از عدالت‌خواهی تا روایت‌های فرهنگی؛ بازتعریف «ووک» در فضای فارسی‌زبان شبکه X

زهرا جعفری، دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه تهران در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «از عدالت‌خواهی تا روایت‌های فرهنگی؛ بازتعریف «ووک» در فضای فارسی‌زبان شبکه X» نوشت:

مفاهیم زبانی وقتی از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی عبور می‌کنند، همیشه با همان معنای اولیه خود وارد فضای جدید نمی‌شوند. گاهی یک واژه در مسیر انتقال، نه‌تنها ترجمه، بلکه بازتعریف می‌شود. «ووک» (woke) و «ووکیسم» (wokeism) نمونه‌ای از همین فرایند هستند؛ مفاهیمی که در برخی کاربردهای اولیه خود با آگاهی نسبت به تبعیض و نابرابری پیوند داشتند، اما در فضای فارسی‌زبان شبکه X به نشانه‌ای برای بیان مجموعه‌ای از نگرانی‌ها، مخالفت‌ها و کشمکش‌های فرهنگی تبدیل شده‌اند.

پژوهش احسان شاه ‌قاسمی با عنوان «ووک در ترجمه: دیدگاه‌های فارسی درباره پلتفرم X نشان می‌دهد که مواجهه کاربران فارسی‌زبان با این مفهوم را نمی‌توان صرفا ترجمه‌ای زبانی دانست. «ووک» در این فضا، در فرآیندی از بازترجمه و بازمعناسازی ایدئولوژیک قرار گرفته و به مفهومی تبدیل شده است که مجموعه‌ای از دغدغه‌های فرهنگی و هویتی را در خود جمع می‌کند.

از آگاهی تا برچسب؛ وقتی یک مفهوم معنای تازه پیدا می‌کند
در بخشی از گفتمان فارسی X، «ووک» دیگر صرفا برای اشاره به آگاهی نسبت به تبعیض و بی‌عدالتی به کار نمی‌رود. این واژه به برچسبی منفی و مناقشه ‌برانگیز تبدیل شده است؛ برچسبی که با آن می‌توان برخی تغییرات فرهنگی و اجتماعی را نقد کرد. در اینجا «ووک» بیش از آنکه همیشه یک مفهوم نظری دقیق باشد، به نشانه‌ای برای بیان مخالفت با برخی روندهای فرهنگی، نگرانی درباره تغییر ارزش‌های سنتی و انتقاد از الگوهای فرهنگی وارداتی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، اهمیت پژوهش شاه ‌قاسمی در این است که نشان می‌دهد یک مفهوم جهانی، در مواجهه با زمینه‌ای فرهنگی متفاوت، به‌سادگی تکرار نمی‌شود؛ بلکه در چارچوب تجربه‌ها و دغدغه‌های کاربران از نو معنا پیدا می‌کند.

رقص خشم و طعنه
شاه‌ قاسمی با استفاده از مدل‌های فارسی هوش مصنوعی و تحلیل محاسباتی، پست‌های مرتبط با «ووک» و «ووکیسم» را در پنج دسته احساسی شامل «بسیار خشمگین»، «خشمگین»، «خنثی»، «خوشحال» و «بسیار خوشحال» طبقه‌بندی کرده است. اما یکی از نکات جالب پژوهش این است که طبقه‌بندی احساسی یک متن همیشه با معنای واقعی آن یکی نیست.

بخشی از پست‌هایی که در دسته «بسیار خوشحال» قرار گرفته‌اند، در بررسی محتوایی لحن طنزآمیز یا طعنه‌آمیز دارند و الزاما بیانگر شادی واقعی نیستند. به بیان ساده، ماشین ممکن است خنده را تشخیص دهد، اما همیشه نمی‌تواند بفهمد این خنده از شادی است یا طعنه. در اینجا طنز فقط وسیله‌ای برای سرگرمی نیست؛ بلکه می‌تواند به ابزاری برای نقد و مقاومت گفتمانی تبدیل شود. از سوی دیگر، حضور گسترده خشم نشان می‌دهد که بحث درباره «ووک» برای بخشی از کاربران صرفا نظری نیست و با نگرانی‌های فرهنگی و هویتی پیوند خورده است. این یافته، محدودیت ابزارهای رایج تحلیل احساسات را نیز آشکار می‌کند؛ ابزارهایی که در تشخیص لایه‌های فرهنگی، طنز و کنایه همچنان به تفسیر انسانی نیاز دارند.

شش روایت از یک مفهوم؛ از فرهنگ و هنر تا هویت و تغییرات اجتماعی
تحلیل خوشه‌ای پژوهش، شش الگوی اصلی را در گفت‌وگوهای فارسی‌زبان درباره «ووک» آشکار می‌کند. در روایت نخست، «ووک» به‌عنوان نیرویی مخرب در حوزه فرهنگ و سرگرمی بازنمایی می‌شود و برخی کاربران آن را با تغییر در شخصیت‌ها، داستان‌ها و تولیدات فرهنگی مرتبط می‌دانند. در روایت دوم، «ووک» در قالب مفهومی اجتماعی و سیاسی تفسیر می‌شود و به جریان‌ها و مناقشه‌های فرهنگی در جوامع غربی پیوند می‌خورد. روایت سوم، این مفهوم را در چارچوبی گسترده‌تر و گاه توطئه‌محور می‌بیند؛ به‌گونه‌ای که «ووک» بخشی از روندی بزرگ‌تر برای تغییر ارزش‌ها و شکل‌دهی به رفتار اجتماعی تصور می‌شود. در روایت دیگری، برخی کاربران «ووک» را در پیوند با لیبرالیسم فرهنگی و تغییرات ارزشی معاصر تفسیر می‌کنند.

در کنار این روایت‌ها، یک خوشه از پست‌ها به تقابل شدید «ما» و «آن‌ها» اختصاص دارد؛ جایی که مخالفت با یک ایده به فاصله‌گذاری با گروه‌ها، سبک‌های زندگی یا جهان‌بینی‌های دیگر تبدیل می‌شود. در نهایت، گروهی «ووک» را پدیده‌ای جهانی و فرساینده می‌دانند که به خستگی و دلزدگی از مناقشه‌های فرهنگی و فضای پرتنش شبکه‌های اجتماعی منجر شده است. این شش روایت نشان می‌دهند که «ووک» در فضای فارسی یک مفهوم ثابت نیست؛ بلکه از فرهنگ و هنر تا هویت، ارزش‌های اجتماعی، تغییرات سبک زندگی و تجربه حضور در فضای دیجیتال، معناهای مختلفی پیدا می‌کند.

یک نکته مهم نقش کلیدی پژوهشگر در فرآیند تحلیل‌های محاسباتی است. مدل‌های ریاضی فقط دسته‌هایی از کلمات را بر اساس نزدیکی آماری به ما می‌دهند، اما این پژوهشگر است که به این خوشه‌ها روح می‌دمد و برای آن‌ها نام انتخاب می‌کند. عناوین مانند ووکیسم به مثابه تهدید وجودی، تا حد زیادی متأثر از پیش‌فرض‌های تحلیلی نویسنده است. اگر پژوهشگر دیگری با عینک جامعه‌شناسی زندگی روزمره به همین داده‌ها نگاه می‌کرد، شاید آن‌ها را نه در قالب یک نبرد تمدنی، بلکه در قالب کشمکش‌های سبک زندگی صورت‌بندی می‌نمود. این موضوع نشان می‌دهد که حتی در پژوهش‌های داده‌محور، عاملیت و سوگیری پژوهشگر همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.

سخن آخر؛ واژه‌ها فقط ترجمه نمی‌شوند، بلکه بازتعریف می‌شوند
پژوهش شاه ‌قاسمی نشان می‌دهد که سرنوشت مفاهیم جهانی پس از ورود به یک فضای فرهنگی جدید همیشه قابل پیش‌بینی نیست. یک واژه ممکن است در مسیر انتقال، معنای تازه‌ای پیدا کند و به ابزاری برای بیان دغدغه‌هایی تبدیل شود که در خاستگاه اولیه آن وجود نداشته‌اند.

اهمیت این پژوهش فقط در شناخت دیدگاه کاربران فارسی‌زبان درباره «ووک» نیست؛ بلکه در نشان دادن این نکته است که مفاهیم جهانی، وقتی وارد زمینه‌های محلی می‌شوند، صرفا ترجمه نمی‌شوند؛ بلکه در گفت‌وگو با تجربه‌ها، نگرانی‌ها و مناقشه‌های جامعه مقصد، از نو معنا پیدا می‌کنند. «ووک» در فضای فارسی، در نهایت فقط یک واژه نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه مفاهیم جهانی در برخورد با زبان، فرهنگ و تجربه‌های جامعه مقصد تغییر می‌کنند و گاهی به آینه‌ای برای دیدن نگرانی‌ها و مناقشه‌های همان جامعه تبدیل می‌شوند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *