هشدارهای یک روانپزشک | جلالی ندوشن: باید جامعه را درک کنیم

نگار فیضآبادی، انصاف نیوز: دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک اجتماعی، با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی باید جامعه را درک کرد، گفت: «شهروندان پس از بحرانهای متراکم و مزمن باید انتظار واقعبینانهای از خودشان داشته باشند. مسئولان نیز برای کاهش شکافها و بازسازی اعتماد اجتماعی باید تغییراتی ایجاد کند.»
آقای جلالی ندوشن، دربارهی تابآوری در جنگ به خبرنگار انصاف نیوز گفت: «واقعیت این است که تاب آوردن در جنگ واژهی نامناسبی نیست. تاب آوردن وابسته به امکاناتی قبل از وقوع بحران است. مثل زمانی که ساختمانها را ایمن میکنیم، میخواهیم تابآوری را بالا ببریم ولی بعد از ریزش ساختمان دیگر مسئله تابآوری نیست بلکه بحث بازسازی مطرح میشود.»
واکنشی معقول به شرایط نامعقول
این روانپزشک اجتماعی در ادامه اضافه کرد: «ما از قبل با جامعهی به نسبت تضعیف شده و ناتابآوری روبهرو بودیم در نتیجه نباید انتظارات را از جامعه بالا برد و بهتر است از واژهی بقا یا امکان زنده ماندن استفاده کنیم.
تابآوری را اینگونه در نظر میگیریم که بعد از هر ضربهای بتوانیم پویاییمان را حفظ کنیم درحالیکه در جنگ که با تهدید وجودی روبهرو میشویم، مستعد تشویش، حملهی عصبی، بیانگیزگی و… هستیم. اینها واکنش معقول به شرایط نامعقولی هستند که به ناچار در آن قرار گرفتهایم.»
دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران بیان کرد: «جامعه به شکل متراکم و مزمن با مشکلاتی از گذشته و حالا هم با جنگ دست و پنجه نرم میکند و بحرانهای مختلفی را پشت سر گذاشته است.
اینکه افراد چقدر توانستهاند با عوارض بحرانها کنار آمده باشند، تردید جدی دارم. ضمن اینکه مشخص نیست چه بخشی از آن مشکلات پردازش شدهاند و توانستهایم آنها را تبدیل به یک درس آموخته شده کنیم.»
این درمانگرِ تحلیلی گفت: «مردم در حال حاضر شکننده هستند و متناسب با این شکنندگی باید از خودشان انتظار داشته باشند. مردم مستعد هستند که نسبت به صبوری و شکیبایی بدبین باشد و در چنین شرایطی باید جامعه را درک کنیم.
به عنوان نمونه ذهنیت امروز خیلی تاب رویارویی با کشاکشهای خبری، رسانهای و سیاسی را ندارد. بنابراین شهروندان باید برای مراقبت از خودشان از پیگیری وسواسگونهی اخبار پرهیز کنند و صرفا منابع استاندارد و محدود را بخوانند و خودشان را درگیر پیشگوییهای مربوط به جنگ نکنند.
امروز معدل ذهنی جامعه به گونهای نیست که از ضربهگیری کافی برخوردار باشد و به همین دلیل نمیتوان باری بیش از تحمل روی دوش آن گذاشت.»
راههای جلوگیری از فروپاشی روانی | مهمترین وظیفهی دولتمردان
آقای جلالی ندوشن دربارهی راههای پیشگیری از فروپاشی روانی جامعه در بحران جنگ گفت: «نظام حکمرانی باید تمام افراد جامعه و نه فقط یک دسته و قشر خاص را مخاطب قرار دهد. باید بپذیریم که در پایان سال ۱۴۰۴ حتی در جنگ، با جامعهی یکدستی روبهرو نیستیم.
کسانی هستند که دیدگاههای متفاوتی دارند و مسئولان در کوتاهمدت نمیتوانند ایدههای فراگیر تولید کنند اما حتما باید در آن مسیر حرکت کنند تا به سمتی بروند که به شکل همگرایانهای نظر بخشهای ناراضی جامعه را هم جلب کنند.
اگر افراد ناراضی حس کنند مسئولان پذیرای نظرات آنها هستند، آن را به عنوان یک نشانهی مثبت در نظر میگیرند. فرق میکند که جامعه به موضوعی با تردید نگاه میکند یا اصلا آن را نمیبینید.»
او در ادامه اضافه کرد: «در غیاب همگرایی است که بدگمانی، فرسودگی و احساس بیگانگی جامعه افزایش پیدا میکند و احتمال خشونت هم بالا میرود. برای جلوگیری از چنین وضعیتی، نظام حکمرانی نباید فقط کسانی را در نظر بگیرد که شبیه خودش فکر میکنند؛ در غیر این صورت جامعه دچار دوپارگی و چندپارگی میشود.
