قرار ما و آزادی | شروین وکیلی

شروین وکیلی طی یادداشتی تتلگرامی با عنوان قرار ما نوشت:
آزادی «چیزی» نیست که یکبار برای همیشه به دست آید، «فرایندی» است که هر روز باید تجربه شود. آزادی هم مثل مهر و خرد، دژی نیست که در آن بخوابیم. جنگی است در اندیشه و گفتار و کردار که هر روز باید در آن پیروز شویم.
در اندیشه:
۱) عقلانیت که تنها شیوهی کارساز فهم دنیاست، یعنی دیدن آنچه هست و باید باشد و امکانهای پیشارو و راهبردهای محتمل و ارزیابی سود و زیان هریک. خردمند باشید.
۲) محور همگرایی ارزشهای مشترکی است که با دیگران داریم، یعنی آزادی و خرد و مهر. از همگرایی بر سر کلمات مبهم و جریانهای مشکوک و وعدههای خیالبافانه بپرهیزید و به ارزشهای مشترک بیندیشید.
۳) در شرایط امروزین خشم و ترس طبیعی است و نکوهشی ندارد، مگر آن که انسان را به یک ماشین بیعقلِ خشمگین و ترسان تبدیل کند، و این چیزی است که مدارهای قدرت میطلبند. با دامن زدن به رفتارهای ناسنجیده و شتابزده و غیرعقلانی است که میشود جمعیت را کنترل کرد. اسیر هیجان نباشید.
۴) آوردگاه اصلی، جنگ روایتهاست. رسانههای بزرگی با هزینههای گزاف مشغول تولید و تکثیر روایتهایی هستند از آنچه که ما هستیم و باید باشیم. یعنی دربارهی موضوعی که تصمیمگیری دربارهاش فقط و فقط از آن خودمان است. همهی روایتهای برساختهی رسانهها را نقادانه ارزیابی کنید و خردمندانه محک بزنید و روایت خودتان را از آنچه که هستید و باید باشید، پدید آورید. اگر خودتان را تعریف نکنید، دیگران تعیینتان خواهند کرد.
در گفتار:
۱) مدارهای قدرت با قطع ارتباط، امکان همگرایی بین مردم را از بین میبرند. با منع «گفتن به دیگری» و با منتفی کردن امکان «شنیدنِ دیگری». خواه با تعطیل ابزارهای ارتباطی باشد و خواه با دامن زدن به نفرت و خشم، در فضای سکوت و همهمه است که توافق ناممکن میشود. در سکوت تحمیلی و همهمهی مصنوعی است که جریانهایی که مشروعیت و محبوبیتی ندارند، مدعی نمایندگی همگان میشوند. بگویید و بشنوید.
۱) هرچه شمار مخاطبانتان بیشتر و تفاوتشان با شما بیشتر باشد، بیشتر به دنیا «مربوط» هستید. هرکس بکوشد با منع گفتن و شنیدن شما را به چیزی «نامربوط» بدل کند، دشمن شماست. نامربوط نشوید.
۲) چرندهای شاخدار با تکرار فراوان به اموری آشنا و بدیهی بدل میشوند. با متانت و ادب نظرتان را صریح و مستند بگویید و نظر روشن و مستدل بطلبید. آنچه نامعقول و سست است را فاش و صریح ارزیابی و طرد کنید.
۴) هرچه هیجان بیشتری در در بحثهای جمعی رخنه کند، نتیجه نابخردانهتر میشود. لحن خشمگین و ابراز احساسات و ناسزاگویی طاعون زبان است. خویش را بپایید و مبتلایان را قرنطینه کنید.
در رفتار و کردار:
۱) ما با سه مسئلهی عملیاتی روبرو هستیم که فقط با ارادت به حقیقت و مهر به دیگری حل میشود:
نخست: چگونه جامعهی فروپاشیدهی خود را به جامعهای بسامان بدل کنیم؟
دوم: چطور افراد ناشایست، […..]، خائن و سودجو را با مردمی شایسته و درستکار و ایراندوست جایگزین کنیم؟
سوم: چه چارچوبی برای فهم «من» و تعریف «ما» برگزینیم؟
اینها مسائلی هستند که هرکس باید به طور شخصی موضعی و تصمیمی دربارهاش داشته باشد. مردمان بسیارند و پاسخهای بسیار خواهند داد که همه محترم است، تا جایی که به دایرهی انتخاب آزاد دیگران دستدرازی نکنند. بگذارید آرای گوناگون در هم بجوشد و حقیقتی از دل آن بیرون بیاید. فقط کسی را ساکت کنید که میکوشد دیگران را ساکت کند.
۲) این سه مسئله به راهبرد و روش و کنشی هدفمند و منضبط نیاز دارد؛ نه شعار و لاف و رجز که کار کسانی است که دستی فلج و پایی لرزان دارند و کردارشان در زبانشان زندانی است. با کسی که سرگرم زنده باد و مرده باد است، وقتتان را تلف نکنید.
۳) روشن است که [وقایع ناگواری] با دامنهی باور نکردنی رخ داده و بدیهی است که [عاملان آن] باید کیفر ببینند، و خواهند دید. اما مراقب تکرار این سناریو باشید. چیزی شریفتر از جان مردمان نداریم و باید به هر قیمتی آن را پاس داشت. جنگاورانه، دادگرانه، و بی اما و اگر.
۴) رفتاری که از درماندگی و استیصال برمیخیزد، همواره نادرست است. این رفتارها را کسانی مدیریت میکنند که درماندهتان کردهاند. هر ایرانی یک کانون برگزیدن کردار و یک اهرم دگرگونی دنیاست. در حیطهی توان و تخصص خود به بازسازی نهاد و گروهی در اطراف خود بپردازد و خویشکاریای برای خود برگزیند که گوشهای از آیندهی ایران را به شکلی درست سامان دهد.
ختم کلام:
اشموغان دارند با نخاعشان فکر میکنند، با مغزتان بیندیشید و پیروز خواهید شد.
انتهای پیام

بسیارخوب و قابل تامل