محمدرضا سلیمی، روانشناس و نویسندهی حوزه تفکر انتقادی نوشت:
احسان فکری یا خیرخواهانه اندیشیدن یکی از فضیلتهای فکریست؛ احسان فکری یعنی تمایل و توانایی برای فهم منصفانه و دقیق دیدگاههای دیگران قبل از آنکه آنها را نقد کنیم. این فضیلت ما را به سمت استفاده از اصل نیکاندیشی سوق میدهد.
اصل نیکاندیشی یک قاعدهی تفسیریست که میگوید هنگام تفسیر استدلالهای دیگران آنها را تا حد امکان در معقولترین، منسجمترین و قویترین شکل ممکن بفهمیم، نه در ضعیفترین یا سادهترین شکلی که بتوان از آنها ایراد گرفت.
بهعبارتدیگر، احسان فکری مجموعهای از رفتارهای قابل مشاهده است؛ مانند تلاش برای رفع ابهامها، تشخیص لغزشهای زبانی، بازسازی استدلال طرف مقابل در منطقیترین و منصفانهترین شکل ممکن و نقد دیدگاهها پس از اطمینان از فهم درست و دقیق آنها.
برای مثال، فرض کنید فردی میگوید: «ورزش همیشه برای سلامتی مفید است.» این جمله ظاهراً نادرست است، زیرا ورزش زیاد یا ورزش کردن در برخی شرایط میتواند زیانآور باشد. اما براساس اصل نیکاندیشی، به جای آنکه فوراً این ادعا را رد کنیم، ابتدا میکوشیم منظور گوینده را در بهترین صورت ممکن تفسیر کنیم؛ مثلاً اینکه «ورزش متعادل معمولاً برای بیشتر افراد مفید است.» پس از این بازسازی، میتوان این ادعا را منصفانه ارزیابی کرد.
چرا باید خیرخواهانه بیندیشیم؟
احسان فکری فقط یک فضیلت نیست، بلکه راهبردی معرفتیست برای نزدیکتر شدن به حقیقت. دلایل زیر اهمیت این راهبرد را نشان میدهد.
۱. انسانها همیشه منظور خود را به بهترین شکل بیان نمیکنند. بسیاری از افراد بیش از آنچه میتوانند بیان کنند میاندیشند. سن، میزان تحصیلات، محدودیتهای زبانی، هیجان، اضطراب، خستگی، کمبود واژگان یا لغزشهای کلامی ممکن است باعث شود اندیشهای ناقص یا نادقیق بیان شود. اگر هر لغزش زبانی را نشانهی خطای فکری بدانیم، ممکن است ایدههای ارزشمند را از دست بدهیم.
۲. احسان فکری احتمال سوءبرداشت و سوءتفاهم را کاهش میدهد. بخش زیادی از اختلافهای خانوادگی، اجتماعی و سیاسی نه از اختلاف واقعی، بلکه از برداشت نادرست از سخنان یکدیگر ناشی میشود. تفسیر خیرخواهانه احتمال این سوءتفاهمها را کاهش میدهد.
۳. احسان فکری ما را به حقیقت نزدیکتر میکند. هدف تفکر نقادانه شکست دادن دیگران نیست، بلکه کشف حقیقت است. اگر قویترین نسخهی استدلالی را نقد کنیم، در صورت رد آن، اطمینان بیشتری به نتیجهی آن خواهیم داشت و اگر آن را بپذیریم، چیز تازهای آموختهایم.
۴. احسان فکری از مغالطهی مرد پوشالی جلوگیری میکند. نقد ضعیفترین نسخهی دیدگاه مخالف آسان است، اما ارزش شناختی چندانی ندارد. احسان فکری مانع تحریف یا سادهسازی دیدگاه دیگران میشود و ما را به سوی نقد قویترین نسخهی آن سوق میدهد.
۵. احسان فکری کیفیت نقد را افزایش میدهد. نقد زمانی معتبر و ارزشمند است که متوجه بهترین و دقیقترین صورت یک استدلال باشد. اگر برداشت نادرست یا نسخهی ضعیف یک دیدگاه را نقد کنیم، در واقع دیدگاه واقعی طرف مقابل را نقد نکردهایم.
۶. احسان فکری تواضع فکری را تقویت میکند. خیرخواهانه اندیشیدن بر این پیشفرض استوار است که: «ممکن است دیگران چیزی بدانند که من هنوز نمیدانم.» این نگرش از جزماندیشی، غرور فکری و شتاب در داوری جلوگیری میکند.
۷. احسان فکری کیفیت گفتوگو را افزایش میدهد. افراد زمانی که احساس کنند درست فهمیده شدهاند، آمادگی بیشتری برای شنیدن نقد و بازنگری در دیدگاه خود پیدا میکنند. ازاینرو، احسان فکری گفتوگو را از تقابل به تعامل تبدیل میکند.
۸. احسان فکری یادگیری را افزایش میدهد. اگر از ابتدا یقین داشته باشیم که طرف مقابل اشتباه میکند، ذهن ما در وضعیت دفاعی قرار میگیرد. اما اگر بپرسیم: «در این دیدگاه چه نکتهای هست که من هنوز به آن توجه نکردهام؟»، فرصت یادگیری افزایش مییابد.
۹. احسان فکری نشانهی بلوغ فکریست. افراد باتجربه پیش از آنکه در پی یافتن خطاهای دیگران باشند میکوشند بخش درست سخن آنان را دریابند. این رویکرد نه به خاطر سادهلوحی، بلکه حاصل تجربه، انصاف و اعتماد به فرایند منطقی گفتوگوست.
حدومرز احسان فکری
احسان فکری بدین معنا نیست که همهی ادعاها را درست یا صادقانه بدانیم، یا هر سخنی را توجیه کنیم. ما نباید در برابر فریبکاری، تحریف عمدی، تبلیغات گمراهکننده یا مغالطهها و سفسطهها سادهلوحانه رفتار کنیم. هدف احسان فکری این است که قبل از رد یا پذیرفتن یک استدلال مطمئن شویم آن را در بهترین، منصفانهترین و معقولترین صورت ممکن فهمیدهایم. به همین دلیل، احسان فکری در کنار فضیلتهای فکری دیگر مانند تواضع فکری، انصاف فکری، همدلی فکری، نزاکت فکری، پایبندی فکری و احتیاط فکری یکی از پایههای گفتوگوی نقادانه را شکل میدهد.
انتهای پیام




