دو گانه تهران: میدان و کافی‌شاپ

مسعود فروزنده

مسعود فروزنده، پژوهشگر تاریخ، در یادداشتی در حاشیه‌ی جنگ که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

در بحبوحه‌ جنگ، تهران برایم نه یک شهر، که فضایی دوگانه در یک قاب است؛  پر هیاهو و در تغییر، در عین حال زنده. 

انگار باز هم باید از همان درِ همیشگی وارد شد؛ دوگانه‌سازی کلاسیک که  سال‌هاست مدخل‌الباب هر بحثی شده است.  اما این بار، دوگانه از دل خود تهران بیرون آمده است: میدان و کافی‌شاپ. خیابان و میز، فریاد و نجوا.

میدان از غروب جان می‌گیرد. جمعیتی خروشان، پرچم‌ها در هوا، مشت‌ها گره‌خورده، صداها یک صدا. فریاد علیه اسرائیل و آمریکا،  همزمان و تمام‌قد. مداحان، رهبران بی‌چون‌وچرای صحنه هستند؛ موسیقی نه برای گوش، که برای بسیج بدن‌ها و لرزش فضا نواخته می‌شود. 

ریتم، جمعیت را می‌برد، صداها روی هم می‌لغزد و همسرایی همه ذهن را فرا می‌گیرد. در میدان، فرد حل می‌شود در موج. خشم و ایمان شانه‌به‌شانه می شوند با هم. اینجا زمان از جنس آرمان است ممتد و بی‌وقفه.

آن‌طرف‌تر، تهران چهره‌اش عوض می‌ شود. کافی‌شاپ‌ها از صبح تا غروب براه هستند؛ میزها پر، فنجان‌ها پشت سر هم، دود سیگار و بوی چای و کافه لاته. حرف زدن، خندیدن، نوشیدن، خاطره گفتن. گاهی میزها یکی می‌شود برای صمیمیت بیشتر. یک سن بالاتر، حوالی بیست‌وشش سالگی راوی می‌شود از زندگی، از مهاجرت، از عشق نیمه‌کاره، از آینده‌ای که معلوم نیست کجاست اما هرچه است از جنس واقعیت های بدست نیامده است. چشم‌ها اینجا برق می‌زند. نه از خشم، که از شور؛ از میل به ادامه دادن، حتی اگر نداند ادامه به کجا.

 در کافی‌شاپ، جنگ یک خبر است نه یک آیین؛ حضوری کم‌رنگ دارد. اینجا فرد هنوز فرد است؛ با اسم، با داستان؛ اما در انتظار حل شدن در آرمان.

تهرانِ این روزها میان این دو فضا معلق است؛ نه کاملاً میدان، نه تماماً کافی‌شاپ. شهری که همزمان می‌تواند فریاد بزند و بخندد، عزاداری کند خاطره و آینده بسازد. تناقضی که نه تازه است و نه ساده. نمی‌دانم شاید مسئله انتخاب نیست؛ شاید مسئله همزیستی است. اینکه این دو جهان، بی‌آنکه هم را ببینند، کنار هم نفس می‌کشند.

میدان، تهرانِ رسمی است؛ آن‌چه دیده می‌شود، شنیده می‌شود، پخش می‌شود. کافی‌شاپ، تهرانِ غیررسمی است؛ آن‌چه  زمزمه می‌شود، منتقل می‌شود.

و من فقط تماشاچی‌ام؛ ثبت‌کننده‌ی شهری که چند سالی می‌شود با دو زبان حرف می‌زند و با دو آرزو می‌تپد.

مسعود فروزنده. جنگ نوشته‌ها، ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ 

انتهای پیام

5 پاسخ به “دو گانه تهران: میدان و کافی‌شاپ”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. صادقعلی

    با جنگ نه ضعیف میشه نه سقوط میکند. اما با سرکوب و خشم ملت چرا

    ۳
  2. خاک

    شعر بافتی تا قشر شهادت طلب رو برامون پاکشویی کنی؟

    ۴
  3. رها

    پس ما چرا هیچ کافی شاپی نمیبینیم باز باشه؟!

    ۵
  4. مسعود

    داداش ماه رمضون چطوری از صبح تا غروب کافی‌شاپ‌ها به راه هستن؟!

    ۴
  5. حمید

    کدوم کافی شاپ توی تهران جرات داره که با این وضعیت توصیف شده خدمات بده ؟ سیگار و فنجان ها پشت سرهم ؟ توی ماه رمضون ؟!!!!! عجب قصه ای بافته نویسنده

    ۵