ضرورت تمرکز بر پایان دادن عزتمندانه جنگ

حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
جنگ تحمیلی فعلی که شاید می شد از آن جلوگیری کرد به اوج ویرانگری و خانمانسوزی رسیده است. به تعبیر بعضی بزرگان: «فرصت هایی از دست رفته و مخاطرات و تهدیدهایی مزمن در سایه این جنگ ظالمانه به فعلیت رسیده اند. اما باید چاره ای برای امروز و فردای ایران اندیشید! خطرهای نزدیک را با تدبیر و خرد و عزت و مصلحت دور کرد و آینده را متناسب با خواست عموم ملت و تحولات جدید اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سامان داد. همراه با اقتدار نظامی، همراهی و همدلی همه گروه ها و طبقات اجتماعی و جریان های سیاسی کشور، ضرورت پیش روی نظام حکمرانی است».
امروز دفاع جانانه، همه جانبه و با تمام توان، وظیفه نیروهای مسلّح است و پشتیبانی همه جانبه از آنان، وظیفه عموم مردم، و اما وظیفه مسؤولان علاوه بر تدبیر امر جنگ و دفاع، کمک گرفتن از همه سیاستمداران و صاحبان فکر در راستای تلاش برای یافتن راه های پایان بخشیدن غیرتمندانه و عزتمندانه به این جنگ ویرانگر و خانمانسوز است.
طبیعی است همچنان که شروع جنگِ هجومی و ابتدایی معقول و خواست خدا نبوده و مذموم است، پیشنهاد صلح از جانب ایران که مورد تجاوز و هجوم وحشیانه و ستمگرانه قرار گرفته، هم مذموم و به معنای پذیرش شکست و ذلّت و تسلیم، و غیر مرضیّ خدا است ولی می توان و باید در عین دفاع عزیزانه، دنبال یافتن راه های عزتمندانه برای واداشتن متجاوز به تقاضای صلح و عمل بدانها بود.
هر گونه اقدامی که به گسترش شعله های جنگ و کشیدن دیگر کشورها بخصوص همسایگان مسلمان به ورطه جنگ آن هم علیه کشورمان صورت پذیرد، قطعا خلاف مصلحت کشور و مردم و “خواست اسرائیل” است چون «ز هر طرف که شود کشته، سود اوست» و مصداق این آیه است: «یخربون بیوتهم بایدیهم» (حشر/ ۵۹) چون سرمایه های جهان اسلام را در مقابل جهان کفر از بین میرود لذا باید حتی المقدور از آن اجتناب کرد.
همچنین طبیعی است که آتش بس موقت و بازگشت به حالت نه جنگ و نه صلح قبلی هم، پسندیده نمی باشد و به شدّت خسارت بار است.
نهایتا این که باید راه های واداشتن دشمن به پیشنهاد صلح با تضمین عدم تجاوز مجدّد را جستجو و عمل کرد و این مهم جز با کمک گرفتن از همه شخصیت های سیاسی و مردمی و جز با کمک گرفتن از “مردم” به معنای واقعی اش که “دست خدا” هستند، امکان پذیر نمی باشد.
نکته بسیار مهم در این بین، حفظ تمرکز تمام شخصیت ها، گروه ها و آحاد مردم بر جنگ و مسائل جانبی آن و احتراز از ورود به هر مساله مناقشه ای است که ممکن است نظرات در آن مختلف، و بحث و دیالوگ در آن لازم و ضروری باشد. طرح این مسائل از جانب هر کس، به انحراف افکار عمومی از مسأله اصلی-یعنی جنگ فعلی- و تشتّت اذهان می انجامد و با توجه به فراهم نبودن زمینه و فضای مناسب برای طرح نظرات مخالف و بحث و بررسی و رسیدن به تفاهم، چه بسا به گسترش یأس و ناامیدی بینجامد.
امام علی در خطبه معروفی که حقوق والی و مردم را بیان می فرماید، می گوید: «لَیْسَ امْرُؤٌ وَ إِنْ عَظُمَتْ فِی الْحَقِّ مَنْزِلَتُهُ وَ تَقَدَّمَتْ فِی الدِّینِ فَضِیلَتُهُ بِفَوْقِ أَنْ یُعَانَ عَلَى مَا حَمَّلَهُ اللَّهُ مِنْ حَقِّهِ وَ لَا امْرُؤٌ وَ إِنْ صَغَّرَتْهُ النُّفُوسُ وَ اقْتَحَمَتْهُ الْعُیُونُ بِدُونِ أَنْ یُعِینَ عَلَى ذَلِکَ أَوْ یُعَانَ عَلَیْه»(نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶) = هر کس با هر منزلتی هر چند بلند مرتبه در دین، بی نیاز از آن نیست که در امور کشور یاری داده شود، و هیچ فردی هم، هرچند دون مرتبه، کمتر از آن نیست که در امور کشور، از او یاری خواسته شود».
با توجه به این بیان، این حقیر به خود اجازه می دهد از همه تقاضا کند از مطرح کردن مسائل مورد مناقشه و بیان مطالب ناظر به مسائل مهم و مورد اختلاف که محتاج بحث و بررسی و مفاهمه عمومی است، خوداری کنند و به کمک همه جناحها و شخصیتها و …، به اداره جنگ و به پایان رساندن عزتمندانه آن کمک کنند.
بدان امید.
انتهای پیام




