دکتر محمدحسن علایی، جامعه شناس در یادداشتی با عنوان «الزامات جامعهشناختی کشورداری در شرایط دشوار!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
در شرایط خطیر کشور، استلزامات دفاع از حاکمیت ملی، حمایت از تصمیمات state، را ایجاب میکند؟، یا سنگاندازی و چوب لای چرخِ نظام تصمیمگیر در سطوح عالی گذاشتن میتواند توجیه عقلایی داشته باشد؟!، امروز در شرایط بیثبات و جنگی کشور، با احتساب خسران ناشی از شهادت رهبر فقید و فرماندهان عالیرتبهی نظامی و ضرباتی که به پیکرهی “ساختار” با وجود مقاومت مثالزدنی آن وارد شده است، آیا تداوم و تقویت حاکمیت ملی را بایستی در سیمای هماهنگی اقتدار و ارادهی رهبری سوم و شعام (شواری عالی امنیت ملی) متصور شویم یا با انکسار این تصویر در منشور فرقهها و جناحها باید تضعیف بیشتر ساختار را انتظار بکشیم؟!
نگارنده به نیکی واقف است که شرایط جاری کشور، پرداخت تفصیلی به مسائل تئوریک در باب مباحثی چون نسبت امرملی و امر دینی و … را ایجاب نمیکند، اما به عنوان یک جامعهشناس دغدغهمند که نگران فرسایش تابآوری اجتماعی و تکرار فجایع خونین، و شعلهور شدن آتش فتنههای بدخواهان و رویافروشان، و … است از این جستار تنها یک هدف را پیگیری میکند و آن لزوم حفظ و ارتقای انسجام اجتماعی است که جز از گذر به رسمیت شناختن تکثر ممکن نیست فلذا ایرانیانی که در این شرایط حساس حتی اگر کمتر علقههای مذهبی خویش را حفظ کردهاند نباید از معادلات تثبیت حاکمیت ملی کنار گذاشته شوند، در یادداشت پیشین نیز با عنوان “جامعهشناسی تشییع یک رهبر دینی و سیاسی” در پایگاه خبری-تحلیلی انصاف نیوز منتشر گردید ضرورت بهرهگیری از ظرفیت تکرارناشدنی این قبیل فرصتها را برای ارتقای انسجام اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی را متذکر گردیدم.
نسبت ایرانیت و اسلامیت در چارچوب حاکمیت قابل جمع و نیز قابل جرح و تعدیل است اما غلتیدن در یکجانبهنگریها و تنگنظریهای فرقهای، آن هم در این شرایط حیاتی، انسجام ملی و لاجرم صلاح و فلاح ملک و ملت را مع الاسف در معرض تهدیدات جدی قرار خواهد داد. به رغم اقلیت مدعی، آنان که به واقع در دامن میراث معنوی سنت تاریخی ایرانیان بالیدهاند و دل در گرو اسلام دارند، جانفدایان واقعی ایران و ایرانی بودند و هستند.
جامعهشناسان از نوعی بینش منحصربفرد برخوردارند که از آن به “بینش جامعهشناختی” یاد میشود؛ در جهان امروز آن چتر فراگیری که “ما” ایرانیان را گرد هم میآورد مفهوم ملت و به رسمیت شناختن همهی کثرات حول امنیت و منافع ملی است؛ ضرورت جمع آمدن زیر لوای یک مفهوم مشترک به نام ملت تا آن جایی اهمیت دارد که امروز برای این که استقلال ما را در جهان به رسمیت بشناسند لاجرم باید در سرزمینی که زیست میکنیم با هر اعتقاد و باوری خود را در قالب یک ملت-دولت به جهانیان بشناسانیم و از حق و حقوق خود و منافع ملی خویش در مناسبات جهانی دفاع کنیم.
تمهید ساز وکارهای هویتیابی در جهان جدید و ایجاد امکان برای تداوم زیست دینی و معنوی و حیات فرهنگی در قالب ملت-دولت در جهان معاصر، نسبت ایرانیت با اسلامیت، سنت و مدرنیته و … از جمله مواردی هست که جامعهشناسان بدان اهتمام ورزیدهاند. کوتاه سخن اینکه، به عنوان یک جامعهشناس صراحتا اعلام میدارم تضعیف ارادهی حاکمیت ملی در بحبوحهی مبارزات مذاکراتی، ضد منافع ملیست فلذا ملزومات مدیریت کلان و تثبیت دستاوردهای میدان، ضرورت این مذاکرات در عرصهی بینالمللی میان ایران به عنوان یک حاکمیت با متجاوزان را -با همهی اما و اگرهایش- مسلم و مسجل میکند!
انتهای پیام




