علیاصغر شفیعیان
آتشبس یعنی «نه جنگ، نه صلح»؛ حالتی فرساینده که نباید در آن ماند. اگر به مذاکره برای معامله میرویم باید با قدرت برویم. محور منافع ملی و پیام روشن رهبری باشد و به امید موفقیت هیات «قالیباف-عراقچی». ضمنا ضروریست شکستهای طرف مقابل و دستاوردهای ایران در جنگ را در تریبونها برشماریم.
چند نکته:
۱. تیم ملی، نه باشگاهی: مذاکرهکنندگان تیم ملی ایران هستند؛ آنها را با استقلال و پرسپولیس اشتباه نگیریم. فشارهای رسانهای حامیان ظریف یا جلیلی بر تیم مذاکره، در این لحظه اشتباه محض است.
۲. تلهی پروپاگاندا: تمرکز آمریکا بر «تنگه و هستهای» است تا ما را از اصل ماجرا دور کند و افکار عمومی تصور کند که فقط موضوع اینهاست. اولویت ایران باید «رفع تحریمها» باشد؛ با مکانیزم و زمانبندی مشخص. این بر انسجام رابطه دولت و ملت تاثیر زیادی خواهد داشت.
۳. روایتگری ضعیف: مذاکره اول اسلامآباد حتی یک عکس رسمی نداشت! این ضعف در روایتگری است. ونس هم بهموقع روایت خود را گفت. ضمناً اگرچه اکنون ترکیب دیدگاههای مختلف در تیم مذاکره را برای وفاق میپذیریم، اما در شرایط عادی، کار دیپلماسی باید بر عهده دیپلمات باشد تا بهرهوری آسیب نبیند.
۴. دیپلماسی موازی: همزمان با اسلامآباد، کانال مکرون و تقویت رابطه با اروپا، همچنین مواضع اسپانیا، چین، روسیه، ترکیه، ایتالیا و مصر، دستاورد کمی در میانه جنگ نیست.
۵. اقتدار واحد: دیسیپلین حاکمیتی نباید اجازهی تصور بلبشو در مدیریت دیپلماسی را بدهد. طبق قانون، دولت مجری دیپلماسی است ولاغیر. اگر اختیاری از سوی شعام به صورت مقطعی به اشخاص یا نهادهای دیگر داده میشود، بهتر است برای مردم هم شفاف باشد تا رسانههای آن سوی آب نتوانند بهاصطلاح موش بدوانند.
۶. سرمایه اجتماعی: باید هوای هر دو گروه را داشت؛ هم آنها که در تجمعات شبانه هستند و هم آنها که با وجود نقدها، اما به صراحت مخالف حمله به ایرانند. بعد از جنگ باید برای انتظارهای اقتصادی و اجتماعی این مردم سنگ تمام گذاشت.
۷. فردای توافق: اگر رفع تحریمها کلید بخورد، بلافاصله باید به سراغ کاهش روزنههای فساد، تسهیل بوروکراسی، تقویت بخش خصوصی و اصلاح ساختارهای دولتی رفت. توافق بر سر تحریمها بدون اصلاحات داخلی، اثر ماندگاری نخواهد داشت.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید