عبدالکریم سروش در واکنش به یادداشت اخیر محمد قوچانی درباره روشنفکری دینی، با عنوان «گناه کبیره» بهشدت از علی شریعتی و روشنفکری دینی دفاع کرد و قوچانی را به دلیل دفاع از موسی غنینژاد و انتقاد از شریعتی مورد حمله قرار داد. قوچانی نیز در واکنش به نوشته سروش در استوری اینستاگرام نوشت: «ادب از که آموختی؟! نسبت سروش و بخش ناگسستنی است؛ صوفی، مفتی هم شده است و فتوا به “گناه کبیره” میدهد.»
عبدالکریم سروش در پادداشتی با عنوان «گناه کبیره» نوشت:
قوچانی، سردبیر آگاهی نو و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، در یادداشتی که در شماره ۶۴۲ هفتهنامه تجارت فردا منتشر شده، به نقد جریان روشنفکری دینی و دیدگاههای عبدالکریم سروش پرداخته و از جمله درباره نسبت سروش با علی شریعتی و لیبرالیسم اظهارنظر کرده بود. متن کامل یادداشت قوچانی پیشتر در انصاف نیوز منتشر شده است.
سروش در پاسخ به این یادداشت نوشت:
گناه کبیره
بنام خدا
دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی بیا خاستهاند و مهدی نصیری ها تکثیر میشوند. قلم زنی که خلیفه نصیری و ازغدیست اخیراً جراحت نامهیی نوشته و از یک بیصلاحیت خودمفتیپندار تکفیرگر بنام غنینژاد دفاعی فشل و فاسد کرده و او را در شیاد خواندن دکتر شریعتی مجاز و محق دانسته است و دست آخر هم خبر از مرگ روشنفکری دینی داده است.
همه این درازنویسی مهمل و ملالآور برای آن است که آن پول شناس «نجیب» را محکوم نکند و نگوید که خجالت نمیکشی که یک مسلمان دردمند دلسوخته را که عمری را در عشق علی و حسین و زینب سپری کرد، نامسلمان میخوانی؟ عداوتی که این قلم بمزد نصیریمنش به پیروی از جواد طباطبائی و اربابان دیگر با شریعتی و با روشنفکری دینی دارد تهوعآورست. حتی مصباح یزدی که اعداعدو شریعتی بود و او را جهنمی میخواند آن مرحوم را نامسلمان نخواند و اینک آن فرد گستاخ چنین میکند، و دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی گناه کبیره و فحش فجیعش را میپوشانند و او را فردی «نجیب» میخوانند. اما من به بانگ بلند به آن ناشسته روی ناسزاگوی بیدرد میگویم که تو نه حق داری و نه صلاحیت و غلط میکنی که دهان آلودهات را میگشانی و بیپروا مسلمانی دردمند را نامسلمان میخوانی و آسوده خاطری که شریعتی ستیزان به دفاعت میآیند و تکفیرت را تطهیر میکنند. ننگ این تهمت نامشروع از روی ناشستهات پاک نخواهد شد و خاطرت را همیشه پریشان خواهد داشت. گویا شریعتی هم اکنون اینجا ایستاده است و از زبان ناصر خسرو دردمندانه فریاد میزند که:
او همی گوید امروز مرا بد دین / که به جز نام نداند ز مسلمانی
مرد هشیار سخن دان چه سخن گوید / با گروهی همه چون غول بیابانی
و در باب مرگ روشنفکری دینی هم از زبان مولانا به آن قلم بهمزد نصیری منش و ازغدی صفت میگویم:
چون تو خفاشان بسی بینند خواب / که جهان ماند یتیم از آفتاب
و به آن ادب ناشناس پول شناس که رندی شریعتی را فهم نکرده از زبان حافظ میگویم:
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک؟ / دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
والسلام
مردادماه ۱۴۰۵
عبدالکریم سروش
انتهای پیام






در زمانی که دکتر سروش در ستاد انقلاب فرهنگی حًضور داشتند تعدادی از اساتید به عناوین واهی از کار برکنار شدند هر چند بعدا تعدادی دعوت بکار شدند اما بعضی امکان خدمت نیافتند چه خوب است دکتر سروش در این زمینه روشنگری کنند
بهتر می بود آقای محمد قوچانی ژرنالیست،در حوزههای تخصصی خود، ژورنالیسم اظهار نظر می کرد،نه در عرصه ایی که شأنیت و صلاحیت ندارد،منصور حلاج، محمد غزالی و شیخ احمد احسائی،ازجمله ی اشخاصی بودند،که مرتکب چنین لغزشی شده و استاد ندیده، وارد عرصه های غیر تخصصی خودشدند،از این رو هم خود گمراه شده و اسباب گمراهی پاره ایی از افراد را فراهم آوردند.دفاع قوچانی از غنینژاد و حمله به دکتر سروش، ناآگاهانه و ژورنالیستی است،نه عالمانه.اشکال غنینژاد به شریعتی بی وجه و غیر تخصصی است، چرا که کتبی نظیر: طرائف سید بن طاووس، یا حسنیه جاریه ی ابوالفتوح رازی، یارحله المدرسه جوادبلاغی،یا گفتار خوش یار قلی وحتی کتاب سلیم بن قیس هلالی هیچ کدام نه وجود خارجی دارندو نه تدلیس اند ونه دارای فرض تاریخی اند.قول مرحوم شریعتی نیز از این سنخ و جنس است.
سروش چه کمکی به کشور کرد هیچ . بدترین کار را در حق دانشگاهها کرد و رفت حالا هم زبانش دراز است. اگر راست میگوید بیاید ایران زندگی کند. درود بر دکتر غنینژاد
فکر کنم سروش وضعش و خیم شده جز فحاشی هیچ بلد نیست.