خطر اصلی جنگ جدیدی که آمریکا علیه ایران آغاز کرده

«امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمی‌شود.»

قادر باستانی تبریزی در یادداشتی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «آمریکا دیگر پنهان نمی‌کند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. 

در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز می‌تواند کشور را آسیب‌پذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بی‌تصمیمی در داخل است. ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد. 

آمریکا

امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمی‌شود. 

ماه‌های سختی پیش روست و تصمیم‌های پیش‌رو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بی‌تصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمی‌تواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. 

نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. اکنون منافع ملی در معرض مخاطره‌ای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چاره‌اندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد. 

خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بی‌صدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت‌های کشور را مستهلک کند. جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبه‌رو باشد، نه با روزمرگی، تناقض و بی‌تصمیمی. بی‌تصمیمی بیش از هر چیز مردم را می‌ترساند. مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی می‌توان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمی‌توان تصمیم‌های سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. 

برای حفظ کیان کشور، باید سیاست خارجی بیش از گذشته مصلحت‌محور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بین‌المللی، کشور را از امکان مانور محروم می‌کند. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینه‌های دشوار، کم‌هزینه‌ترین راه را انتخاب کند. 

مسئله امروز این نیست که آمریکا چه می‌کند. این است که ما برای آنچه آمریکا می‌کند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمی‌توان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمی‌توان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *