حسن معجونی در گفتوگویی دربارهی اجرای «دایی وانیا» از شرایط این روزهای جامعه، تئاتر و حالوهوای مخاطبان گفت؛ بازیگری که معتقد است دیگر نمیتوان مانند گذشته بهسادگی نبض جامعه را فهمید و متنی را انتخاب کرد که دقیقا در بستر زمانه بنشیند.
معجونی با اشاره به تغییر رفتار مخاطبان تئاتر گفت احساس میکند مردم دیگر صرفا به دنبال سرگرمی نیستند و بیش از هر چیز به کنار هم بودن نیاز دارند. به گفتهی او، «ریخت مخاطب» تغییرات جامعه را نشان میدهد و بعید است نیاز امروز مخاطب سرگرمی مطلق باشد؛ چراکه همهچیز جدیتر شده است.
او شرایط فعلی را یکی از عجیبترین دورههایی دانست که تجربه کرده و گفت اتفاقات اخیر باعث شده حتی نسبت به جایگاهی که خودش در آن ایستاده، دچار تردید شود. معجونی معتقد است صراحتی که در دورههای گذشته وجود داشت، امروز کمتر دیده میشود و معنایی از دست رفته است.
او با اشاره به تجربهی خود در دورههای مختلف اجتماعی و سیاسی گفت زمانی انتخاب متن برایش سادهتر بود و هنرمندان بهتر میفهمیدند مخاطب چه میخواهد و دربارهی چه چیزی باید حرف زد. اما امروز، به تعبیر خودش، هر متنی را که انتخاب میکند، احساس میکند در بستر جامعه نمینشیند.
معجونی دربارهی وضعیت روحی خودش نیز صریح صحبت کرد و گفت در این روزها «پایم روی زمین نیست» و گاهی حتی به خودش شک میکند. او ادامه داد که گاهی با خود فکر میکند شاید اگر وارد حرفهی دیگری شده بود، زندگی راحتتری داشت؛ نه از نظر اقتصادی، بلکه به دلیل گنگی و نبودن دستاویزی که بتواند به آن تکیه کند.
با این حال، او در میان این آشفتگی، یک اتفاق امیدوارکننده میبیند: میل مردم به کنار هم بودن. معجونی گفت از اکثریت مردم این احساس را دارد که دلشان میخواهد به شکلی کنار یکدیگر باشند و دست هم را بگیرند؛ چیزی که او بهعنوان کسی که روی صحنه میرود، بیش از هر چیز احساس میکند.
معجونی دربارهی «دایی وانیا» نیز گفت مخاطب در این اجرا بهعنوان یک «پارتنر» دیده شده و خودش و هوتن شکیبا تلاش کردهاند ارتباطی مستقیم و زنده با تماشاگر شکل دهند. او همچنین چخوف را از نزدیکترین نمایشنامهنویسان به انسان امروز دانست و گفت بسیاری از موضوعاتی که او مطرح کرده، هنوز به زندگی امروز نزدیک است.
این بازیگر و کارگردان دربارهی آیندهی کاری خود نیز گفت علاقهمند است دوباره به کارگردانی تئاتر بازگردد، اما مشکل اصلیاش انتخاب متن است. او معتقد است فضای عصبی و پرتنش امروز، امکان گفتوگو را دشوار کرده و هنوز نمیداند چه متنی میتواند درست با این شرایط ارتباط برقرار کند.
معجونی همچنین دلیل فاصلهگرفتنش از تئاتر و حضور بیشتر در تصویر را تا حدی نتیجهی شرایط اقتصادی دانست و گفت اگر امنیت شغلی در حرفهی تئاتر وجود داشت، شاید هیچوقت سراغ تصویر نمیرفت. او تأکید کرد که آرزو دارد دوباره به تئاتر برگردد و کمتر درگیر کارهای تصویری شود.
او دربارهی آثار نمایش خانگی و سینما نیز به شرق گفت وزن سرگرمی در تصویر سنگینتر شده و خودش ترجیح میدهد اگر قرار است در اثری حضور داشته باشد، حتی بهجای انتقال یک ایده یا ایدئولوژی، مخاطب را واقعا بخنداند؛ البته نه با کمدیهای جلفی که از نظر او بخش زیادی از تولیدات امروز را تشکیل میدهند. متنفرم از این همه کمدیهای جلفی که وجود دارد.
معجونی دربارهی شرایط اقتصادی تئاتر نیز هشدار داد که افزایش قیمت بلیت، هزینههای تمرین و اجرا و درگیرشدن بازیگران با مشاغل دیگر، فشار زیادی به این حوزه وارد کرده است. او معتقد است مشکلات اقتصادی حتی روی کیفیت و زمان تمرینها اثر گذاشته و شرایط به جایی رسیده که گاهی تمرینها کوتاه و فشرده میشوند.
او گفت: «دغدغه کسانی که سالها نشستهاند برای فرهنگ تصمیم میگیرند اصلا تئاتر نیست» و تأکید کرد که اقتصاد تئاتر، حمایت مالی و حضور اسپانسرها از مسائل مهمی است که باید برای آن راهحلی پیدا شود.
انتهای پیام