در واقع باید کمک کرد تا پتانسیل جامعه به جای اینکه صرف فرسودگی، افتراق و شدت یافتن شکافها شود، در راه اتحاد، یکپارچگی در زمان جنگ و همکاری برای توسعه و سازندگی بعد از پایان جنگ شود.»
جلالی ندوشن: «ترمیم شکافها روندی زمانبر است» | «دولتسازی به جای ملتسازی»
جلالی ندوشن دربارهی راههای افزایش سرمایهی اجتماعی گفت: «اگر تغییراتی در شیوهی حکمرانی ایجاد شود، میتوان به کاهش شکافها و افزایش همبستگی امیدوار بود اما باید به این موضوع به شکل روندهای طولانیمدت نگاه کرد؛ چون بههرحال محدودیتهای مصلحتی و اجرایی هم از آن سمت وجود دارد. همانطور که این شرایط یکشبه به وجود نیامده است، اصلاح آن هم یکشبه امکانپذیر نخواهد بود.»
این استاد دانشگاه گفت: «افول سرمایهی اجتماعی به معنی کاهش اعتماد است و درحالحاضر مسئولان باید نسبت به کسانی که دیدگاه متفاوتی دارند، شکیبا باشد و برای احیای اعتماد تلاش کند.
درواقع مسئولان به جای آنکه خودشان را بخشی از دعوا تعریف کنند، باید پذیرای انتقادات آن هم بدون استفاده از زبان تحکم باشند. باید برای برگشت اعتماد سرمایهگذاری کنند و زمان بگذارند.
تمام این موارد تابعی از رابطهی دولت و حاکمیت و همینطور رابطهی حاکمیت با ملت است و میتوان به فرصتهای طلایی و گفتوگو با مردم فکر کرد.»
این استاد دانشگاه گفت: «جامعهای که به جای تحکم به شکل گفتوگو محور پیش میرود، شکل تودهای نخواهد داشت و از یکسری شعارها، آرمانها و ایدههای خاص پیروی نمیکند. آن زمان است که میتواند با سازماندهی در قالبهای مستقل مثل احزاب، سندیکاها و… جامعهی مدنی را تقویت و خودش دولتسازی کند. چنین ملتی اجازه نمیدهد دولت بخواهد ملتسازی کند.»
«پروتکل بقا را اجرا کنیم»
جلالی ندوشن برای کاهش خستگی و فرسودگی ناشی از جنگ پیشنهاداتی را مطرح کرد و گفت: «ما ناچار هستیم در این شرایط راهحلها را در سطح فردی ساده کنیم و در تلهی پیدا کردن راهحلهای اجتماعی کلان نیفتیم. قرار نیست خودمان را گول بزنیم. اگر افراد میتوانند محیط زندگیشان را در حد مقدور تغییر دهند تا از خطر دور باشند، در انجام این کار تعلل نکنند.
اگر نمیتوانند محل زندگیشان را عوض کنند به هر شیوهای، مثل جدی گرفتن دستورالعملهای سادهای مثل تهیهی کولهی اضطراری، چسب زدن شیشهها، دور بودن از پنجرهها هنگام خواب، شنیدن صوت سفید در طول روز، و در کل اجرای پروتکلهای بقا میتوانند بخشی از خستگی ناشی از جنگ را کاهش دهند.»
یک روانپزشک: «تسلیم خطر نشویم»
این روانپزشک در ادمه گفت: «واقعیت این است که هیچ شهروندی نمیتواند جنگ را شروع یا تمام کند و ناچار هستیم با وجود دلمردگی و صداهایی مثل «این چه نوع زندگی است که داریم و…» زندگی را ادامه بدهیم.
میتوانیم این صداها را در ذهنمان کمرنگ یا خاموش کنیم. این تفسیرها را میتوان درک کرد و درست است که باید خطر را جدی گرفت و آن را به موقع و به اندازه درک کرد، اما درک به معنای تسلیم شدن در مقابل خطر و توقف زندگی نیست.
نباید تلاش برای بقا و ایمنی را با انکار بیمارگونه اشتباه گرفت. تنفسهای عمیق، بودن در جمعهای خانوادگی، سرگرم شدن با چیزهایی که به آنها علاقه داریم (طوری که خوشایند و ساده باشند، توجه ما را جلب کنند) برخی از راههایی هستند که به آرامش نسبی ما در بحران کمک میکنند.»
انتهای پیام







همبستگی اجتماعی پس از بحران ممکن است کوتاهمدت باشد و تداوم آن مستلزم توجه تصمیمگیران و صاحبان قدرت است