نقدی بر مخالفت ها با اتصال اینترنت بین الملل

آرش ملکی ، پژوهشگر حقوق بین‌الملل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تأمین امنیت یا کنترل روایت؟ درباره مخالفت‌ها با اتصال اینترنت بین‌الملل» نوشت:

از نگاه دانش روابط بین‌الملل، دولت عادی (Normal State) به واحدی سیاسی اطلاق می‌شود که رویکرد اصلی او در جامعه جهانی، توسعه تعاملات با دیگر دولت‌ها بر اساس منافع ملی بلندمدت، و ذیل دیپلماسی رسمی باشد؛ و ایرانِ امروز نمونه‌ای از یک واحد سیاسی‌ست که در دایره چنین دولت‌هایی تعریف نمی‌شود. دلایل متعددی بدین منظور وجود دارند که جملگی آنها به ماهیت ایدئولوژیک انقلاب اسلامی و آرایش نیروهای سیاسی در سال‌های پس از آن بازمی‌گردند. به بیان دقیق‌تر، آنچه در فضای رسانه‌ای «هسته سخت قدرت» نام نهاده شده، و اتمسفری از سیاست‌ورزی غضبناک، متصلب و مبتنی بر خوانش متن‌محور از آموزه‌های فقهی ماهیت آن را تشکیل می‌دهند عادی نبودنِ ایران در مقام یک بازیگر بین‌المللی را ذی‌قیمت پنداشته، و با انکار نظام ارزشی جامعه جهانی می‌کوشد نظم هنجاری برآمده از خاکسترهای جنگ جهانی دوم را بر هم زده، و تاریخ را از نو بنویسد.

در زمره ابزارهای هسته سخت قدرت، اِعمال کنترل بر روایت‌هاست که شکل‌دهی به واقعیات را در افکار عمومی ممکن ساخته، و بر اقتدار نهاد حاکم می‌افزاید؛ اقتداری که لزوماً هیچ نسبتی با اراده جمعی شهروندان نداشته، و صرفاً خواسته‌های خواص را تأمین می‌کند. اینترنت به مثابه مهمترین پدیده ارتباطی قرن حاضر یکی از موانع اصلی در مقابله با کنترل روایت‌هاست، و دول اقتدارگرا ـ همچون بلاروس، عربستان سعودی و میانمار ـ تلاش می‌کنند با اِعمال سانسور بر اینترنت روایت سیاسی مطلوب خود را تحمیل نمایند.

الگویی که تا پیش از نهم اسفندماه سال گذشته، با تفاوت‌های بیش و کم در مورد ایران هم صدق می‌کرد و فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های خارجی به انحای گوناگون بلای جان کاربران ایرانی بود. لیکن از زمان آغاز جنگ سی و نه روزه تا قریب به سه ماه بعد با الگوی جدیدی از کنترل اینترنت مواجه بودیم؛ نمونه‌ای بی‌سابقه از قطعی طولانی‌مدت دسترسی کامل به اینترنت بین‌الملل، که با دلایل رسمی منطق نمی‌پذیرفت. رویدادی که مسئولان در پاسخ به هر پرسشی آن را ضرورتی امنیتی دانسته، و بازگشت آن را به آینده نامعلوم واگذار می‌کردند.

بدیهی است که با وجود بازارِ سیاه کانفیگ فروشی ادعای امنیتی بودن چندان پذیرفتنی نبود. زیرا وقتی شهروندان عادی به سادگی و با دقایقی جستجو در همین اینترنت داخلی به کانفیگ‌های پُرسرعت و ارزان دست پیدا می‌کردند، چگونه ممکن بود این مجال برای آنان که با قصد قبلی، و از داخل کشور علیه امنیت ملی برنامه‌ریزی می‌کنند فراهم نباشد؟ در نتیجه، آن سه ماه را نمی‌توان در بستری جز اقدامی برای بهره‌برداری روایی توجیه نمود. همچنین می‌توان چنین پنداشت کنترل روایت‌های مرتبط با وضعیتِ نه‌چندان بسامان اقتصادِ این ایام و سرنوشت نامعلومِ مذاکره با ایالات متحده در پرتو آتش‌بسِ متزلزل دلایل اصلی قطعی بی‌سابقه باشند.

در عین حال اقلیتی از اهالی هسته سخت قدرت آن انسداد نامیمون را حربه‌ای برای مواجهه با «پیامدهای فرهنگی» اتصال اینترنت بین‌الملل دانسته، و از آن دفاع می‌کردند. هرچند بسیار بعید بود کشوری برخوردار از ویژگی‌های جغرافیایی ایران قادر باشد در سال ۲۰۲۶ میلادی برای همیشه از دسترسی به اینترنت بین‌الملل چشم بپوشد؛ و دیده شد با استقرار نسبی ثبات در کشور اینترنت بین‌الملل هم مجدداً برقرار شد. با این وصف نگاه هسته سخت قدرت به موجودیت آن ثابت مانده، و ارتباط کاربران ایرانی با جهانِ خارج از رهگذر اینترنت همچنان استخوان لای زخمِ آنانی‌ست که عادی شدنِ ایران را خاتمه نفوذ سیاسی ـ اجتماعی خود قلمداد می‌کنند.

حال آنکه اثرگذاری ماندگارِ سیاسی، فرهنگی، معنوی و … مستلزم اعتماد به عقل مخاطب، لحاظ نمودنِ منافع جمعی و استدلال از موضع برابر بوده، و توسل به زور و اجبار جز شکاف اجتماعی بیشتر و تعمیق بحران‌های جاری ثمره دیگری نخواهد داشت. شوربختانه مادامی که ایران به یک دولت عادی بدل نشود این وضعیتِ بلاتکلیف و پیامدهای مخرب آن باقی می‌مانند و در بزنگاه‌هایی ـ مانند جنگ سی و نه روزه ـ بر شدت آن افزوده خواهد شد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *