف و متقابل برخیزد و نشان بدهند که آن سخنان متعلق به گروه قلیلی است که نماینده ایران بزرگ و مردم این کشور نیستند، اکثریت مردم کشور از این تجاوز و از این تعدی بیگانگان به تمام و کمال بیزارند و آن را دفع میکنند و به دنبال قطع دست این متجاوزان هستند.
انتهای پیام





جنگ هفته پیش شروع شد. چرا بعد از یک هفته پیام همدردی می دهید. آیا این سکوت طولانی خود به معنی نوعی همسویی با جنگ طلبان نیست؟
باز هم به شرف آقای سروش. جالبه ماسونهایی مانند داوری اردکانی و شرکا و شوالیه های مرتبط مانند آموزگار و خفاش های چال ایشان و حلقه های اصلی فردیدیه که موجب مهاجرت سروش شدند، ساکت ند. البته اینها با توجه به دستورالعمل ماسونی الان می گویند فلسفه و علم کاری به مسائل سیاسی ندارد، و البته در چهل سال اخیر از عوامل اصلی انحراف انقلاب و نفوذ در مراکز فرهنگی بوده اند.
حاج فرج دباغ ، سالهاست تمام شده . اکنون در غرب به فلاکت افتاده و در پی روزنی برای تعویض آبشخور است .
و إلا کیست که کنشهای ۸۸ وی را فراموش کرده باشد؟
جرس ۸۸ همان اینترنشنال کنونی بود . اهانت های مکرر وی به حضرت آقا هم کتاب شده و قابل کتمان نیست .
خوش رقصی های وی و عطامهاجرانی صرفا جهت تامین منافع شخصی است و بس .
اینان را به آب زمزم هم بشورند ، پاک نمی شوند .
با احترام به ایشان، ایشان بدنبال منافع حزبی خود از کشور و مردم مایه میگزارند بفرما تشریف بیار ایران مثل همه ما در تجمعات شرکت کنید
دکتر سروش خواست برگردد ، راهش ندادند . نسل ما ، که متولد اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت هست ، بسیاری از خودآگاهی دینی و حتی ملی خود را مدیون سه گانه شمس هستیم ؛ یعنی : شریعتی ، مطهری ، سروش .
از یک شهروند عادی به رسانه خوب انصاف نیوز ، (اگر حتی یک ذره انصاف دارین پیامم را کامل قرار بدین)
تو واقعا از نظر بنده یکی از بهترین و معتدل ترین رسانه ها در ایران هستی و در میان انبوه رسانه های تندرو و افراطی که کشور را به نابودی سوق میدن واقعا نعمتی هستی ، اما تعجبم اینه که چرا وقتی ۹۰ میلیون انسان در ایران داریم برای اینکه بخوای بدردنخور بودن یا مضر بودن سلطنت و پادشاهی را بیان کنی رفتی سراغ بیسوادترین و کم ارزش ترین شخص خارج از کشور یعنی سروش که علاوه بر اینکه ثابت کرده ثبات روحی و ثبات عقیده نداره هر ماه هم عقایدش عوض میشن ، آخه اون که دیگه ایرانی نیست و در ایران هم زندگی نمیکنه ، چرا با اینکار ضربه به رسانه خودت میزنی و اعتبارت را پایین میاری؟ ولله در ایران آدمهای عاقل کم نداریم که میری سراغ نظیر اون.
در مورد پهلوی ها و طرفدارانشون هم مشکل اصلی ، تمام رسانه ها از جمله خود شما هستین ، چرا که حتی یکبار هم تاریخ را نخوندین تا قراردادهای ننگین سعد آیاد ، قرارداد ۱۹۳۴ و پیمان دارسی را برای مردم بیان کنین ، در این قراردادها که بسیار ننگین تر از عهدنامه گلستان هستند قسمتهای زیادی از افغانستان ، عراق و ترکیه کنونی که جزو خاک ایران بوده با وطن فروشی و بزدلی رضا قلدر و بدون حتی یک ثانیه جنگ یا شلیک یک فشنگ از ایران جدا شدن ، در حالیکه حداقل قاجارها بسیار باغیرت تر و با شرف تر بودن چون بعد از چند سال جنگ با روسیه مجبور به امضای قرارداد گلستان شدن ،
خلاصه اگر رسانه ها به مردم اطلاع رسانی کنن تا بفهمن که رود بزرگ هیرمند در شرق ، قسمتهایی از عراق در غرب و حتی قسمتی از منطقه آرارات و کوههای آرارات ترکیه امروزی را پهلویها با بی عرضه گی و وطن فروشی مانند بحرین به بیگانگان تقدیم کردن دیگه کسی به صورت توله پهلوی تف هم نمیندازه ….
دکتر سروش بسیار محترم و عزیز هستند ولی نظرات سیاسی ایشان از نظر بنده بیشتر بر پایه احساس و مبتنی بر تمام متغیرهای موجود نیست. این تفکر مشابه همان چیزی است که در سیاست دوستان اصلاحطلب نیز سراغ هستیم، اگر این تفکر منجر به اصلاح و تغییر میشد باید نتایج آن را در این ۴۰ و اندی سال درک میکردیم و لااقل چشمانداز روشنی به آینده میداشتیم.
چقدر دور از واقعیت جامعه