سیمون وی و رنج حیوانات

آیا برای آن‌که به حیوانات و طبیعت اهمیت بدهیم، باید آنان را «شخص» بدانیم؟ میکلا دیانتی و کیارا لی ماندری با الهام از سیمون وی نشان می‌دهند که شاید راهی عمیق‌تر وجود داشته باشد: اخلاقی که نه بر شباهت موجودات به انسان، بلکه بر دیدن آسیب‌پذیری و رنج آنان استوار است.

به گزارش سایت صدانت، در نیوزیلند، رودخانهٔ وانگانویی اکنون از نظر حقوقی یک شخص به‌شمار می‌آید و دارای حقوق قانونی است. در آرژانتین نیز دادگاهی اورانگوتانی به نام ساندرا را «شخص غیرانسانی» شناخت. کارزارهایی هم در جریان است تا نهنگ‌ها، از طریق جنبش «من هم یک شخصم» که در کنفرانس اقیانوس سازمان ملل در نیس راه‌اندازی شد، به رسمیت شناخته شوند؛ یا دلفین‌ها، از جمله جمعیت دلفین‌های پوزه‌بطری در نزدیکی جزیرهٔ ججو در کرهٔ جنوبی؛ و حتی کل بوم‌سازگان‌ها.

منطق این تلاش‌ها ساده است: اگر این موجودات یا پدیده‌ها در چشم قانون «شخص» محسوب شوند، قانون می‌تواند حقوقشان را تضمین کند.

وقتی فعالان محیط‌زیست می‌کوشند برای رودخانه‌ها، نهنگ‌ها یا جنگل‌ها شخصیت حقوقی قائل شوند، این ایده هم غریب به نظر می‌رسد و هم امیدبخش. اما هنگامی که چنین شناسایی‌های حقوقی واقعاً رخ می‌دهد، کار اغلب پیچیده می‌شود. برای نمونه، چهار سال پیش رودخانهٔ مگپای در کبک به‌عنوان یک شخص حقوقی با نه حق به رسمیت شناخته شد؛ از جمله حقِ مصون‌بودن از آلودگی و حقِ جریان‌یافتن. با این همه، یک شرکت برق‌آبی همچنان تا سال ۲۰۳۹ حق استفاده از ۸۰ درصد آب آن را در اختیار دارد؛ زیرا اعطای شخصیت حقوقی، قوانین و قراردادهای پیشین را خودبه‌خود بی‌اثر نمی‌کند.

حقوق تازه درون هنجارهای ازپیش‌برقرارِ نظام حقوقی غربی عمل می‌کنند؛ نظامی که منافع رقیب و پیشینه‌ای طولانی از جانبداری به سود انسان در آن حضور دارد. بنابراین، هرچند جایگاه رودخانهٔ مگپای نسبت به گذشته ارتقا یافته، این به آن معنا نیست که از بهره‌برداریِ بیش از حد در امان است.

با اذعان به نیت خیرِ این کوشش‌ها، می‌پرسیم: آیا تلقی‌کردن موجودات قلمرو غیرانسانی به‌مثابه اشخاص حقوقی، تنها راهِ اهمیت‌دادن به آنان و واکنش‌نشان‌دادن به ویرانیِ فزایندهٔ زیست‌بوم است؟

«اخلاق توجه» که فیلسوف فرانسوی، سیمون وی (۱۹۰۹–۱۹۴۳)، پرورده است، راه دیگری پیشنهاد می‌کند. از نظر وی، ریشهٔ مسئولیت اخلاقی ما در برابر دیگر انسان‌ها نه در توان کنشگری آنان است و نه در فردیتشان، بلکه در آسیب‌پذیری آنان است. برای شناختن ارزش و کرامت دیگران، باید آسیب‌پذیریِ مشترکی را که همگی تجربه می‌کنیم به رسمیت بشناسیم. وی این را مسئلهٔ «توجه» می‌نامید: این‌که دیگران را آن‌گونه که هستند، در استقلالشان از ما، در نیازهای ویژه‌شان و در محدودیت و میرایی‌شان، واقعاً ببینیم؛ بی‌آن‌که آنان را در روایت‌های آرامش‌بخش خودمان حل کنیم.

برای مثال، کبوترها را در نظر بگیرید. ممکن است وقتی زیر آفتاب نشسته‌اید، ببینید به شما نزدیک می‌شوند و فوراً آنان را حیواناتی مزاحم بدانید که به حریم شما تجاوز کرده‌اند؛ ناقلان بیماری یا دزدانی که می‌خواهند شام شما را بقاپند. در این صورت، کبوترها چیزی بیش از محملی برای کلافگی شما نخواهند بود؛ چیزی که در گذر از یک روز پراسترس می‌توان تقصیرها را به گردنش انداخت.

بااین‌حال، کبوترها زمانی همدم انسان‌ها، پرندگان مسابقه و پیام‌رسان بودند؛ پیش از آن‌که آدمیان به‌خاطر فناوری‌های سریع‌تر، آنان را رها کنند. کبوترها هنوز هم به ما روی می‌آورند، زیرا انسان را با غذا پیوند می‌دهند. از نظر وی، آگاه‌شدن از نیازهای دیگری به این معناست که احساس تعهد می‌تواند به‌طور طبیعی در ما پدید آید. اما اگر اخلاق توجهِ وی را به جهان طبیعی بسط دهیم، چه رخ می‌دهد؟

وضعیت کنونی ما را در نظر بگیرید: در سراسر جهان، زیستگاه‌ها رو به تخریب‌اند، گونه‌ها ناپدید می‌شوند و سامانه‌های زیست‌محیطی تا آستانهٔ فرسودگی پیش رانده شده‌اند. بااین‌همه، اگر حفاظت از محیط‌زیست را صرفاً به اعطای شخصیت حقوقی محدود کنیم، خطر آن هست که دغدغه‌ای محدود و گزینشی پرورش دهیم: تنها چیزهایی به رسمیت شناخته شوند که معمولاً حیوانات جذاب‌تر یا چشم‌اندازهای فرهنگیِ مهم‌ترند.

