از تنش تا توسعه؛ فرصت پس از توافق

مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه، در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «از تنش تا توسعه؛ فرصت پس از توافق» نوشت:

ایران امروز پس از عبور از یکی از پیچیده‌ترین مقاطع امنیتی و سیاسی سال‌های اخیر، در برابر یک فرصت تاریخی قرار دارد؛ فرصتی که اگر درست مدیریت شود، می‌تواند از یک مقطع پرهزینه، مسیر تازه‌ای برای ثبات، توسعه و بازسازی اعتماد عمومی ایجاد کند. توافق اخیر میان ایران و آمریکا را نباید صرفاً یک رویداد سیاسی یا نتیجه پیروزی یک جریان بر جریان دیگر دانست. توافق را باید یک فرصت ملی دید؛ فرصتی برای کاهش هزینه‌های تقابل، افزایش ظرفیت‌های اقتصادی و فراهم کردن شرایطی که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که قدرت ملی ایران زمانی بیشترین اثرگذاری را داشته که همه مؤلفه‌های آن در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. امنیت، نه فقط محصول قدرت نظامی است و نه صرفاً نتیجه مذاکره و دیپلماسی؛ بلکه حاصل ترکیب هوشمندانه همه ظرفیت‌های کشور است. در بحران و جنگ اخیر، توان دفاعی کشور و عملکرد نهادهای مسئول در حوزه میدان و امنیت، نقش مهمی در حفظ ثبات و جلوگیری از تحمیل اراده دیگران داشت. واقعیت این است که هیچ کشوری در جهان بدون برخورداری از قدرت بازدارندگی نمی‌تواند در معادلات پیچیده بین‌المللی از منافع خود دفاع کند.

اما در کنار این واقعیت، یک درس مهم دیگر نیز وجود دارد؛ اینکه قدرت زمانی به نتیجه پایدار تبدیل می‌شود که بتواند از مسیر دیپلماسی به فرصت سیاسی و اقتصادی تبدیل شود. دولت در شرایطی دشوار و حساس، توانست در حوزه دیپلماسی مدیریت بحران کند، مسیر گفت‌وگو را باز نگه دارد و اجازه ندهد کشور صرفاً در فضای تقابل و تنش تعریف شود. دیپلماسی زمانی موفق است که بتواند از ظرفیت‌های موجود برای تأمین منافع کشور استفاده کند.

تجربه ایران در دهه‌های گذشته نیز نشان داده است که هر زمان عقلانیت و گفت‌وگو جایگزین تنش‌های فرسایشی شده، فرصت‌هایی برای کشور ایجاد شده است. دولت سیدمحمد خاتمی با رویکرد گفت‌وگوی تمدن‌ها و کاهش تنش تلاش کرد فضای جدیدی در روابط خارجی ایجاد کند. دولت حسن روحانی نیز با مذاکرات هسته‌ای بر این باور بود که کاهش تنش می‌تواند زمینه‌ای برای گشایش اقتصادی فراهم کند.

امروز نیز دولت مسعود پزشکیان بر استفاده از ظرفیت دیپلماسی در چارچوب حفظ منافع ملی و عزت کشور تأکید دارد. این همان نگاهی است که جریان سازندگی نیز همواره بر آن تأکید داشته است؛ اینکه سیاست خارجی باید در خدمت توسعه، رشد اقتصادی و بهبود زندگی مردم قرار گیرد.با این حال، مهم‌ترین سرمایه کشور در تمام این سال‌ها مردم بوده‌اند. مردمی که با وجود فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، دشواری‌های اجتماعی و انباشت برخی نارضایتی‌ها، در بزنگاه‌های مهم پای ایران ایستادند. این همراهی را نباید امری طبیعی و همیشگی فرض کرد. جامعه هزینه‌های زیادی پرداخته است و اکنون اگر از یک فرصت جدید صحبت می‌کنیم، نخستین مخاطب آن همین مردم هستند.

دِین کشور به مردمی که با وجود همه ناملایمات پای ایران ماندند، با حرف و شعار ادا نمی‌شود؛ بلکه با تصمیم‌های درست، اصلاحات واقعی و اقدام به‌موقع ادا خواهد شد. اکنون باید بدون فوت وقت از این فرصت استفاده کرد و مسیرهایی را که سال‌ها مورد تأکید کارشناسان و دلسوزان کشور بوده، با جدیت دنبال کرد.نخستین گام، ترجیح عقلانیت و دیپلماسی بر تنش است. سیاست خارجی باید بتواند همزمان امنیت، عزت و توسعه اقتصادی کشور را دنبال کند.

گام دوم، کاهش فشارهای اقتصادی بر مردم است؛ چراکه هیچ دستاورد سیاسی زمانی کامل نخواهد بود که اثر آن در زندگی خانواده‌ها، سفره مردم و آینده جوانان دیده نشود. حمایت از منافع ملی و معیشت مردم باید معیار اصلی تصمیم‌گیری‌ها باشد، نه رقابت‌های کوتاه‌مدت سیاسی. در این مسیر باید از تخریب هر توافق یا فرصت ملی به دلایل جناحی پرهیز کرد.

نقد کارشناسی لازمه پیشرفت است، اما تبدیل مسائل ملی به ابزار اختلافات سیاسی، هزینه آن را برای همه مردم افزایش می‌دهد. تعامل سازنده با جهان نیز باید به‌عنوان ابزاری برای تقویت اقتصاد و جایگاه ایران مورد توجه قرار گیرد؛ تعاملی که به معنای وابستگی نیست، بلکه استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های موجود برای پیشرفت کشور است.

همزمان، تقویت امنیت و ثبات ملی همچنان یک ضرورت اساسی است. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که قدرت دفاعی، اقتصاد توانمند، رضایت عمومی و سرمایه اجتماعی در کنار هم قرار گیرند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و آشتی ملی نیاز دارد. عبور از چالش‌های بزرگ آینده با افزایش شکاف‌ها و حذف بخشی از جامعه ممکن نیست؛ بلکه نیازمند استفاده از همه ظرفیت‌های کشور است.

همچنین باید از افراط‌گرایی و شعارزدگی فاصله گرفت. کشور برای ساختن آینده بیش از هر چیز به عقلانیت، تخصص، تصمیم‌های شجاعانه و نگاه بلندمدت نیاز دارد.

اکنون سؤال اصلی این نیست که چه جریان سیاسی از توافق سود بیشتری می برد بلکه وظیفه متولیان این است که این فرصت را به آرامش، توسعه و امید برای مردم تبدیل کنند. میدان، دیپلماسی و مردم سه پایه قدرت ایران هستند. اگر این سه در کنار یکدیگر قرار گیرند، می‌توان از یک مرحله دشوار عبور کرد و وارد دوره‌ای شد که نام آن چیزی جز توسه و آبادانی نیست.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *