مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق، در کانال تلگرامی خود نوشت:
به گفتهی بسیاری از روانشناسان اخلاق، کسانی که زندگی را معنادار میدانند، دستکم سه اثر عمیق را در زندگی خود تجربه میکنند.
یکپارچگی درونی
نخستین اثر معناداری زندگی، ایجاد نوعی یکپارچگی درونی است.
انسان معمولاً از ساحتهای مختلفی تشکیل شده است: ساحتِ باورها، احساسات، هیجانات، خواستهها و اراده. این ساحتها همیشه با یکدیگر هماهنگ نیستند و گاه با هم در تعارضاند.
برای همین است که گاهی کاری انجام میدهیم و بلافاصله خودمان را سرزنش، ملامت یا نکوهش میکنیم. گویی یک بخش از وجودمان گفته است: «این کار را انجام بده» و بخش دیگری میگوید: «چرا این کار را کردی؟»
این کشمکش نشان میدهد که انسان با خودش در نزاع است و از آشتیِ درونی برخوردار نیست.
روانشناسان اخلاق معتقدند وقتی انسان زندگی را معنادار بداند، میان ساحتهای مختلفِ وجودش نوعی هماهنگی و سازگاری پدید میآید. انسان با خودش در صلح است و از آشفتگیِ درونی فاصله میگیرد.
افزایش توان تحمل رنج
دومین اثر معناداری زندگی، افزایش توان تحمل رنجهاست.
زندگی چیزی جز مجموعهای از رویدادها و رابطهها نیست و بسیاری از این رویدادها و رابطهها دردناک و رنجآورند.
کسی که زندگی را معنادار میداند، میتواند این رنجها را بهتر تحمل کند. هرچه توانِ تحمل بیشتر شود، شدتِ رنج نیز کمتر احساس میشود.
حتی گاهی میزان تحمل آنقدر افزایش پیدا میکند که آنچه پیشتر رنج محسوب میشد، دیگر همان سنگینیِ سابق را ندارد.
بنابراین، معناداری زندگی باعث میشود انسان ظرفیت بیشتری برای مواجهه با دردها و سختیهای زندگی پیدا کند.
هدفمند شدن زندگی
سومین اثر معناداری زندگی، هدف بخشیدن به زندگی است.
اگر انسان زندگی را معنادار بداند، بهتر میتواند تشخیص دهد که:
در زندگی باید به دنبال چه چیزهایی باشد؛
و از دنبال کردن چه چیزهایی صرفنظر کند.
معناداری، جهت حرکت انسان را روشن میکند و به زندگی او هدف میبخشد.
انتهای پیام




