محمد زارع شیرینکندی، پژوهشگر فلسفه، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
دفاع از میهن در برابر تجاوز اجنبی حقیقتی است واضح و مبرهن و البته مقدس. در جنگ هیچگاه خیر و فایده ای نبوده و در جنگ های نیهلیستی روزگار ما نه فقط کسی کمترین نصیبی نمیبرد بلکه ممکن است بسیاری از دستاوردهای سالیان و بلکه سدهها نیز بر باد رود یا به حالت تعلیق در بیاید.
در این میان، احتمالا بیشترین آسیب و زیان به مقوله آزادی و خواست آن برسد آن هم در جامعههایی که تاریخ جدید شان با نوعی تجددمآبی (مدرنیزاسیون) صوری و قلابی دچار انواع دشواریها و مانعها بوده است.
منظور من از آزادی، سنخ و جنس لیبرالیستی آن نیست که امروزه طشت رسواییاش از بام افتاده است و ملعبه فاشیسمی نو و غریب گردیده است بلکه مراد ایده آزادی تاریخی و جنبش ارزشمند آزادیخواهی حدود دویست ساله یک ملت است.
در جنگ، انواع صدمهها و ضررهای جانی، نظامی، اقتصادی و فنی امری است مسلم، اما ظاهرا آسیب و زیانی که جنگ به نهاد آزادی و دموکراسی میزند کمتر از موارد مذکور نیست. جنگ می تواند اراده معطوف به آزادی، یعنی اراده معطوف به متفاوت بودن، متفاوت اندیشیدن و متفاوت نگریستن را سالها به تعویق اندازد.
زیرا در اثنای جنگ هر قول و سخن تازه و هر رای و نظر متفاوت ممکن است در معرض کج فهمی و تفسیر نادرست قرار بگیرد. آیا دقیقا به همین سبب نیست که برخی اندیشمندان جامعه سکوت را ترجیح می دهند و خاموشی را؟ در حالی که خودشان می دانند که در این وضع خاموش نشستن گناه است!
آیا در عین دفاع از وطن و محافظت از کشور نمیتوان و نباید به نهاد آزادی و دموکراسی و به رسمیت شناسی تفاوت (دیفرانس) نیز اندیشید و عمل کرد؟ شاید امکان هر آیندهای در گرو میزان و ژرفای درکمان از آزادی و در گرو میزان و ژرفای فهم و شناخت مان از مقوله تفاوت (دیفرانس) باشد.
مبادا در وسط جنگ و پیکار با متجاوزان، ارزش بنیادین آزادی را فراموش کنیم. وفاداری و دلبستگی به وطن کمترین تعارضی با وفاداری و دلبستگی به آزادی ندارد.
به نظر می رسد که هر گونه نوآوری و پیشرفت و تعالی در اکنون و فردای این سرزمین، در عرصههای مختلف، به شناخت دقیقمان از آزادی و اراده معطوف به آن و آیندهی آن بستگی دارد. آزادی اظهار رای و نظر، بهویژه از سوی صاحبنظران و متخصصان، را نمی توان به بهانه جنگ و با انواع برچسبهای ناروا سرکوب کرد.
اتحاد ما ملازم با آزادی ماست چرا که آزادی ما ملازم با اگزیستانس ماست، یعنی لازمه بقا و استمرار ما در آینده است. “وحدت در کثرت” در ساحت های گوناگون کشور ما اکنون بیشتر از هر زمان دیگری می تواند با اصل اصیل آزادی و تفاوت تضمین گردد.
انتهای پیام



