مجید مرادی در پاسخ دوم به یادداشت سید حسین علوی در یادداشتی با عنوان «جهاد هم در سایه صلح ممکنتر است / اصالت جهاد با اصالت صلح منافات ندارد!» نوشت:
طلبهای به نام سیدحسین علوی در یادداشتی که در انصاف نیوز منتشر کرد [لینک] در پاسخ به یادداشتم در باره اصالت و اولویت صلح در قرآن [لینک] بار دیگر با استناد به آیات جهاد در قرآن مدعی شد که قرآن اصالت را به جهاد یا جنگ میدهد.
متاسفانه ایشان نمیدانند که اساسا مفهوم جهاد در قرآن به معنای جنگ نیست تا همه آیات جهاد را بر جنگ حمل کنیم. جهاد به معنای تلاش و پیکار است و جنگ، تنها یکی از مصداقهای جهاد است و از جنگ بیشتر با عنوان قتال در قرآن یاد شده است. بنابراین اصالت جهاد در قرآن به معنای اصالت جنگ نیست، بلکه به معنای اصالت تلاش و جهد است. جهاد میتواند فرهنگی و اقتصادی و سیاسی باشد اما در آن خونی ریخته نشود. چنین جهادهایی هم در سایه صلح ممکن است نه در میانه جنگ. همین نکته دقیق همه بافتههای او را بر باد میدهد.
حتی اگر بپذیریم که قتال همان معنای امروزی جهاد را داشته باشد باز هم آیه ۶۱ سوره انفال اطلاق قتال و به تعبیر ایشان «جهاد» را تقیید میزند و باید حمل مطلق بر مقید کرد اگر چه در خصوص آیات قتال هم باید گفت اساسا در قرآن دستور قتال با دشمنانی مشخص و معروف و معهود به عهد ذهنی، داده شده و اوصاف دشمنانی که پیامبر ومومنان مامور به قتال با آنانند ذکر شده است. مثلاً می گوید با کسانی که با شما قتال میکنند قتال کنید! یا در سوره ممتحنه میگوید خدا شما را از نیکی کردن با کسانی (کفاری) که با شما قتال نکردند نهی نکرده و ای بسا میان شما و این دسته از کفار و مشرکان مودت و دوستی بیفکند. این آیات نشان میدهد اساس بر صلح است و نه جنگ.
دیگر این که ایشان گمان کردهاند که من چون دستور قرآن به پذیرش صلح را دال بر وجوب پذیرش صلح میدانم پس همه جا فعل امر قرآن را دلیل وجوب میدانم در حالی که این گمان باطل است. همه میدانند که اگر در سوره جمعه آمده است پس از پایان نماز جمعه در روی زمین پراکنده شوید و دنبال روزی خدا بگردید! معنایش این نیست پس از نماز جمعه واجب است متفرق شوید و دور هم ننشینید! اما در خصوص آیه ۶۱ سوره انفال که میگوید اگر دشمن به صلح گرایش یافت تو هم به صلح گرایش بیاب، صرفا نسخه جواز صلح را نمیپیچد بلکه با توجه به قرائن و این که بنیاد جنگ بر خونریزی ست و خون و جان انسان حرمت ویژه دارد و نمیتوان برای امری مجاز و مندوب، جان شریف مؤمنان را به خطر انداخت یا جان کفار صلحطلب را گرفت، این امر به صلح (فاجنح)، امر وجوبی ست.
آن دشمنی هم که در آیات قبل از آیه ۶۱ از آن یاد شده است دشمنی ست که هر بار پس از عهد و پیمان صلح، پیمانشکنی میکند اما باز قرآن میگوید اگر همان دشمن پیمان شکن هم درخواست صلح داد، بپذیر!
خلاصه سخن این که اسلام دینی است که اساس و بنیادش بر جنگ نیست. دشمنان اسلام، جهاد را با جنگ مترادف تلقی کردهاند در حالی که جهاد به معنای جنگ و کشتار نیست و در زمان صلح هم جهاد به قوت خود باقی ست و در زندگی مؤمنان جریان دارد و صلح هم خارج از دایره جهاد نیست. برای “صلح” هم باید تلاش و “جهاد” کرد.
انتهای پیام




