مهدی یزدانیان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «اهل سنت جان ما هستند…» نوشت:
با نزدیکشدن ماه محرم، عطر همدلی نیز باید در جان جامعه اسلامی بپیچد. چندی پیش توفیق یافتم در جمع محبان اهلبیت(ع) در سیستان و بلوچستان حضور پیدا کنم؛ دعوتی از سوی حاجسبحان، از برادران دینی که قلبی سرشار از محبت خاندان عصمت و طهارت دارند. بهگمانم زمان آن فرارسیده است که برچسبهای تاریخی را کنار بگذاریم و بهجای دیوارکشی میان شیعه و سنی، اسلام را بهمثابه پیکری واحد بازخوانی کنیم.
در مسیر خاش، تجربهای کوتاه اما عمیق در یک خودروی بینراهی داشتم. پنج سرنشین در خودرو بود و من تنها مسافر غیرحنفی. راننده، مردی خونگرم از اهالی بلوچ، با کنجکاوی پرسید: «مهندس! شیعهای یا سنی؟» پاسخ دادم: «مسلمانم.» همین پاسخ کوتاه باب گفتوگویی صمیمانه را گشود؛ گفتوگویی که شاید در فضای رسمی جامعه کمتر مجال طرح پیدا میکند.
علت پرسش را که جویا شدم، گفت: «معمولاً برای اینکه حوصلهمان سر نرود موسیقی گوش میکنیم. دیدم لباس مشکی پوشیدهای؛ گفتم شاید برادر شیعه در عزای حسینی پخش موسیقی را نپسندد، برای همین پرسیدم.»
او دغدغه احترام به محرم داشت و من در اندیشه معنای احترام متقابل. به او گفتم: «تو عملاً معنای سِلمٌ لِمَن سالمکم را اجرا کردی؛ به حرمت محرم حسینی به من احترام گذاشتی.»
گفتوگوی ما به زیارت عاشورا کشید. وقتی پرسید چرا در این زیارت «لعن» آمده است، توضیح دادم که این مرزبندی نه با یک مذهب، بلکه با ظلم است؛ مرزبندی با قاتلان آزادگی.
نکته تأملبرانگیز در سخنان این همسفران، نگاه دقیق آنان به مسائل کلان کشور بود. با وجود گلایههای بهحق از شرایط معیشتی، سخنانشان درباره عزت اسلام و ایستادگی در برابر سلطهگران نشان میداد پیوند ملی و دینی در میان اقوام مختلف این سرزمین تا چه اندازه عمیق است.
در ادامه بحث به تاریخ اقتدار جهان اسلام رسید. از حسرت آیتالله بروجردی نسبت به فروپاشی امپراتوری عثمانی گفتم؛ نه از سر دفاع از مذهبی خاص، بلکه از این منظر که آن اقتدار، سدی در برابر تعرض بیگانگان به جهان اسلام بود. در همین میان، یادآوری توصیه رهبر شهید انقلاب درباره عید غدیر و ضرورت پرهیز از تفرقهافکنی، نقطه اشتراک همه ما شد.
با این حال، در کنار این مباحث کلان، دغدغههای معیشتی نیز بهروشنی شنیده میشد. یکی از همسفران که سابقه تحصیل در حوزههای اهلسنت داشت، از رنج فقر و پیوند آن با آسیبهای اجتماعی در بلوچستان سخن گفت. حقیقتی تلخ که نمیتوان از آن چشم پوشید: فقر بستر ناامنی است. هنگامی که محرومیت اقتصادی پدری را به سوی قاچاق سوق میدهد و چرخه اعدام و از دسترفتن سرپرست شکل میگیرد، فرزندان او ناخواسته در مسیر چرخه خشونت قرار میگیرند.
در چنین شرایطی سخن آیتالله سیستانی معنایی ژرفتر پیدا میکند: «نگویید اهل سنت برادر ما هستند؛ بگویید آنان جان ما هستند.» مگر میتوان انسانی را بدون جان تصور کرد؟
ظهر جمعه، صدای خطیب اهلسنت از مسجدی در همان حوالی به گوش میرسید که خطبهای را به محرم و امام حسین(ع) اختصاص داده بود. بیاختیار به یاد امام موسی صدر افتادم که در نماز جمعهاش گاه خطیب سنی، گاه شیعه و گاه حتی یک کشیش مسیحی سخن میگفت؛ الگویی از همزیستی دینی در کنار یکدیگر.
مشکل شیعه و سنی در مهر سجده نیست؛ در بیمهری دلهاست. اگر اهلسنت را جان خود بدانیم، مسیر روشن خواهد شد. آنچه از سالها معاشرت با پیروان مذاهب مختلف آموختهام، این است که سرمایه اصلی ما محبت است. کسانی که بر آتش اختلافات میدمند، اغلب سودای قدرت دارند؛ وگرنه مردم این سرزمین با همه تفاوتهای اعتقادی بهخوبی میدانند چگونه با یکدیگر مهر بورزند.
برای رسیدن به ایرانی مقتدر، بیش از هر زمان باید مرزهای ذهنی میان شیعه و سنی را با عدالت اقتصادی و همدلی انسانی فرو بریزیم. امنیت واقعی نه در دیوارکشی، بلکه در پیوند دلها شکل میگیرد؛ آنجا که راننده بلوچ، مسافر شیعه را پارهای از جان خود میبیند و ما در محرم حسین(ع) نه برای تقابل، که برای پاسداشت آزادگی ، در کنار یکدیگر میایستیم.
انتهای پیام