نهنگ به‌آسانی می‌تواند به‌عنوان «شخص غیرانسانی» ستوده شود؛ اما خزه‌ها، باتلاق‌ها یا حشرات چه می‌شوند، در حالی که زندگی‌شان کم‌تر از زندگی نهنگ با زندگی ما درهم‌تنیده نیست؟ افزون بر این، اگر اعطای شخصیت به موجودات غیرانسانی را یگانه پاسخ به بهره‌کشی بدانیم، ممکن است همان جهان‌بینی‌ای را تقویت کنیم که اساساً ما را به ویرانیِ زیست‌بومی رسانده است: انسان‌محوری؛ یعنی این تصور که فقط موجوداتی که به اندازهٔ کافی شبیه ما هستند، شایستهٔ توجه اخلاقی‌اند.

رویکرد وی، در برابر، با این سلسله‌مراتبِ مبتنی بر اهمیت انسانی، دیده‌شدن یا دوست‌داشتنی‌بودن مخالفت می‌کند. از نظر او، آنچه از حیث اخلاقی اهمیت دارد زیبایی، سودمندی یا وزن نمادینِ یک چیز برای انسان نیست. خودِ آسیب‌پذیری است که حقِ برخورداری از ملاحظهٔ اخلاقی را پدید می‌آورد. افزون بر این، مسیر حقوقیِ شخصیت‌بخشی ذاتاً موردی و تکه‌تکه است: نهاد به نهاد پیش می‌رود و در کشورها و زمینه‌های گوناگون به‌گونه‌ای متفاوت مذاکره می‌شود؛ غالباً هم مستلزم کشمکش‌های حقوقی طولانی و فرساینده است.

این تلاش‌ها بی‌تردید فضای مهمی برای شکل‌های تازهٔ به‌رسمیت‌شناختن می‌گشایند، اما در عین حال محدودیت‌های چارچوبِ مبتنی بر حقوق را برای حفاظت زیست‌بومی آشکار می‌کنند: حقوق باید مدون شوند، درباره‌شان بحث شود و از آن‌ها دفاع شود؛ فرایندی که می‌تواند عمل را متوقف یا پراکنده کند. در مقابل، تعهدات اخلاقی پاسخ‌هایی فوری‌تر و فراگیرتر پدید می‌آورند؛ و برای وی، این تعهدات نه با جدل بر سر این‌که چه کسی یا چه چیزی واجد شرایط است، بلکه با نوع توجهی آغاز می‌شوند که همین‌جا و اکنون از ما می‌طلبند.

پس وی ما را دعوت می‌کند که از شخصیت و حقوق فراتر برویم و زبانِ «تعهد» را باز یابیم: نه فقط تعهد نسبت به موجودات منفردی که به ما شباهت دارند، و نه صرفاً نسبت به دسته‌های انتزاعیِ «دارندگان حق»، بلکه—اگر اندیشهٔ او را بسط دهیم—تعهد نسبت به همهٔ موجودات آسیب‌پذیر؛ یعنی همهٔ آن‌هایی که در معرض آسیب‌اند و از آن رنج می‌برند. دیدنِ آسیب‌پذیری یک باتلاق، پرنده یا رودخانهٔ مشخص، ما را از حیث عاطفی نیز درگیر می‌کند و از همین راه، ندای اخلاقیِ عمل‌کردن را برمی‌انگیزد. این امر مستلزم آن است که امکان نابودیِ چیزی بی‌بدیل را بپذیریم؛ چیزی که فقدانش جهان ما را در مجموع فقیرتر می‌کند.

اکنون که بشر با شتاب‌گرفتن بحران اقلیمی و ویرانی زیستگاه‌ها در سراسر جهان روبه‌روست، شایسته است بپرسیم: آیا اعطای «شخصیت» به چشم‌اندازها و گونه‌های ما بهترین راه پیشِ رو است؟ بحران‌هایی که با آن‌ها مواجهیم فقط حاصل سیاست‌گذاری‌های ناکام یا اجرای ضعیف قوانین نیستند؛ آن‌ها همچنین از بحران در تخیل و ادراک ریشه می‌گیرند: از چشم‌اندازی که موجودات غیرانسانی را صرفاً منبع می‌بیند و تا وقتی سودمند نباشند، آنان را نامرئی می‌انگارد. برای پاسخ‌دادنِ درست، شاید بیش از چارچوب‌های سیاسی و اخلاقیِ جایگزین نیاز داشته باشیم؛ شاید به شیوه‌ای دیگر برای توجه‌کردن نیز نیازمندیم.

دکتر میکلا دیانتی و کیارا لی ماندری، ۲۰۲۶

میکلا دیانتی پژوهشگر پسادکتری فلسفه در دانشگاه گالوی است و از بنیاد پژوهش ایرلند حمایت مالی دریافت می‌کند.

کیارا لی ماندری دانشجوی دکتری فلسفه در دانشگاه پالرمو و پژوهشگر مهمان در دانشگاه گالوی است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *