نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق و سفیر پیشین ایران در اردن، در گفتوگو با انصاف نیوز، با تفکیک میان عملیات ۷ اکتبر و پیامدهای آن گفت: این عملیات در حد ظرفیت یک گروه مقاومت طراحی و اجرا شده بود، اما آثار آن از سطح فلسطین فراتر رفت و به تدریج به یک بحران منطقهای با پیامدهای بینالمللی تبدیل شد.
او معتقد است که در ایران درباره ظرفیت و آثار این عملیات اضافهبرآورد صورت گرفت و گفت: آسیب دیدن بازدارندگی منطقهای ایران پس از تحولات لبنان و سوریه، در کنار آسیب به انسجام داخلی، شرایطی را ایجاد کرد که جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه و دیگر رویاروییها به ایران تحمیل شوند.
نصرتالله تاجیک با اشاره به عملیات ۷ اکتبر گفت: برای ارزیابی این رویداد باید میان خود عملیات و تبعات عملیات تفکیک قائل شد؛ چرا که در ایران بیشتر درباره پیامدهای این عملیات صحبت شده و خود عملیات کمتر به شکل مستقل و علمی مورد بررسی قرار گرفته است.
او گفت: برای ارزیابی دقیق ۷ اکتبر باید اهداف، ابعاد و میزان موفقیت آن در سه سطح فلسطینی، منطقهای و بینالمللی جداگانه بررسی شود.
به گفته تاجیک، آنچه در سالهای پس از عملیات بیش از همه مورد توجه قرار گرفت، واکنش اسرائیل و پیامدهای ناشی از آن بود؛ زیرا شاید در ابتدا به نظر میرسید واکنش اسرائیل به عملیات حماس محدود به یک عملیات خواهد بود، اما شدت این واکنش از نظر کمی و کیفی بهگونهای بود که با کشیده شدن درگیریها به آبراهها و زنجیره تأمین کالا و انرژی، به تدریج به یک جنگ منطقهای تمامعیار با آثار بینالمللی تبدیل شد و جبهههای متعددی مانند لبنان، سوریه، یمن و ایران را درگیر کرد.
عملیاتی در حد ظرفیت حماس
تاجیک درباره ماهیت عملیات ۷ اکتبر گفت: این عملیات در حد ظرفیت یک گروه مقاومت فلسطینی بود و بدون اطلاع یا هماهنگی با دیگر نیروهای مقاومت و ایران انجام شد.
او گفت: حماس با این تصور دست به عملیات زد که مسئله فلسطین در حال خارج شدن از دستور کار کشورهای عربی و افکار عمومی جهان است. در این زمینه به اظهارات محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، درباره علاقه به عادیسازی روابط با اسرائیل میتوان اشاره کرد.
او تأکید کرد که قصد ندارد درباره درست یا غلط بودن این برداشت حماس داوری کند، اما این گروه چنین تصوری داشت و با هدف بازگرداندن مسئله فلسطین به مرکز توجه منطقهای و جهانی اقدام کرد.
تاجیک گفت: فارغ از ارزشگذاری درباره عملیات، ۷ اکتبر ضربهای جدی به تصویر امنیت اسرائیل وارد کرد. ساختار اسرائیل تا حد زیادی به تصویر امنیت صددرصدی برای یهودیانی که قرار است به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کنند وابسته است و آسیب دیدن این تصویر یکی از مهمترین نتایج عملیات بود.
با این حال، او یکی از ضعفهای محاسباتی حماس را در نظر نگرفتن شخصیت بنیامین نتانیاهو، شرایط سیاسی او و اهدافش در پنجمین دوره نخستوزیری دانست.
تاجیک گفت: اهداف حماس، چه اهداف مرحلهای و چه هدف نهایی، نیازمند بررسی بیشتر و گذشت زمان است و در شرایط جنگ و جنایت در غزه و حتی اکنون، با توجه به ترور بسیاری از رهبران حماس، نمیتوان بهسادگی درباره آن داوری کرد.
او گفت: اگر هدف نهایی حماس صرفاً زنده نگه داشتن مسئله فلسطین، به تأخیر انداختن روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و شکستن هژمونی امنیتی اسرائیل بوده باشد، این اهداف محقق شده است. اما اگر هدف آن دستیابی به امتیازات سیاسی و امنیتی از اسرائیل بدون تبدیل شدن غزه به ویرانه بوده باشد، به نظر میرسد نه حماس توانست چنین شرایطی ایجاد کند و نه جهان توانست به کمک فلسطینیها در غزه و کرانه باختری بیاید.
او گفت: اگرچه همدلی افکار عمومی جهان با فلسطینیها و آسیب دیدن تصویر اسرائیل، فضای عمومی مساعدی ایجاد کرد اما این فضا به دستاورد سیاسی مشخصی برای فلسطینیها در غزه و کرانه باختری تبدیل نشد.
ایران دچار اضافهبرآورد شد
تاجیک درباره اثر تحولات پس از ۷ اکتبر بر ایران گفت: یکی از اشتباهات احتمالی، بیشبرآورد ظرفیت عملیات و میزان تأثیر آن بر اسرائیل بود.
او توضیح داد که عملیات حماس میتوانست در سطح یک گروه مقاومت موفق تلقی شود، اما اینکه ظرفیت یک دولت و یک بازیگر بزرگ منطقهای پشت این عملیات قرار داده شود، نیازمند بررسی دقیقتر بود.
به باور این سفیر سابق ایران، در کشور این تصور شکل گرفت که عملیات ۷ اکتبر میتواند موازنه نیروها را به شکل جدی تغییر دهد و دست بالا را به فلسطینیها بدهد، اما این موضوع به اندازه کافی علمی، بیطرفانه و دقیق بررسی و مدیریت نشد.
او همچنین تحولات لبنان و سوریه را از عواملی دانست که بخشی از سرمایهگذاری راهبردی ایران در منطقه را تحت تأثیر قرار داد.
او گفت: ایران طی سالها توانسته بود نفوذ ژئوپلیتیکی خود را تا شرق مدیترانه گسترش دهد و از این مسیر نوعی مزیت بازدارندگی ایجاد کند، اما تحولات بعدی بخشی از این ظرفیت را تضعیف کرد. همه ظرفیت ایران از بین نرفته است و تهران همچنان کارتهایی برای بازی در اختیار دارد.
سه جنگ در امتداد پیامدها
تاجیک تأکید کرد که در بررسی پیامدهای ۷ اکتبر باید میان خود عملیات و اتفاقاتی که پس از آن رخ داد تفاوت گذاشت.
او سه نوع رویارویی را در امتداد پیامدهای پس از ۷ اکتبر قابل بررسی دانست و گفت: جنگ ۱۲ روزه، تحولات داخلی با تلاشهایی برای مسلح کردن و خشونتآمیز کردن اعتراضات همراه بود و جنگ ۴۰ روزه یا جنگ رمضان. آسیب دیدن بخشی از بازدارندگی منطقهای ایران، یکی از عواملی بود که آمریکا و اسرائیل را برای اقدامات بعدی علیه ایران جسورتر کرد.
او حملات اسرائیل در لبنان و سوریه، حمله به نیروها و مستشاران نظامی ایران و همچنین حمله به ساختمان کنسولگری ایران در دمشق را در کنار آسیب دیدن انسجام داخلی، عواملی دانست که شرایط را برای جنگهایی فراهم کردند که با هزینههای انسانی و مادی سنگینی به ایران تحمیل شدند.
نقش آمریکا و روایت توطئه
تاجیک درباره نقش آمریکا نیز گفت: در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، در مقایسه با دوره جو بایدن، دست اسرائیل برای ادامه اقدامات نظامی و جنایت در غزه بازتر بود.
او درباره برخی روایتهای مطرحشده در ایران مبنی بر اینکه اسرائیل و نتانیاهو از ابتدا در پشت عملیات ۷ اکتبر قرار داشتند، گفت: برای چنین ادعایی مبنای علمی یا شواهد کافی وجود ندارد و این نوع روایتها را نمیتوان بدون دلیل پذیرفت.
تاجیک گفت: حماس یک حرکت اصیل فلسطینی بود که عملیات را خود طراحی و اجرا کرد و حدود یک سال نیز آن را به شکل تمرینی دنبال کرده بود. حتی برخی از نیروهای اجراکننده تصور میکردند در حال انجام یک تمرین هستند، زیرا ملاحظات امنیت اطلاعات در طراحی عملیات بسیار جدی بوده است.
او گفت: همچنان روشن نیست که حماس تا چه اندازه واکنش کامل اسرائیل و تمام ابعاد پیامدهای عملیات را پیشبینی کرده بود و آیا توانسته بود همه این ابعاد را تحت کنترل داشته باشد یا خیر.
هزینه انسانی و تغییر معادلات
او تأکید کرد که در کوتاهمدت و بهویژه از منظر انسانی، نمیتوان از دستاورد سخن گفت؛ چرا که جنگ در غزه، کشتار گسترده، آوارگی جمعیت وجنایات جنگی، تلفات انسانی بسیار بزرگی به دنبال داشت. اگرچه ساختار و نیروهای حماس آسیب جدی دیدند، اما مقاومت ضدصهیونیستی بهعنوان یک واقعیت سیاسی و اجتماعی در فلسطین و غزه همچنان ادامه دارد و حتی نتانیاهو همچنان حماس را یک تهدید جدی میبیند.
او در عین حال تأکید کرد که مبارزه ضداسرائیلی پس از ۷ اکتبر از سطح یک مناقشه داخلی فلسطینی فراتر رفت و به جنگی منطقهای با پیامدهای جهانی تبدیل شد؛ بهگونهای که مسئله فلسطین از یک بحران ملی و محلی به یکی از مسائل مهم در نظم بینالمللی تبدیل شد.
تاجیک گفت: این تحولات معادلات قدرت در خاورمیانه را به شکل اساسی تغییر داده و نظم جدیدی در منطقه در حال شکلگیری است، اما جهت این نظم هنوز مشخص نیست. خاورمیانه در شرایطی لرزان و ژلهای قرار دارد و نتیجه نهایی به عوامل متعدد و نحوه بازی قدرتهای منطقهای و بینالمللی بستگی خواهد داشت.
او یکی از پیامدهای بلندمدت ۷ اکتبر را آسیب دیدن تصویر و مشروعیت بینالمللی اسرائیل دانست و گفت: عملکرد اسرائیل در غزه تصویری را که این رژیم طی دههها در افکار عمومی غرب و جهان ساخته بود، با چالش مواجه کرد. اسرائیل در طول سالها از روایت هولوکاست و آشویتس برای ساختن تصویری از خود بهعنوان قربانی استفاده کرده بود، اما اتفاقات غزه این تصویر را با پرسشهای جدی مواجه کرد.
تاجیک در پایان تأکید کرد که هنوز نمیتوان حکم نهایی درباره پیامدهای ۷ اکتبر صادر کرد، چرا که خاورمیانه همچنان میتواند معادلات منطقهای و جهانی را تغییر دهد. ایران و نیروهای فلسطینی باید از تحولات رخداده درس بگیرند و با رویکردی پخته، واقعبینانه، صبورانه و دور از هیجان، برای بیشینه کردن منافع آینده منطقه تصمیمگیری کنند.
انتهای پیام





