ایران؛ میانِ دوگانگی‌ها | عظیم محمودآبادی

عظیم محمودآبادی

عظیم محمودآبادی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:

ما ایرانی‌ها ملت عجیبی هستیم. آنقدر عجیب که هم شریف‌ترین و آزاده‌ترین جوامع جهانی روی ما حساب ویژه‌ای باز می‌کنند و هم دنی‌ترین و شقی‌ترین ابنای بشر گاه روی بلاهت و خیانت شماری از ما کاخ آرزوهای‌شان را بنا می‌نهند!

در همین روزهای جنگ رمضان از جرج ابراهیم عبدالله مجاهد نستوه لبنانی که پیش‌بینی کرده پیروزی ایران دفتر تاریخ جهان را به نفع ملت‌های ستمدیده ورق خواهد زد تا نتانیاهو و ترامپ – که در رسانه فارسی‌زبان سخیف و ابله‌پرورشان اخبار حمله به شهرهای ایران و منازل مسکونی را با تیتر «عملیات نظامی آمریکا و اسراییل برای دفاع از مردم ایران» اطلاع رسانی می‌کنند – همه و همه نشان از آن دارد که ما چقدر ملت عجیبی هستیم.

این وضعیت البته نه اختصاصی به زمانه ما دارد و نه ویژگی ممیزه آزادگان این دوران جهان از سویی و خبیثان امروزی عالَم از سوی دیگر است. این دو گانگی ظاهراً در تار و پود ما ایرانیان سرشته شده است و در هر دوره‌ای از هر دو طرف در ما چیزهایی یافته‌اند که به آن امید بسته یا طمع ورزیده‌اند.

این روزها که اخباری منتشر می‌شود مبنی بر دستگیری عواملی که اطلاعات حساسی از محل تردد فرماندهان نظامی و … به بیگانگان ارسال می‌کرده‌اند با خود می‌اندیشم آیا در ملت‌های دیگر نیز چنین افرادی یافت می‌شوند؟

اما می‌دانم در تاریخ ما تقریباً تا بوده همین بوده است؛ در میان ما ایرانیان هم خسروپرویز بوده که متحدانی از اعراب در برخی نواحی بیرون مرز ایران حاضر بوده‌اند برای او شمیشیر بزنند و بجنگند چراکه او را دربرابر زیاده‌خواهی‌های چین و روم، حاکمی قابل اعتماد تشخیص داده و روی حمایتش حساب کرده بودند و هم فرزند خائن او – شیرویه – که با قطع حمایتش از اعرابِ متحدِ آن روزِ ایران، زمینه را برای نفوذ امپراتوری روم در ایران گسترد و نهایتاً هم از این همه وادادگی خیری ندید و دولت‌اش به شش ماه نکشید و این ماجرا در شاهنامه حکیم طوس به تفصیل آمده است.

حتی جالب است بدانید ضحاک – که این روزها تبدیل به ناسزایی از جانب اپوزسیون خارج نشین به دولت مستقر ایران شده- به خواسته و تمنای شماری از ایرانیان دعوت می‌شود تا حاکمیت خود در مناطق اعراب را به ایران‌زمین نیز توسعه دهد و آنها را تحت حکومت و قیمومیت خود بپذیرد! در واقع سال‌ها قبل از ظهور اسلام این برخی ایرانیان بودند که پای اعراب را به این سرزمین بازکردند لابد با این منطق که ضحاک و اعوان و انصارش با ما مردم عادی ایران کاری ندارند و صرفاً دشمنی‌شان با آبتین است!

چقدر فقیر است ملتی که از تاریخ خود – چه تاریخی حقیقی و چه تاریخ اساطیری- بی‌اطلاع است.

با این همه به نظر می‌رسد در یک چشم‌انداز کلی، تاریخ این سرزمین را نه آن مزدوران و خیانت پیشگان بلکه از جان گذشتگان و فداییان ایران رقم زده‌اند. بر تارک این خاک نام رستم‌ها، اسفندیارها، آریو برزن‌ها، هرمزان‌ها، مازیارها، کیان‌ها، چمران‌ها، تهرانی‌مقدم‌ها، سلیمانی‌ها، حاجی‌زاده‌ها، تنگسیری‌ها و … می‌درخشد. اما از امثال آن پیرمرد بی‌نام و نشانی که راه حمله به قلعه شوشتر را به ابوموسی اشعری نشان داد تا لشکریانش بتازند و هرمزان را به اسارت ببرند، نامی نمانده است مگر به ننگ!

آری شاید فهرست دوم به لحاظ تعداد، کم از فهرست نخست نباشد. چنانکه در این فهرست نیز از سردار خائنی همچون افشین که با بنی‌عباس بر علیه کشور خود هم‌دستی کرد و مأمور دستگیر کردن بابک خرمدین شد گرفته تا روزنامه‌نویس مزدوری چون سیدضیاء طباطبایی که در اسناد و نوشته‌های انگلیسی‌ها رسماً به سرسپردگی او تصریح شده و شعبان بی‌مخ‌ها و نسخه‌های به روزشده امروزی‌شان نظیر مهدی‌نصیری‌ها، حمید فرخ‌نژادها، اشکان خطیبی‌ها، … و خلاصه همه کسانی که قلم حتی از آوردن نام‌شان شرم دارد به چشم می‌خورد.

اما با این همه تاریخ این سرزمین نشان داده از این نام‌های ننگین اثری نخواهد ماند و در یک چشم‌انداز کلی ایرانِ ما هیچ‌گاه با نام خیانت پیشگانش شناخته نشده است. ایران همواره تابلویی به غایت با شکوه است از جان‌فشانی‌ها، شهامت‌ها و از جان گذشتگی‌های همان فهرست نخست که همواره الهام‌بخش عموم آزادگان جهان بوده است. هرچند نام‌های ننگین به‌جا مانده یا حتی به جانمانده از فهرست دوم گاه این تابلوی باشکوه را تا حدودی مخدوش کرده باشد.

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *