بیمه اجباری؛ حمایت یا فشاری مضاعف؟

ثریا علیزاده، پژوهشگر دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی و دبیرکارگروه حقوقی انجمن راحل در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «بیمه اجباری حمایت یا فشاری مضاعف؟ ( بررسی چالش­های پوشش درمانی بیمه اجباری در طرح  به روزرسانی و تمدید کارت­های آمایش  و موقت اتباع خارجی)» نوشت:

در یادداشت پیشین درباره پوشش بیمه درمانی اتباع خارجی، سیر قانونی ارائه آن در جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت. دولت پس از آن­که در برنامه­ های توسعه مختلف حق برخورداری اتباع خارجی مقیم کشور از  پوشش بیمه درمانی را  پیش­بینی کرد، در آخرین اقدام خود و براساس  مصوبه ۲۸/۱۲/۱۴۰۴ برخورداری از پوشش بیمه درمانی را به عنوان یکی از شرایط تمدید مدارک اقامتی مقرر کرد. باتوجه به حذف یارانه سلامت برای اتباع خارجی در سال­های گذشته، این رویکرد دولت را می­توان گامی مثبت در جهت حمایت از اتباع خارجی دارای اقامت قانونی و افزایش دسترسی آنان به خدمات درمانی دانست. با این حال اجرای این مصوبه همزمان با اجرای طرح آمایش بیستم، با چالش­هایی برای مهاجران و پناهندگان همراه بوده است؛ چالش­هایی که توجه به آن­ها می­تواند زمینه ارائه مطلوب­تر خدمات بیمه درمانی را فراهم کند.   

چالش نخست؛ اجباری بودن بیمه و مشروط شدن تمدید اقامت به آن:

نخستین چالش این طرح، اجباری بودن بیمه درمانی و مشروط­شدن تمدید مدارک اقامتی آمایش وهویت به برخورداری از پوشش بیمه پایه می­باشد. مدارک اقامتی و هویتی برای اتباع خارجی در کشور، مبنای بهره­مندی از خدمات متعدد آموزشی، سلامت و درمان، حمل­ونقل، خدمات بانکی و بسیاری دیگر از خدمات عمومی است. در صورتی که شخصی توان پرداخت حق بیمه را نداشته باشد، در مرحله بعدی مدرک اقامتی او تمدید نخواهد شد، امری که به صورت متوالی و زنجیره­ای، محرومیت وی از بسیاری از خدمات عمومی را در پی خواهد داشت.

اصل بهره­ مندی از پوشش بیمه درمانی برای اتباع خارجی، پس از سال­ها پیش­بینی توسط دولت، سرانجام در برنامه هفتم توسعه  و مصوبات اجرایی دولت تحقق یافته و اقدامی مثبت در راستای کاهش ریسک­های درمانی پناهندگان و مهاجران محسوب می­شود. با­این حال، اجباری شدن این طرح، بدون پیش­بینی سازوکارهای حمایتی، موجب شده است که این سیاست بیش از آنکه جنبه حمایتی داشته باشد، برای بخشی از جامعه هدف به فشاری مضاعف تبدیل شده است.

چالش دوم؛ هزینه نامتناسب حق بیمه:

چالش دوم، هزینه سنگین بیمه اجباری است که برای هر عضو خانوار مبلغی حدود ۸۸۰۰ هزار تومان تعیین شده است. تا پیش از اجرای این طرح، بخشی از پناهندگان آسیب­پذیر تحت پوشش بیمه درمانی رایگان با حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان قرار داشتند، اما اندکی پیش از آغاز اجرای این طرح، شمار قابل توجهی از آنان از شمول بیمه رایگان خارج شدند.

متناسب بودن هزینه­ های بهره­مندی از خدمات عمومی با سطح معیشت افراد از اصول مهمی است که نیازمند توجه از سوی دولت در هنگام تصمیم­گیری و قانونگذاری می­باشد. حق بیمه تعیین شده، ممکن است برای افراد دارای درامد ثابت و دهک­های بالای درآمدی متناسب باشد؛ اما بخش عمده مهاجران و پناهندگان که عمدتاً در مشاغل کارگری فعالیت می­کنند، در دهک­های متوسط و پایین درآمدی قرار دارند. ازاین ­رو، ضروری است دولت نظام پلکانی حق بیمه را مدنظر قرار دهد و میزان آن را براساس شاخص­هایی همچون، شغل، درآمد و تعداد اعضای خانواده تعیین کند تا هر شخصی متناسب با وضعیت اقتصادی خود حق بیمه بپردازد. درحالیکه طبق مصوبه فعلی همه افراد بدون توجه به شرایط معیشتی و اقتصادی، مکلف به پرداخت مبلغی یکسان هستند؛ موضوعی که می­تواند به حذف بخش قابل توجهی از اقشار آسیب­پذیر از چرخه بیمه درمانی منجر شود.

ازسویی دیگری در بسیاری ازنظام­های بیمه­ای، امکان پرداخت اقساطی حق بیمه پیش­بینی شده است؛ درحالی­که در بیمه اجباری پناهندگان و مهاجرین چنین امکانی وجود ندارد. بنابراین مناسب  است دولت امکان پرداخت حق بیمه در بازه­های زمانی شش ماهه، هشت ماهه یا دوازده ماهه را فراهم کند تا افراد بیشتری توانایی بهره­مندی از این پوشش را داشته باشد.   

چالش سوم؛ محدود بودن جامعه مشمول

چالش سوم، محدود بودن اجرای این طرح به اتباع خارجی دارای کارت آمایش است. دارندگان کارت آمایش تنها بخشی از جامعه اتباع خارجی دارای اقامت قانونی در کشور را تشکیل می­دهند، درحالی­که دارندگان گذرنامه اقامتی، روادیدی، اقامت تحصیلی و سایر مجوزهای قانونی نیز در کشور حضور دارند.

مطابق مصوبه دولت در صورتی که تبعه خارجی فاقد پوشش بیمه درمانی باشد، هزینه­های درمانی وی براساس تعرفه گردشگری سلامت  و به صورت آزاد محاسبه خواهد شد. بنابراین گروه­هایی از اتباع خارجی که امکان استفاده از بیمه پایه را ندارند، ناگزیر به پرداخت هزینه­های درمان با تعرفه گردشگری خواهند بود. پوشش بیمه سلامت علاوه براینکه باید متناسب باشد، باید همگانی و فراگیر نیز باشد و همه اتباع خارجی دارای اقامت قانونی را دربرگیرد. همچنین توسعه جامعه بیمه­شوندگان می­تواند زمینه ورود سایر بیمه­گران دولتی و خصوصی را فراهم کند و در نتیجه، علاوه­بر خدمات بستری، پوشش ریسک­های درمانی بیشتری با هزینه مناسب در اختیار بیمه­شوندگان قرارگیرد.

چالش چهارم؛ محدود بودن دامنه پوشش بیمه

چالش چهارم، محدود بودن پوشش بیمه درمانی به خدمات بستری است. بدین ترتیب، بیمه درمانی بیش از آنکه نقش یک نظام جامع تأمین سلامت را ایفا کند، صرفاً کارکردی حمایتی در شرایط بحرانی دارد. در حالی­که هدف بیمه درمانی باید پوشش طیف گسترده­ای از خدمات سلامت، از جمله خدمات سرپایی، تشخیصی، دارویی و پیشگیرانه باشد.  

در مجموع، اگرچه اصل توسعه پوشش بیمه درمانی برای اتباع خارجی گامی مثبت در راستای حمایت از حق بر سلامت است، اما موفقیت این سیاست نیازمند بازنگری در نحوه اجرای این طرح است. تعیین حق بیمه متناسب با توان اقتصادی افراد، توسعه دامنه شمول بیمه به تمامی اتباع خارجی دارای اقامت قانونی و گسترش خدمات تحت پوشش، می­تواند ضمن حفظ اهداف حمایتی دولت، فرصتی مطلوب برای اتباع خارجی باشد و از تبدیل شدن بیمه اجباری به مانعی برای تمدید اقامت و محرومیت از بهره­مندی از سایر خدمات عمومی جلوگیری نماید.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *