مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «بیش از نیم قرن ناکامی برای مخترع فوتبال!» نوشت:
آخرین باری که تیم ملی انگلستان قهرمان جام جهانی شد، برمیگردد به سال۱۹۶۶. یعنی سالی که میزبان جام جهانی بود. همان جام را هم منتقدین شبهه برانگیز میدانستند. بسان خیلی از میزبانان دیگر، از جمله میزبانی آرژانتین در سال ۱۹۷۸ و بازی مسئلهدارشان با پرو! همینطور رسواییِ معروف خیخن در سال ۱۹۸۲ که اُتریشیها علیه الجزایر تبانی کردند تا آلمان غربی (همسایه)شان صعود کند. یا کمک همهجانبه و پشت پردهی ژائو هاولانژِ برزیلی، رئیس وقت فیفا برای قهرمانی برزیل در ۱۹۹۴.
تاریخ قهرمانیها پر از این شبهات است، باری. انگلیس که در طول عمرش تنها یکبار قهرمان جهان شده، نسبت به لیگ پربار و پر درآمدش و باشگاههای موفقاش، عقبهی درخشانی در رویدادهای بینالمللی ندارد. آنها برای دومین بار است که مربی خارجی استخدام میکنند و هر اندازه بازیکنانِ مشهور و باکیفیت دارند از مربی و دروازهبانِ طراز اول تهی هستند. آنها یکبار، اریکسونِ سوئدیِ فقید را که در زمان وقت، مربی موفق و طراز اولی به حساب میآمد به استخدام در آوردند اما در جام جهانی ۲۰۰۶ در مرحله یک هشتم، برابر آلمانِ میزبان که گل مسلمشان را داور به عمد یا به سهو نادیده گرفت حذف شدند و با مربی خوش اخلاقشان هم وداع کردند.
اکنون پس از ۲۰ سال، یکبار دیگر با مربی خارجی وارد رقابتهای جام جهانی میشوند. مشخص نیست توماس توخل مربی صاحب سبک و کاربلد آلمانی تا چه اندازه میتواند در عرصه ملی با یک تیم خارجی به موفقیت برسد. توخل کارنامه خوبی در عرصه باشگاهی دارد اما کار کردن با تیمهای ملی کاملاً مجزا و متفاوت در عرصه باشگاهیست. و کمتر مربیای در دنیا یافت میشود که در هر دو حوزه، دورهای موفق را سپری کرده باشد.
بنابراین این آزمون میتواند مبنای بسیاری از تحلیلهای کارشناسان قرار بگیرد. هر اندازه تیم ملی انگلیس نمایش مورد پسند داشته باشد و به مراحل پایانی جام برسد، میتواند نظر مخالفان را از جذب مربی خارجی جلب نماید و هواداران را به آینده تیم امیدوار سازد.
انتهای پیام




