یک آهنگساز: «برای دفاع از موسیقی حدود دو سال فقه خواندم»

سایت فردای کرمان نوشت: دکتر پیروز ارجمند از معدود چهره‌های موسیقی ایران است که کارنامه‌اش تنها به آهنگ‌سازی بیش از ۲۰۰ فیلم، سریال، انیمیشن و اثر نمایشی محدود نمی‌شود؛ او سال‌ها در عرصه پژوهش، آموزش دانشگاهی و مدیریت فرهنگی نیز حضوری مؤثر داشته و حتی برای شناخت دقیق‌تر نسبت دین و موسیقی، مدتی به مطالعه فقه پرداخته است.

او سال‌ها در دانشگاه تدریس کرده، در حوزه اتنوموزیکولوژی و مردم‌شناسی موسیقی پژوهش انجام داده، رساله‌های کهن موسیقی را تصحیح کرده، درباره رقص‌های آیینی ایران و آسیا تحقیق کرده و در قامت رئیس دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز کوشیده است میان هنر، دانشگاه و سیاست‌گذاری فرهنگی پیوندی مؤثر ایجاد کند.

این آهنگ‌ساز برجسته موسیقی فیلم، پژوهشگر و رئیس پیشین دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اخیرا در یک گفت‌وگوی اختصاصی با ایران۲۴ از مسیر پرفرازونشیب زندگی هنری خود، دغدغه‌هایش برای اقتصاد موسیقی، تجربه همکاری با بزرگان موسیقی ایران و تلاش برای تغییر نگاه‌ها به این هنر سخن گفته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید بخش نخست این گفت‌وگو است که روایتی از سال‌های شکل‌گیری شخصیت هنری و علمی ایشان است. او از کودکی در کرمان و شاگردی نزد استادان بزرگ موسیقی ایران تا ورود به دانشگاه، آهنگ‌سازی، پژوهش، مدیریت فرهنگی و حتی مطالعه فقه برای دفاع از جایگاه موسیقی به اختصار مطالبی خواندنی مطرح کرده است. بخاطر اهمیت این مطالب و پر مخاطب بودن ایشان در زادگاهش کرمان؛ این مصاحبه را در «فردای کرمان» بازنشر می‌کنیم.

برای اینکه مخاطبان جوان بیشتر با شما آشنا شوند، بد نیست از زندگی شخصی و مسیر حرفه‌ای‌تان آغاز کنیم. شما از کودکی وارد دنیای موسیقی شدید، با استادان بزرگی همچون علی‌اصغر بهاری و احمد عبادی معاشرت داشتید، موسیقی را تا مقطع دکتری ادامه دادید و حتی مدتی نیز فقه خواندید. علاوه بر این، سال‌ها مسئولیت‌های مهمی در حوزه مدیریت موسیقی کشور بر عهده داشتید. اگر موافق باشید، از آغاز این مسیر برایمان بگویید.

به نام حضرت حق. پیش از هر چیز از دعوت شما سپاسگزارم. من موسیقی را از پنج‌سالگی با ساز تنبک آغاز کردم و پس از آن به نوازندگی نی پرداختم. در شانزده‌سالگی، ردیف‌های آوازی استاد محمود کریمی را نزد آقای موسوی به‌طور کامل فرا گرفته بودم. سال ۱۳۶۷، هم‌زمان با آغاز دوباره آموزش دانشگاهی موسیقی پس از انقلاب، وارد دانشگاه تهران شدم. ما نخستین نسلی بودیم که پس از انقلاب در رشته موسیقی پذیرفته شدیم.

در دانشکده هنر‌های زیبا این افتخار را داشتم که از محضر استادان بزرگی، چون زنده‌یاد پرویز مشکاتیان و دکتر محمدتقی مسعودیه بهره ببرم. در ابتدا تصمیم داشتم مسیرم را به‌عنوان نوازنده ادامه بدهم، اما به‌تدریج به پژوهش علاقه‌مند شدم و همین مسیر مرا به سوی آهنگسازی کشاند مسیری که در نهایت به فعالیت حرفه‌ای اصلی من تبدیل شد.

متولد سال ۱۳۴۹ هستم و در شهر رابر، منطقه‌ای کوهستانی و زیبا در استان کرمان، به دنیا آمدم. پدرم معلم بود و از بنیان‌گذاران مدرسه رابر به شمار می‌رفت. برادر بزرگ‌ترم سنتور می‌نواخت و فضای خانواده ما با هنر بیگانه نبود. پدربزرگم زرگر بود و براساس شجره‌نامه خانوادگی، نسب ما به سعدی شیرازی می‌رسد. شاید به همین دلیل، شعر و ادبیات نیز همواره در خانواده ما جایگاه ویژه‌ای داشته است.

در بیست‌ودوسالگی موسیقی فیلم «سفر به چزابه» را ساختم که نخستین تجربه من در سینمای بلند بود هرچند پیش از آن موسیقی نزدیک به ۷۰ نمایش تئاتر را ساخته بودم. تاکنون نیز آهنگسازی نزدیک به ۲۰۰ فیلم، سریال، انیمیشن و اثر نمایشی را برعهده داشته‌ام. البته حدود ده سال است که فعالیت خود را در حوزه موسیقی فیلم کمتر کرده‌ام و بیشتر به آهنگ‌سازی مستقل و پژوهش می‌پردازم.

شما علاوه بر آهنگ‌سازی و نوازندگی، سال‌ها در حوزه پژوهش و دانشگاه نیز فعالیت کرده‌اید. این مسیر چگونه شکل گرفت؟

پس از پایان دوره کارشناسی، تحصیلاتم را در مقطع کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر ادامه دادم. بعد از آن نیز وارد حوزه موسیقی‌شناسی و مردم‌شناسی موسیقی شدم. یکی دیگر از رشته‌هایی که به‌صورت تخصصی دنبال کردم، مردم‌شناسی رقص بود. در این زمینه، روی رقص‌های آیینی جزیره بالی و هند پژوهش کردم و پس از بازگشت به ایران، مطالعاتم را بر رقص‌های محلی و آیینی ایران متمرکز کردم و بخشی از آن‌ها را نیز مستندسازی کردم.

اکنون بیش از ۳۲ سال است که در دانشگاه تدریس می‌کنم. فعالیت آموزشی‌ام از سال ۱۳۷۴ آغاز شد و در تمام این سال‌ها، دانشگاه یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت حرفه‌ای من بوده است. در ادامه، دکترای دیگری نیز در حوزه گردشگری با گرایش گردشگری موسیقی گرفتم. هدفم از انتخاب این رشته، صرفاً دریافت یک مدرک دانشگاهی نبود.

دغدغه اصلی من این بود که ببینم چگونه می‌توان موسیقی ایران را به یک ظرفیت اقتصادی تبدیل کرد به‌ویژه موسیقی نواحی که گنجینه‌ای ارزشمند است، اما کمتر توانسته از نظر اقتصادی برای صاحبان اصلی آن سودآور باشد.

بر همین اساس، مدلی برای گردشگری موسیقی طراحی کردم. این مدل را در روستای سلخ قشم و با محوریت آیین زار اجرا کردیم و نخستین اقامتگاه بوم‌گردی آن منطقه نیز در همان چارچوب شکل گرفت. اکنون نیز پروژه دیگری را با همین رویکرد دنبال می‌کنم.

من همواره معتقد بوده‌ام که هنرمند باید از نظر اقتصادی مستقل باشد. وابستگی به دولت، هیچ‌گاه نمی‌تواند امنیت شغلی و آرامش خاطر برای هنرمند ایجاد کند. چه در دوران مدیریتم و چه امروز، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایم این بوده است که راه‌هایی پیدا کنیم تا هنرمندان موسیقی بتوانند از راه هنر خود زندگی کنند و به رفاه و امنیت اقتصادی برسند. گردشگری موسیقی یکی از راه‌هایی است که به آن باور دارم و درباره آن پژوهش کرده‌ام.

در طول این سال‌ها با بسیاری از بزرگان موسیقی ایران نیز از نزدیک ارتباط داشته‌اید، از آن حال و هوا بگویید.

بله، یکی از شانس‌های بزرگ زندگی من این بود که توانستم هم استادان نسل پیش از انقلاب و هم استادان نسل بعد را از نزدیک ببینم و از محضرشان استفاده کنم. افتخار داشتم با زنده‌یاد علی‌اصغر بهاری، استاد احمد عبادی، فرامرز پایور، جلیل شهناز، هوشنگ ظریف و بسیاری دیگر از بزرگان موسیقی ایران رفت‌وآمد داشته باشم. پس از آن نیز از محضر استادانی چون پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده بهره بردم. در کرمان نیز شاگرد استاد فرهنگ بودم.

در مقطعی از زندگی، نوازندگی برایم بسیار جدی بود. در سازهای نی و تنبک ساعت‌های طولانی تمرین می‌کردم و واقعاً همه زندگی‌ام را وقف نوازندگی کرده بودم. شاید بتوانم بگویم در آن دوران، از نوازندگان مطرح این دو ساز به شمار می‌رفتم، اما بعدها احساس کردم رسالت اصلی من در آهنگسازی و پژوهش است و به همین دلیل، مسیر حرفه‌ای‌ام را تغییر دادم.

در حوزه پژوهش نیز فعالیت‌های متعددی انجام داده‌ام. تصحیح رساله‌های کهن موسیقی، موضوع پایان‌نامه کارشناسی من بود. بعدها کتاب «موسیقی‌الکبیر» را تصحیح و منتشر کردم، رساله‌های متعددی را به چاپ رساندم و فهرست‌نگاری نسخه‌های خطی موسیقی موزه دهلی‌نو در هند را نیز انجام دادم. البته این نوع فعالیت‌های پژوهشی، برخلاف تصور بسیاری از افراد، درآمد چندانی ندارد و بیشتر از سر علاقه انجام می‌شود.

مدتی نیز مدیریت دایرهالمعارف موسیقی در مجموعه معارف هنر دینی را برعهده داشتم. در آن دوره، با شهید سیدمرتضی آوینی همکاری می‌کردم. ایشان ریاست مجموعه معارف را برعهده داشتند و من مدیریت بخش موسیقی را عهده‌دار بودم. این همکاری به سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ بازمی‌گردد.

در تمام این سال‌ها، در حوزه‌های مختلفی مانند پژوهش، مدیریت، نوازندگی، تدریس و آهنگسازی فعالیت کرده‌ام، اما هیچ‌گاه ادعا نکرده‌ام که در همه این عرصه‌ها بهترین بوده‌ام. وقتی آهنگسازی مانند احمد پژمان یا پژوهشگری مانند محمدتقی مسعودیه حضور دارند، طبیعی است که ما خود را در برابر بزرگان کوچک بدانیم. تنها تلاش کرده‌ام مطابق باورها و دغدغه‌هایم زندگی کنم و اگر توانسته باشم تأثیر مثبتی بر موسیقی ایران بگذارم، برایم کافی است.

اشاره کردید که مدتی نیز فقه خواندید. این تصمیم از کجا شکل گرفت؟ چه نیازی احساس کردید که در کنار موسیقی، به سراغ فقه بروید؟

بله، حدود دو سال به‌صورت جدی فقه خواندم. دلیلش این بود که می‌خواستم نسبت فقه و موسیقی را بهتر و دقیق‌تر بشناسم. من همواره معتقد بوده‌ام که موسیقی، هنری معنوی است؛ اساساً هنر با معنویت تعارضی ندارد، بلکه با آن سازگار است. اما در سال‌های پس از انقلاب، در بخشی از جامعه، در میان برخی مدیران و حتی در برخی دولت‌ها، تصوری از موسیقی وجود داشت که بیش از آنکه بر شناخت واقعی این هنر استوار باشد، تحت تأثیر ذهنیتی بود که از موسیقی پیش از انقلاب شکل گرفته بود.

البته در همان دوران پیش از انقلاب نیز آثار ارزشمند و موسیقی فاخر فراوانی تولید شده بود، اما آنچه به‌عنوان تصور غالب در ذهن بسیاری از مسئولان وجود داشت، تصویر دیگری از موسیقی بود. به همین دلیل احساس کردم اگر قرار است درباره موسیقی گفت‌وگو کنیم و از جایگاه آن دفاع کنیم، باید زبان و ادبیات فقه را نیز بشناسیم.

به همین دلیل تصمیم گرفتم مدتی به‌صورت جدی فقه بخوانم. می‌خواستم با همان ابزار و ادبیاتی که برای این مباحث وجود دارد، وارد گفت‌وگو شوم. چون باور داشتم کاری که انجام می‌دهم، کاری ارزشمند، درست و حتی مقدس است. بنابراین لازم بود شناخت خودم را کامل‌تر کنم تا بتوانم با استدلال دقیق‌تر از موسیقی دفاع کنم و این آگاهی را به دیگران نیز منتقل کنم.

در همین مسیر، مرکز موسیقی تجربی دانشگاه تهران را نیز تأسیس کردم و هشت سال مدیریت آن را بر عهده داشتم. هدف ما این بود که موسیقی را از منظر علمی، پژوهشی و دانشگاهی معرفی کنیم. در آن مرکز، حدود ۲۷ کنسرت پژوهشی ـ آموزشی برگزار کردیم. در این برنامه‌ها، هم استادان برجسته حضور داشتند و هم دانشجویان مستعد. موضوع برنامه‌ها نیز بسیار متنوع بود، از موسیقی آوانگارد با آثار علیرضا مشایخی گرفته تا موسیقی کلاسیک غربی، موسیقی دستگاهی ایران و دیگر گونه‌های موسیقی. در همه این نشست‌ها تلاش می‌کردیم آثار را تحلیل کنیم و جنبه‌های علمی، هنری و زیبایی‌شناختی موسیقی را به مخاطبان نشان دهیم.

طبیعی است که چنین مسیری همیشه آسان نبود و گاهی با مخالفت‌هایی نیز روبه‌رو می‌شدیم، اما من معتقد بودم اگر خودمان شناخت عمیق و درستی از موسیقی داشته باشیم، بهتر می‌توانیم این شناخت را به جامعه و مدیران منتقل کنیم.

هدف من در تمام این سال‌ها همین بوده است اینکه موسیقی نه صرفاً به‌عنوان یک سرگرمی، بلکه به‌عنوان یک دانش، یک هنر والا و بخشی از هویت فرهنگی ایران شناخته شود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *