کانال تلگرامی سلمان کدیور نامهای خطاب به رئیس قوه قضاییه منتشر کرده است که متن آن را در ادامه میخوانید.
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای
با سلام و احترام،
امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفتوگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، بهعنوان نخستین متولی حراست از آزادیهای اجتماعی، در میان بگذارند.
این نگرانی از آنجا عمیقتر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانههای گفتوگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بودهایم.
همانطور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکافها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبهروست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادیهای اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلافهایی حاشیهای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایراناند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه میتوان این اختلافها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه میتوان آنها را به گفتوگویی مسالمتآمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، بهخصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمیکند، بلکه ممکن است آن را بهصورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد.
به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاههای رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد.
اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نهتنها بستر و زمینه گفتوگو را مهیا نمیسازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمیآورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربههاست؛ رسانهای که تلاش کرده است دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمتآمیز آنها را فراهم کند.
ممکن است درباره کیفیت برخی برنامهها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نهتنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانهای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقیمانده برای گفتوگوی رسانهای شود.
ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامهای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادیهای مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش میآید که چرا میان آنچه اعلام میشود و آنچه در عمل اجرا میگردد، اینقدر فاصله وجود دارد؟
در شرایطی که بهخاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجهای نجومی، ناکارآمدی رسانهای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانهای از کشور خارج شده، بستن رسانههای مفید، آیا میدان تأثیر رسانههای مخرب خارجی را افزایش نمیدهد؟ رسانههایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیتبخشی به تهاجم نظامی، عادیسازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساختهای کشور هستند؟ بهراستی تعطیلی بستر گفتوگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمیکند؟
در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تابآوری اجتماعی مشخص میکند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شدهاند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟
چرا باید مردم شاهد رویههایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر میکند؟
جناب اژهای!
از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهمتری است: در جامعهای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکانهای گفتوگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئلهای قشری، بلکه دغدغهای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است.
لذا ما خواهان رفع محدودیتهای اعمالشده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم.
امضاکنندگان:
بهاره آروین
محمدرضا اصنافی
وحید اشتری
محسن بدره
حسین درودیان
محمد درویش
حسین خداپرست
میلاد گودرزی
سلمان کدیور
مجید مرادی
یاسر عرب
علی سرزعیم
عابس قدسی
محمد فاضلی
حامد بیدی
انتهای پیام




