بحران رابطه در نسل زد: تاملی بر فیلم  Obsession

عباس کاظمی، جامعه‌شناس، در کانال تلگرامی خود نوشت:

«ژانر وحشت همواره درباره هیولاها نبوده است. فیلم‌های مهم این ژانر، ترس‌های هر دوره را به تصویر می‌کشند؛ زمانی هیولا از دل طبیعت بیرون می‌آمد، زمانی از فناوری و زمانی از جنگ. Obsession ساخته کری بارکر نیز از همین جنس است. این فیلم، بیش از آنکه درباره جادو یا نیروهای ماورایی باشد، درباره بحرانی است که در متن زندگی روزمره نسل جوان شکل گرفته است؛ بحرانی که نامش  اضطراب رابطه  است. اگر قرار باشد هیولای این فیلم را نام‌گذاری کنیم، آن هیولا نه موجودی فراطبیعی، بلکه خودِ رابطه است.

داستان فیلم ساده است. «بر» جوانی است که عاشق همکارش «نیکی» است اما جرأت بیان احساسش را ندارد. او به جای مواجهه با امکان «نه» شنیدن، به شیئی جادویی پناه می‌برد تا نیکی را وادار کند بیش از هر چیز دیگری او را دوست داشته باشد. همین آرزو، که در ظاهر چیزی جز تمنای عشق نیست، به کابوسی هولناک تبدیل می‌شود. فیلم از همین نقطه، یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های اخلاقی زمانه ما را مطرح می‌کند: اگر بتوان عشق را به اجبار به دست آورد، آیا هنوز چیزی از عشق باقی می‌ماند؟

منتقدان نیز همین پرسش را محور خوانش خود قرار داده‌اند. آدام کمپنار در پادکست سینمایی Filmspotting می‌گوید که اگر بخواهی کسی را مجبور کنی عاشقت باشد، ناچار باید انسانیت او را از او بگیری؛ زیرا عشق تنها زمانی معنا دارد که آزادی انتخاب وجود داشته باشد. وحشت واقعی فیلم دقیقاً از همین لحظه آغاز می‌شود؛ لحظه‌ای که میل به دوست داشته شدن، به میل برای حذف آزادی دیگری تبدیل می‌شود.

اما آنچه Obsession را به فیلمی مهم برای نسل زد تبدیل می‌کند، صرفاً این ایده اخلاقی نیست. کری بارکر خود از همین نسل است و بسیاری از منتقدان نیز تأکید کرده‌اند که فیلم مستقیماً با اضطراب‌های عاطفی هم‌نسلانش سخن می‌گوید. اما استفانسکی در The Atlantic این فیلم را ترجمه سینمایی بحران‌های بین‌فردی نسل زد می‌داند؛ نسلی که بیش از هر زمان دیگری در معرض ارتباط دائمی است، اما همزمان تجربه‌ای عمیق از تنهایی، تردید و ترس از آسیب‌پذیری دارد.

شبکه‌های اجتماعی وعده داده بودند که فاصله‌ها را از میان بردارند در عمل، روابط را به عرصه‌ای از نظارت، مقایسه و اضطراب بدل کرده‌اند. رابطه دیگر پناهگاه نیست؛ میدان دائمی ارزیابی است. در چنین جهانی، آسیب‌پذیر بودن هزینه دارد و «نه» شنیدن می‌تواند به تجربه‌ای ویرانگر تبدیل شود. «بر» نیز دقیقاً از همین امکان می‌ترسد. او از شکست عاشقانه نمی‌گریزد؛ از بی‌قطعیتی رابطه می‌ترسد. برای او، حذف آزادی دیگری آسان‌تر از تحمل نااطمینانی است.

از این منظر، فیلم تنها درباره وسواس یک فرد نیست؛ درباره دگرگونی معنای عشق در فرهنگ معاصر است. عشق آرام‌آرام جای خود را به تملک می‌دهد. میل به نزدیکی، به میل به کنترل تبدیل می‌شود. دیگری دیگر سوژه‌ای آزاد نیست، بلکه باید تضمین‌کننده امنیت عاطفی ما باشد. به همین دلیل است که خشونت در فیلم نه با ضربه یا قتل، بلکه با یک آرزو آغاز می‌شود؛ آرزویی که ظاهراً عاشقانه است اما در بنیاد خود، آزادی دیگری را انکار می‌کند.فیلم نشان می‌دهد که سلطه همیشه با خشونت آشکار آغاز نمی‌شود؛ گاه خود را در زبان عشق پنهان می‌کند.

از همین رو، Obsession را می‌توان نقدی بر مردانگی شکننده نیز دانست. «بر» نه مردی شرور است و نه هیولایی بالفطره؛ جوانی تنها، خجالتی و حتی همدلی‌برانگیز است. اما فیلم نشان می‌دهد که خشونت الزاماً از نفرت زاده نمی‌شود؛ گاهی از این تصور آغاز می‌شود که دیگری موظف است نیازهای عاطفی ما را برآورده کند. هنگامی که این انتظار با حق انتخاب دیگری برخورد می‌کند، عشق به‌تدریج به سلطه تبدیل می‌شود.

شاید همین ویژگی، راز موفقیت غیرمنتظره فیلم نیز باشد. Obsession با بودجه‌ای اندک ساخته شد، اما به پدیده‌ای جهانی بدل شد؛ زیرا مخاطبان جوان در آن نه یک داستان فراطبیعی، بلکه بازتاب تجربه زیسته خود را دیدند. بسیاری از تحلیل‌ها نیز موفقیت فیلم را با توانایی آن در بیان اضطراب‌های نسلی که پس از همه‌گیری کرونا، با تنهایی، فرسودگی دیجیتال و بحران صمیمیت دست‌وپنجه نرم می‌کند، مرتبط دانسته‌اند.

شاید این مهم‌ترین تصویر فیلم از نسل زد باشد؛ نسلی که بیش از آنکه از تنهایی بترسد، از صمیمیت می‌ترسد، زیرا صمیمیت مستلزم پذیرفتن آسیب‌پذیری است و درست در همین نقطه است که عشق، اگر از مسیر آزادی و رضایت عبور نکند، به هیولای اصلی داستان تبدیل می‌شود.»

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *