عقلانیت و معقولیت

بابک عباسی متنی را از جواد حیدری در کانال تلگرامی خود نوشته است که در ادامه می‌خوانید:

جان رالز برای اولین بار در فلسفه‌ی سیاسی تمایز بسیار مهمی انجام داد: امر معقول [reasonable] و امر عقلانی [rational]. تمایز این دو بسیار حیاتی است.

اخیراً فیلسوف مهمی به نام کریستا لاولر [Krista Lawlor] به نظرم مهم‌ترین کتاب در این حوزه را نوشته‌ است به اسم Being Reasonable: The Case for a Misunderstood Virtue.

خانم لاولر می‌گوید عقلانیت [Rationality] عمدتاً ناظر به سازگاری درونی و منطقی باورها در مقام نظر و عقلانیت ابزاری در مقام عمل است. فرد عقلانی آن کسی است که باورهایش با هم تضاد ندارند و از راه استدلال‌های معتبر منطقی به دست آمده و در مقام عمل هم از بهترین ابزارها برای رسیدن به اهداف شخصی‌اش انتخاب می‌کند. لذا، یک خودخواه مطلق می‌تواند کاملاً عقلانی باشد.

اما معقولیت [Reasonableness] همان فضیلتی است که غالباً اشتباه فهم و درک شده است. معقولیت یک فضیلت اجتماعی و رابطه‌ای است. فرد معقول آن کسی نیست که صرفاً منطقی فکر می‌کند، بلکه کسی است که آماده‌ی شنیدن دلایل دیگران است و می‌خواهد با دیگران بر اساس شرایطی منصفانه، همکاری کند.

اینجا دو ویژگی مهم برای فهم معقول ذکر می‌کند. اولی پاسخگویی به دلایل [Responsiveness to Reasons] است. افراد همیشه همیشه «ظرفیت تغییر نظر» را دارند. این افراد وقتی با دلیلی از سوی دیگری روبرو می‌شوند که موجه است، آن را نادیده نمی‌گیرند، حتی اگر به ضرر منافع شخصی‌اش باشد. دومی جایگاه اجتماعی است. معقول بودن یعنی به رسمیت شناختن دیگران به عنوان «منابع معتبر دلیل». وقتی شما معقول رفتار می‌کنید، به طرف مقابل این جایگاه را می‌دهید که «من تو را به‌عنوان یک فرد معقول که می‌تواند به من چیزی بیاموزد، به رسمیت می‌شناسم». اینجاست که تحقیر جایگاه اجتماعی طرف مقابل را نشانه می‌گیرد و در نهایت می‌خواهد طرف مقابل را از رسمیت بیندازد. بازشناسی شکل‌های مختلف تحقیر در اینجا بسیار اهمیت دارد.

اما این حرف لاولر به چه کار ما می‌آید؟ ما در عصر «عقلانیت بدونِ معقولیت» زندگی می‌کنیم. گروه‌های سیاسی بسیار «منسجم» (عقلانی) فکر می‌کنند؛ آن‌ها منطقِ درونیِ خود را دارند و برای پیروزی استراتژی می‌چینند، اما با طرف مقابل «معقول» برخورد نمی‌کنند (یعنی آن‌ها را به‌عنوان طرفِ گفتگو به رسمیت نمی‌شناسند). راهِ خروج از بن‌بست‌های سیاسی و فرهنگی، بمبارانِ طرف مقابل با «فکت» (که مربوط به عقلانیت است) نیست؛ بلکه بازسازیِ فضای «معقولیت» است؛ جایی که طرفین احساس کنند شنیده می‌شوند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *