دکترمحمدحسن علایی، جامعه شناس در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «ابداع سوژهگی زنانه: ️تاب آوری زن ایرانی در زمانهی بحران!» نوشت:
زمانه ی ما زمانهی بحران است. بحران هم وصف کلی روزگار است هم ویژگی خاص حاکم به جامعهی ما در مواجههی با جهان جدید در شرایط توسعه نیافتگی تاریخی. زیستجهان ایرانیان از طرفی سامان پیشین خویش را درباختهاست و از طرفی قوام خویش را در جهان جدید درنیافتهاست. در یک بیان جامعه شناختی، ایرانِ “ما” دچار وضعیت آنومیک(بیهنجاری)شده است، هنجارهایی پیشین کارکردهای خویش را از دست دادهاند و هنجارهایی جدید جایگزین نشدهاند. این وضعیت در زمانهی پیکار به نقطهی اوج بحران نزدیک میشود.
زنان و مادران در این میانه اما با بیشترین حجم از مسائل و آسیبها مواجهه داشته و دارند، از طرفی به عنوان “زن” و از طرفی در نقش “مادر”. از طرفی در ابداع سوژگی خویش و کسب جایگاه اجتماعی در یک چنین شرایط خطیری دچار انواع ابتلائات و بیدادها هستند و هم در ایفای نقش مادری با انواع و اصناف مشکلات درگیرند، از تربیت فرزند تا مدیریت خانه و خانواده!
در یک چنین وضعیتی، ارتقای تابآوری زن ایرانی در زمانهی بحران، از منظر جامعهشناختی از اهمیت وافری برخوردار است، سیاستگذاران هم البته مسئولیتهای سنگینی به عهده دارند، اگر میخواهیم نسل های آینده در برابر انواع تهدیدات و تحولات و تغییرات جان سالم به در ببرند و فرزند زمان خویش باشند، بایستی به زنان جامعه و ارتقای امکانات زیست ایشان در ساحت مادی و معنوی بهای بیشتری بدهیم، به زنان جامعه، فرصتهای برابر برای رشد اجتماعی قائل شویم به زنان، چه در مقام مادر، چه در جایگاه زن، در عمل و نه فقط در حرف کرامت قائل باشیم.
رهبر شهید انقلاب نیز در بخشی از بیانات خویش که به حقوق زن اختصاص داشت، «عدالت در رفتار اجتماعی و خانوادگی» را اولین حق زنان برشمردند و با تأکید بر وظیفه دولت و آحاد جامعه در تأمین این حق، گفتند: «حفظ امنیت، حرمت و کرامت» نیز از حقوق اصلی زنان است و بر خلاف سرمایهداری غرب که کرامت زن را لگدمال میکند، اسلام بر رعایت کامل احترام زن تأکید دارد.
در ادامه اگر درصدد صورتبندی نظری زن حاضر در عرصهی میادین و خیابانهای ایران در زمانهی پیکار برآییم بایستی از شریعتی کمک بگیریم، بر اساس آرای وی سه الگو از زن میتوان متصور شد این سه الگو عبارتند از:
الگوی اول: زن سنتی در معنای زن امل عقب افتاده ای که دین و ایمان و مذهب و سیاستش را از سنن رایج و غلط جامعه می گیرد.
الگوی دوم: زنی مدرن و غربگرا که جهت گیری های سکولاریستی و ضد سنتی و سیاسی و ایدئولوژیکش را از فضای مجازی و مراجع رسانه ای آن سوی آب اخذ می کند.
الگوی سوم: زن ایرانی متفکر آشنا با سنت تاریخی خویش و امکانات نهفته در آن و نقاد نیهیلیسم غرب بیندیشیم که با تکیه بر تفکر حکمی و فلسفی هم در برابر ارتجاع وطنی می ایستد و هم در برابر ارتجاع نظام سرمایه داری جهانی و ارزش ها و آزادی پوشالی آن.
حال اگر بنا باشد الگوی سوم را به عنوان یک ایده آل در نظر بگیریم باید به امکانات و امتناعات تحقق آن نیز بیاندیشیم.
بالغ بر نیم قرن پیش شریعتی از زن نوع سوم سخن می گوید، زنی که نه زن امل سنتی هست و نه زن شبه مدرن زن روزی. و در مقابل املیسم و فوکولیسم. زن سوم در ابداع خویش به دنبال سوژگی هست سوژه شدن در ساحت اجتماعی. شریعتی شبه مذهب و شبه مدرنیته را توامان به بوته ی نقد می کشد و از نقد و احیای سنت و تصفیه منابع فرهنگی سخن می گوید و نیز از آلترناتیوی برای مدرنیته ی تک الگویی غربی. و زن سوم زنی است که در پرتو چنین رویکردی به ابداع خویش می پردازد. شاید بتوان گفت زنی که امروز در خیابانهای ایران در این صد شب پای به میدان مقاومت گذاشته است، نشانههایی از این الگوی سوم را به نمایش گذاشته است.
انتهای پیام




