علی اصغر شفیعیان
طراحی و پمپاژ بنر آمارهای تورم توسط رسانههای جریان خاص نزدیک به دولت قبل (مانند رجانیوز) در فضای مجازی، بیش از آنکه نقد عملکرد دولت باشد، نشانهای از یک جدایی کامل از واقعیتهای کشور است. در مواجهه با این آمارها، چند نکته را نباید فراموش کرد:
اول آنکه در دولت پزشکیان، برخلاف سابق بر این، بنا بر پنهانکاری، دستکاری آمارها یا دادن گزارشهای پوچ و مهمل به مردم و مقامات عالی نیست؛ مثل ماجرای اعلام شفاف فهرست جانباختگان دی ماه و فراخوان برای تکمیل علنی و عمومی آن.
وضعیت تورم با چشم غیرمسلح هم در سفره مردم مشخص است؛ اما طنز ماجرا اینجاست که منتقدانِ تندرو، امروز برای زدن دولت مجبورند به آمارهای رسمی و بدون سانسورِ خود این دولت استناد کنند. این یعنی پایان عصر دروغگویی آماری.
دوم؛ ایستادگی، مقاومت و مواجهه با جنگ و محاصرهی اقتصادیِ آمریکا هزینه دارد. لیدرها و رسانههای جریانی که شب و روز شعار مقاومت سر میدهند، آیا گمان میکنند جنگ با ابرقدرت اقتصادی دنیا بیهزینه است؟ یا میخواهند هزینه این ایستادگی را تکذیب کرده و تورم را به مسائل دیگر ربط دهند؟
روایت صحیح و شجاعانه این است: ایران در برابر فشار ایستاده و طبیعی است که هزینهی این تقابل، خود را در تورم نشان میدهد. نمیتوان هم طالبِ ایستادگی بود و هم از پرداخت هزینهاش در اقتصاد فرار کرد.
سوم؛ اگر بخشی از این تورم ناشی از مدیریت داخلی است، مسئولیت آن متوجه همه ارکان است، نه فقط دولت. سیاستهای مالی دولت را مجلس با بودجه تعیین میکند. سال گذشته به صراحت به مجلس گفته شد که واقعیت معیشت و درآمد مملکت چیست و بودجه باید واقعبینانه بسته شود، اما مجلس مسیر دیگری رفت.
چهارم؛ چرا در این شرایط جنگِ اقتصادی، بار ریاضت فقط بر دوش دولت و مردم است؟ خوب است رسانههایی مثل رجانیوز گزارش بدهند که سایر نهادهای حاکمیتی و تبلیغاتی، در این چندماهه چقدر از هزینههای زائد و بودجههای کلفت خود کم کردهاند؟
دیروز با موتور از میدان ولیعصر رد میشدم؛ راننده با کنایه به بنرهای گرانقیمت وسط میدان اشاره کرد و گفت: «به نظرت قیمت این بنر چنده؟» او جواب را میدانست؛ کنایهاش به خرجهای بیهودهای بود که در این وضعیت اقتصادی روی دست شهر میگذاریم.
درست مثل تعجب پریروزِ همکار عکاسمان در بلوار کشاورز؛ تماشای «جشن نور» در روزهای «بیبرقی» با پول شهروندان تهرانی! چگونه میتوان صبح تا شب در تلویزیون مردم را به صرفهجویی خواند و خود اینگونه. تظاهر به بیخیالی کرد؟
مردم این تناقضها را میبینند؛ هم ذوقزدگی شما از آمار تورم را و هم جشنهای نورانیتان را در خاموشیِ مطلق.
برای عبور از این زمستانِ سختِ اقتصادی، راهی غیر از همسرنوشتی نیست. همهی ایرانیان، اعم از مردم و ارکان حاکمیت، چه دولت و چه سایر نهادها، چه پوزیسیون و چه اپوزیسیون، باید بدانند که امروز زمانِ سهمخواهی یا ذوقزدگی از آمارهای تورم نیست.
تلاش برای نجات اقتصاد ایران، به جای ایستادن در مقابل هم، ایستادن در کنار هم را میطلبد؛ این تنها راهِ باقیمانده است ولی اگر جریانی قصد سیاهنمایی دارد حوادث دیماه و تبعات آن را به یاد بیاورد؛ همچنان که ماجرای دی ۹۶ هم میتوانست درسی باشد که نشد.
انتهای پیام




