اسلام مقاومت یا اسلام حکام عرب؟

صادق غفوریان در روزنامه خراسان نوشت: «شیخ صهیب حبلی را باید از علمای آزاداندیش اهل سنت لبنان دانست؛ او دیدگاه هایش را درباره اسلام اصیل، مقاومت، جهاد در برابر ظلم و استکبار و صهیونیسم، بی محابا بیان می کند. از وجوه صراحت زبان و بیان او آن جاست که اسلام مسلمانان و حکام عرب را به بوته نقد می کشاند؛ در حقیقت سویه نقد حبلی، به منش و روش دین‎مداری بخش وسیعی از مسلمانان و جهان اسلام است. او این طور می گوید: «مسئله امروز جهان اسلام، مسئله شیعه و سنی نیست؛ مسئله، اسلام و بی‌اسلامی است؛ مسئله، حق و باطل است و این کاملاً روشن است.

حقیقت این است که به تعبیر علی شریعتی، امروز مشکل مسلمانان فقط در عمل نکردن به اسلام نیست، بلکه مشکل در عدم فهم اصل اسلام است. اسلام آن ها شبیه اسلام محمد بن عبدا…(ص) نیست؛ بلکه اسلام تکفیر، اسلام قتل، اسلام تفرقه و تنفر است.» حبلی در سوی مقابل این اسلام، به تبیین و تمجید نگاه و روش شهید سیدعلی حسینی خامنه ای می پردازد و تصریح می کند، خون قائد شهید، همچون خون امام حسین(ع)، مسیر اسلام ناب را اصلاح خواهد کرد.دکتر شیخ صهیب حبلی، روحانی اهل صیدا در جنوب لبنان، در این گفت وگو به نکات قابل تاملی اشاره می کند.

جناب آقای حبلی، شما در زمان حیات رهبر شهید با ایشان ملاقات کرده‌اید. علاقه مندم از دیدگاه شما درباره ایشان بشنوم و بیاموزم.

خداوند را شاکرم که این توفیق را داد که بتوانم به دیدار ایشان مشرف شوم. حقیقتا این دیدار، برای همیشه برای من نشان افتخار و عزت و شرفی است که به آن می‌بالم.

معتقدم ما از سیره اش نخست این را می‌آموزیم که او مصداق این سخن خدای متعال در کتابش بود: «و آسمان را برافراشت و میزان را نهاد، تا در میزان طغیان نکنید، و وزن را به عدالت برپا دارید و در میزان کم نگذارید.» (رحمان- آیات ۷ تا ۹)
در حقیقت، هرگاه توازن‌ امت به هم بخورد، خداوند کسی را می‌فرستد تا این موازین را اصلاح کند. می‌دانیم که در روزگار پیامبر (ص)، یا پیش از بعثت اوضاع چگونه بود؛ بت‌پرستی و تاریکی حاکم بود و خداوند مردم را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد.

پیروزی انقلاب اسلامی با امام خمینی(ره)، بذری بود که کاشته شد، رشد کرد و به بار نشست و وقتی در سیره و روش سید قائد شهید در دوران رهبری اش تأمل می‌کنیم، می‌بینیم که او از مرزهای جغرافیایی، مذهبی و طایفه‌ای فراتر رفت. حقیقتاً او مردی بود که برای اصلاح موازین آمد؛ آن هم در زمانی که توازن‌ امت به‌هم‌ریخته بود. او متعلق به تنها کشوری بود که تسلیم شدن را نمی‌پذیرد، ذلت را نمی‌پذیرد، شکست را نمی‌پذیرد و تهدیدها را نمی‌پذیرد؛ زیرا با خداست و خداوند فرموده است: «سست نشوید و اندوهگین نگردید، که اگر مؤمن باشید شما برترید.» (آل عمران-۱۳۹) البته همان طور که در این آیه می بینیم، یک شرط وجود دارد یعنی ایمان. او در همه بیاناتش بر این تأکید می‌کرد که مؤمن باشیم و شرایط ایمان را محقق کنیم تا خداوند وعده‌اش را برای ما محقق سازد.

زبان از توصیف سید قائد در همه عرصه‌ها عاجز است؛ در فلسفه، در شعر، در استواری، در زهد، در همه چیز. به مرور، روایت‌ها و واقعیت‌هایی درباره او آشکار می‌شود که جهان را پشیمان خواهد کرد از این که در زمان حیاتش به سخنان او توجه نکرد.

حال که سخن درباره رهبر شهید با نکات شما به این نقطه رسید، این سوال را می پرسم که از دیدگاه شما تفاوت شهید آیت ا… خامنه ای با دیگر رهبران در چه بود؟
​​​​​​​
او رهبری آزاده بود و به فرمان پروردگارش عمل می‌کرد. اما رهبرانی که ما می شناسیم به ویژه در کشورهای اسلامی به دستور اربابانشان آمریکا و اسرائیل عمل می‌کنند. به همین دلیل می‌ترسند، ضعف نشان می‌دهند و با زبان اربابانشان سخن می‌گویند. اما سید، نمونه‌ای از قرآن زنده‌ای بود که بر زمین راه می‌رود. این سخن خداوند بر او منطبق است:«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم برای مقابله با شما گرد آمده‌اند، پس از آنان بترسید؛ اما این سخن فقط بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او بهترین وکیل است.» (آل عمران-۱۳۷)

آنچه در تشییع تاریخی رهبر شهید دیدیم، نوعی آمادگی‌ ده ها میلیون انسان در برابر استکبار بود و نعمتی از سوی خدای متعال است. در حقیقت این وداع بسیاری از جان‌ها را زنده کرد. حتی مخالفان انقلاب و مخالفان رهبر شهید در زمان حیاتش نیز در تفکر خود بازنگری کردند و ما این را آشکارا دیدیم؛ زیرا واقعاً او را آن‌گونه که باید نشناختند و قدرش را ندانستند. بی شک آمریکا و اسرائیل در شهادت سید قائد، مرتکب حماقتی بزرگ شدند و الحمدلله که خداوند، دشمنان ما را از میان احمق‌ها قرار داده است.

آن ها دریافتند که این شهادت، جان‌ها را با نیروی عظیم ایمانی بازیابی کرد. کسی گمان نکند که با شهادت سید حسن نصرا… یا شهادت سید قائد، فقط ظاهر ماجرا دیده می‌شود که اندوه‌بار و دردی بزرگ و تلخ است، اما در باطن، همه‌اش خیر است؛ خیر بسیار فراوان.

به اذن خدا، همان‌گونه که خون امام حسین علیه السلام باعث اصلاح مسیر اسلام شد، امروز خون سید قائد را خواهیم دید که بار دیگر برای اصلاح مسیر اسلامی به ثمر می‌نشیند.

همان طور که دیدیم در ایران و عراق، امت اسلام به شکلی بی نظیر با رهبرشان وداع کردند. شما بازتاب این وداع تاریخی را چگونه تحلیل می کنید؟

بی شک، بازتاب این حضور، وحدت و انسجام امت‌ها، قبایل و گروه‌های مختلف، حول محور اندیشه مقاومت را در پی دارد. یکی از دوستان می‌گفت، امروز دیگر نمی‌توانیم بگوییم شیعه یا سنی؛ بلکه فقط می‌توانیم بگوییم امت مقاومت یا غیرمقاومت.

همان طور که دوران امام حسین علیه السلام دوره سنی و شیعه نبود بلکه دوره حق و باطل بود. ما امروز دیگر وضعیت خاکستری نداریم بلکه یا با مقاومت هستی، یا با اسرائیل و آمریکا.

جناب حبلی، ما امروز در حکمرانی حکام کشورهای اسلامی در منطقه، نوعی وادادگی در برابر استکبار
می بینیم. عامل اصلی این عملکرد آنان که داعیه دار اسلام و مسلمانی اند، چیست؟

واقعیت این است که امروزمسئله، مسئله شیعه و سنی نیست؛ مسئله، اسلام و بی‌اسلامی است؛ مسئله، حق و باطل است و این کاملاً روشن است. وقتی می‌بینیم یکی از رهبران منطقه ما، رئیس‌جمهور آمریکا را با وضع نامناسبی با حضور دختران و به شیوه‌ای که حقیقتاً شایسته مسلمانان نیست استقبال می‌کند، آن‌وقت درمی یابیم که راه و روش آن ها چیست. به تعبیر مرحوم علی شریعتی مشکل مسلمانان فقط در عمل نکردن به اسلام نیست، بلکه مشکل در نفهمیدن اصل اسلام است. اینان متأسفانه اسلام را به‌گونه‌ای نادرست فهمیده و تبلیغ می کنند؛ اسلامی که شبیه اسلام محمد بن عبدا…(ص) نیست، بلکه اسلام تکفیر، اسلام قتل و اسلامی است که مردم را از هم جدا و متنفر می‌کند.

اما در مقابل این روش و عملکرد، رویکرد اصیل و عقلانی را در فتوای سید قائد می‌بینیم که فرمود: توهین به همسر پیامبر(ص) جایز نیست. خب، آیا آن متعصب تندرویی که به وهابیت گرایش پیدا کرده، این فتوا را نشنیده است؟
توهین به صحابه یا طعن به امهات المؤمنین جایز نیست. امام خمینی(ره) اجازه داد خمس برای فلسطین که اغلب اهل سنت هستند، هزینه شود. امام خمینی(ره) اجازه داد پشت سر اهل سنت نماز خوانده شود. این‌ها مسائل وحدت‌آفرین و شجاعانه‌ای بودند که سید قائد به عنوان ادامه‌دهنده راه امام خمینی(ره) در آن مسیر حرکت کرد.

ولی متأسفانه تعصب کور است که انسان را از دیدن حقایق بازمی‌دارد. به همین دلیل سید قائد بر «جهاد تبیین» نیز تأکید داشت. جهاد در نگاه او فقط در میدان نبرد، در پادگان، یا با سلاح نیست؛ بلکه در روشن کردن حقیقت‌ها و آشکار ساختن واقعیت‌هاست. به‌ویژه وقتی که موازین به هم می‌خورد. باز هم به همان مسئله موازین برمی‌گردیم: سید قائد موازین را اصلاح کرد و در جهاد تبیین، بسیاری، بلکه همه، می‌توانند از برکت شبکه‌های اجتماعی نقشی ایفا کنند.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *