فردین علیخواه، جامعهشناس، در سایت گیل خبر (گیلان) نوشت:
متأسفانه انتشار چنین تصاویری در شبکههای اجتماعی روزبهروز بیشتر میشود. تصاویری از این دست را برای پژوهشهای شخصیام آرشیو میکنم و این آرشیو هر روز گستردهتر میشود.
این تصویر، در نگاه اول، نمایش یک «حال خوب» است: ماشین، میوه، خوراکی، نوشیدنی، موسیقی، منظره زیبای اطراف و یاری در کنار؛ همهچیز یادآور سفر و رهایی موقت از مخمصههای زندگی شهری است. اما در میان این قابِ خوشایند، یک رفتار پرخطر بهسادگی عادی میشود: نوشیدن الکل هنگام رانندگی؛ آن هم در جاده بسیار پرپیچوخم چالوس.
در بسیاری از کشورهایی با صنعت گردشگری پررونق، گردشگر معمولاً چنین حالوهوایی را میگذارد برای وقتی که به مقصد برسد؛ اما به نظر میرسد ما از معدود کشورهایی هستیم که گردشگر، سفر را از دمِ خانه شروع میکند؛ با نوشیدنی، موسیقی و بساط خوشگذرانی، آن هم پشت فرمان.
از منظر جامعهشناسی زندگی روزمره، مسئله فقط خودِ این رفتار پرخطر نیست؛ مسئله این است که چگونه خطر میتواند در قاب شبکههای اجتماعی، در کنار سفر، موسیقی، طبیعت و عشق و عاشقی، به بخشی از زیباییشناسی جاده و تجربه سفر تبدیل شود. در این تصاویر، خطر دیگر صرفاً یک امر ناخواسته و ناخوشایند نیست؛ خودِ خطر هم به نمایش گذاشته میشود. دوربین آن را در کنار میوهها، موسیقی، ماشین و لحظات خوش قرار میدهد و چیزی را که در جهان واقعی میتواند پیامدهای بسیار جدی داشته باشد، در قاب تصویر جذاب و تماشایی میکند.

دریافت تعداد بالای لایک و بازنشر برای چنین تصاویری، خود میتواند نشانهای از عادیشدن تدریجی این رفتار باشد. البته من درباره زمانها و موقعیتهای دیگر صحبت نمیکنم؛ اما نوشیدن الکل هنگام رانندگی، نباید به رفتاری عادی و پذیرفتهشده تبدیل شود.
شاید عجیب به نظر برسد، اما ما از تخمه شکستن و تف کردن پوست آن در جاده داریم به نوشیدن الکل پشت فرمان میرسیم. مسئله فقط تغییر چند رفتار روزمره نیست؛ مسئله این است که رفتارهای پرخطر چگونه میتوانند در قاب شبکههای اجتماعی، در کنار سفر و خوشگذرانی، به امری عادی و تماشایی تبدیل شوند. وقتی یک رفتار پرخطر بارها و بارها در شبکههای اجتماعی، در قالبی زیبا و لذتبخش بازنمایی میشود، ممکن است حساسیت ما نسبت به خودِ خطر نیز کاهش پیدا کند.
اما جاده، برخلاف اینستاگرام، قاب ندارد. در جاده فقط راننده و دوربین حضور ندارند؛ سرنشینان، رانندگان دیگر و موتورسوارانی هم هستند که ممکن است ناخواسته در پیامد یک تصمیم چندثانیهای گرفتار شوند. آنچه در قاب تصویر «خوشی» به نظر میرسد، ممکن است در جاده به قیمت جان دیگری تمام شود.
سخن پایانی: مدتی قبل، یکی از آشنایان، تنها فرزند نوجوانش را در یک تصادف از دست داد؛ تنها فرزند نوجوانش را. راننده، که خود نوجوان بود، گواهینامه نداشت. هنگام نوشتن همین متن، به ویدئوهای مختلفی فکر کردم که در آنها والدین از رانندگی فرزندانشان فیلم میگیرند، یا خود نوجوانان با شوق و افتخار، تصاویر رانندگیشان را منتشر میکنند؛ نوجوانانی که هنوز گواهینامه دریافت نکردهاند.
شاید بسیاری از این تصاویر برای منتشرکننده فقط یک لحظه شیرین، مایه افتخار یا نشانهای از بزرگشدن فرزند باشد؛ اما پشت همین لحظههای به ظاهر ساده و لذت بخش، خطری پنهان است که تا پیش از وقوع حادثه، کمتر دیده میشود.
بعضی از رفتارها را باید پیش از آنکه به حادثه تبدیل شوند، جدی گرفت. خوشی عده ای، ممکن است سوگواری دیگری را به همراه داشته باشد.
انتهای پیام





