علی اکبر حدادی هرندی؛ مدرس دانشگاه
انتخاب رهبر سوم توسط مجلس خبرگان رهبری با استناد به اصل ۱۰۸ قانون اساسی، نه تنها یک رویداد سیاسی، بلکه یک «نقطه عطف تاریخی» برای تزریق روح تازه در کالبد نظام است. سپرده شدن سکان هدایت به چهرهای جوان و انقلابی، می تواند نویدبخش فرصتی تاریخی برای بازآرایی ساختارهای مدیریتی و عبور از بنبستها باشد و چهره حکمرانی و جایگاه ایران را دگرگون کند. برای پاسخ به چگونگی این تحول، ۸ محور کلان به عنوان «منشور تحول و پیشرفت ملی» پیشنهاد میشود:
۱. دیپلماسی هوشمند؛ پیام قدرت در قالب صلح
اولین پیام رهبر جدید باید به جهان، پیام «صلح و دوستی» باشد، نه از موضع ضعف، بلکه از جایگاه اقتدار. پیشنهاد میشود با صدور فرمانی برای «کاهش تنشزدایی هوشمند» و ابتکار عمل منطقهای، حسن نیت ایران به جهانیان اثبات شود. نمایش قدرت نظامی و فناوری باید در کنار میز مذاکره معنا پیدا کند تا ثابت شود ایران هرگز جنگ طلب نبوده و آغازگر جنگ نیست، اما در حفظ امنیت و تمامیت ارضی خود قاطعانه و بدون مماشات عمل خواهد کرد.
۲. شوک به بدنه مدیریتی؛ جوانگرایی واقعی
جوانگرایی و شایسته سالاری باید به الگوی اصلی نظام مدیریتی کشور تبدیل شود. پیشنهاد میشود میانگین سنی مدیران ارشد کاهش یابد. همچنین «شغل دوم» به طور کامل ممنوع شود؛ مدیران و کارکنان نظام اداری باید تامین باشند تا تمام تمرکز خود را بر اداره کشور بگذارند. افزون بر این، با محدود کردن عضویت افراد در شوراها و کمیسیونها به حداکثر سه مورد، از موازیکاری و تمرکز قدرت در دستان اقلیت محدود جلوگیری گردد.
۳. پایان دخالتها؛ حکمرانی مبتنی بر علم و قانون
یکی از آفتهای توسعه، دخالتهای سلیقهای و نظارتهای غیرکارشناسی است. فرمان سوم باید خط قرمزی برای دخالت نمایندگان مجلس در انتصابات مدیران و تعریف پروژههای منطقهای باشد. توسعه کشور باید بر اساس «آمایش سرزمین» و نیازهای واقعی منطقهها توسط مدیران مستقل و کارآمد صورت گیرد. تفکیک قوا و نظارت باید به معنای واقعی کلمه اجرا شود؛ به طوری که نظارتها از حالت جزئینگری و دستوپاگیری خارج شده و بر اصول کلان متمرکز گردد تا قوه مجریه با آرامش و تخصص به وظایف خود عمل کند.
۴. آزادی مسئولانه و آشتی ملی
فضای جامعه نیازمند تنفس است. پیشنهاد میشود با صدور عفو عمومی برای محکومان جرایم غیرعمد و سیاسی، فضای امید و اعتماد بازگردد. آزادی بیان باید در چارچوب مسئولیتپذیری اجتماعی تضمین شود. تشویق نقد تخصصی در انجمنهای علمی، صنفی و احزاب و جلوگیری از شایعهپراکنیهای غیرمسئولانه، میتواند الگویی برای تعامل سالم میان مردم و حاکمیت باشد.
۵. آزادی اینترنت و اقتصاد دیجیتال؛ عبور از انزوا
مدیریت ناکارآمد فضای مجازی مانع توسعه است. پیشنهاد میشود فرمانی صادر شود تا «اینترنت آزاد و پرسرعت» به عنوان یک حق شهروندی و زیرساخت اقتصادی تثبیت گردد. دولت موظف باشد از کسبوکارهای نوین و استارتاپها در برابر فیلترینگهای ناگهانی حمایت کند. مدیریت باید از حالت امنیتی و محدودکننده خارج شده و به سمت «تنظیمگری هوشمند» برود تا جوانان ایرانی بدون مانع در بازارهای جهانی دیجیتال حضور یابند و درآمد ارزی برای کشور ایجاد کنند. این رویکرد، همزمان با تضمین آزادی بیان، موتور محرک اقتصاد دانشبنیان خواهد بود.
۶. انقلاب در آموزش؛ تربیت نسل آینده
مدرسه و دانشگاه باید به کارگاههای خلاقیت تبدیل شوند. این امر محقق نمیشود مگر با توانمندسازی و قانون خاص استخدام معلمان و تربیت مدیران حرفهای برای مدارس و دانشگاهها. افزایش بودجه پژوهش، نوسازی آزمایشگاهها و تمرکز بر تربیت دانشآموزان و دانشجویان کارآفرین، سرمایهگذاری برای آینده کشور است.
۷. جهش علمی با اتکا به سرمایه انسانی در خارج از کشور
پیشنهاد میشود فرمانی ویژه صادر شود تا «بازگشت نخبگان» به عنوان یک پروژه ملی و اولویتدار تعریف گردد. هدف، جذب میلیونها ایرانی متخصص و موفق در جهان، است. این امر با ایجاد کریدورهای ویژه سرمایهگذاری، تضمین آزادی عمل علمی و رفع موانع اداری، میتواند در کمتر از یک دهه، ایران را به قطب علمی منطقه تبدیل کند.
۸. اقتصاد بدون رانت؛ اجرای واقعی اصل ۴۴
دولت باید «ناظر و تسهیلگر» باشد، نه تصدیگر. پیشنهاد نهایی، واگذاری واقعی شرکتهای دولتی و خصولتی به بخش خصوصی توانمند و دارای صلاحیت است. این امر زمینه رقابت سالم و حضور بخش خصوصی مولد را فراهم میکند تا چرخ اقتصاد با شتاب بچرخد.
اجرای این ۸ فرمان میتواند در آغاز کار رهبر سوم، موجی از امید و نشاط ایجاد کرده و ایران را به جایگاه واقعی خود در جهان بازگرداند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید