مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «صعود آرژانتین به فینال؛ یک تحلیل کهن الگویی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
دو نیمه نهاییِ هیجان انگیزِ جام ۲۶ نیاز به تحلیل فرامتنی و میان رشتهای دارد. به ویژه تحلیل بازی آرژانتین- انگلیس که قطعاً از زاویه نقد «اسطورهای- کهن الگویی» و «تاریخگراییِ نوین» قابل بحث و واکاویست.
انگلیس برابر آرژانتین با همان نتیجهای شکست خورد که چهل سال پیش در همین مرحله شکست خورده بود. یکبار با هنرنماییهای مارادونا و اینبار با تبحر و نبوغ مسی. دو فوق ستاره در دو مرحله از تاریخ در یک قاب که شباهتهای بیشمار و بسیار نزدیکی باهم دارند.
آنها پیش از بازی از فیفا درخواست کردند تا با کیت دومِ خود به میدان بروند. همان کیتی که مارادونا با آن دو گُلش جاودانه شد. این بار روانی، پوئن مثبتی بود که به اعتماد بنفسشان کمک کرد. آنها میخواستند از همهی اهرمهای در دسترس استفاده کنند. به همین دلیل هم پیش و پس از بازی، ماجرای جزایر «فالکلند» از حاشیه به متن آوردند و در پایان بازی مدعای خود را علیرغم تبعات محرومیت از فیفا با بنری در دست نشان دادند. اینها همان عنصر کمک کننده و پنهانِ پیروزیست که در پشت پرده به تیم یاری میرسانند. مثل تماشای فیلمهای راکی برای انگیزه گرفتن و ناامید نشدن. و بردن بازیکنان به تیراندازی در زمین تیروکمان.
اغلب مربیان از این تاکتیکها پیش از بازی استفاده میکنند.بررسیهایی که پس از بازی بیرون آمده نکات عمیق و جالبی دارد. کارشناسان عموماً به ترس، فلج ذهنی، ازهم گسیختگی و کلافگی مدافعان معروفی اشاره میکنند که یک هفتهی تمام برای مهار مسی تمرین کرده بودند. چرا تیمی که در بازیهای قبلیِ خود کامبک میزد، اینبار برابر آرژانتین کامبک خورد؟
انگلیس در یک شانزدهم برابر جمهوری دموکراتیک کنگو کامبک زد. سپس به لاک دفاعی فرو رفت و نتیجه را حفظ نمود، در مرحله بعد برابر مکزیکِ میزبان و تماشاگران پرشورش، بینقص و بدون ترس وارد میدان شد و سه بر یک پیش افتاد و نزدیک به یک نیمه توانست ده نفره دوام بیاورد و پیروز میدان شود. در یک چهارم نهایی برابر نروژِ قدرتمند باز توانست کامبک بزند و به سیاق گذشته که گویی تبحری در آن داشت با پنج مدافع از دروازه خود محافظت کرد.
پرسش این است چرا تیمی که در دفاعِ اتوبوسی موفق بود و تبحر خاصی داشت نتوانست برابر آرژانتین دوام بیاورد؟ همه چیز به نگرش ذهنی و باور آنها برمیگردد. گویا آنها از پیش باور نداشتند که از پس آرژانتین برمیآیند. دقیقاً عکس تیم مقابلشان که کاپیتان مسی گفته بود: «به این تیم باور داشته باشید… ما شما را [هواداران] نا امید نمیکنیم…»
آرژانتینیها خیلی زودتر به این «باور» رسیده بودند که خواهند «برد». شاید در «تاکتیک» ابزارشان ناقص بود اما درون «ذهن» ابزارشان کامل بود. به ویژه آنکه رهبری به نام «مسی» داشتند. مسی از لحاظ جسمی و قوای بدنی هم ناقص بود اما موتور پیشرانش ذهنی بود که مثل سوخت هستهای در راکتور عمل میکرد و تمامی نداشت. آرژانتینیها حتی اگر نسبت به رقیبشان برتری فنی و تاکتیکی نداشته باشند، برتری ذهنی دارند و همیشه بدون واهمه و ترس برابر رقبا صف آرایی میکنند.
آنها با همین برتریِ ذهنی، چهار سال پیش پیروز بازیهایی شدند که کمتر کسی تصور آن را داشت. آنها برخلاف نظر کارشناسان در نهایت فرانسهی پر مهره را در فینال شکست دادند. و در همین دوره هم ارزیابی و پیش بینیِ کارشناسان را با نتایجی که رقم زدند ناکام گذاشتند. در هر دو نیمه نهاییِ این جام، تیمهایی پیروز شدند که از شانس کمتری برخوردار بودند.
فرانسه برابر اسپانیا وا داد. تمرکز لازم را نداشت و فوق ستارههایی نظیر دمبله و امباپه که تا پیش از نیمه نهایی با عملکرد درخشانشان کاندیدای برترین بازیکن جام بودند ضعیفترین عملکردشان را به نمایش گذاشتند. در طرف دیگر انگلستانِ پر مهره با ستارههایی نظیر هری کین و بلینگام در برابر آرژانتین زانو زد و به دلیل واهمهی زیاد اقدام به خودکشی پیش از مرگ کرد.
تقابل اسپانیا با آرژانتین در فینال، تقابل «تاکتیک» بر «ذهن» است. در تاریخ جام جهانی هیچ تیمی پیدا نمیشود که پس از یک دوره قهرمانی، برای قهرمانی در دور بعد، با انگیزهی بیشتری وارد شود. آنها هنوز از زخم چهار فینالی که مسی را ناکام گذاشت التیام نیافتهاند. همهی نشانهها حاکی از آن است که هر چه آرژانتین به پایان دوره مسی نزدیکتر شد، انگیزهی بیشتری برای قهرمانی در رگهای تکتک بازیکنانش تزریق شد.
این فینال آخرین ایستگاهِ همراهی آنان با بهترین و بزرگترین بازیکن تاریخ دنیا در معتبرترین جام جهان است. اگر مسی بار دیگر قهرمان جهان شود ما عاشقان فوتبال بی چون و چرا تا ابد مدیون فوتبال خواهیم ماند.
انتهای پیام




