عباس موسایی، عضو دفتر سیاسی حزب توسعه ملی، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از سلسلهای از تهدیدات و رجزخوانیهای پرتکرار، تصمیم جدید خود مبنی بر دستور به توقف و تعویق حمله به ایران را بهواسطه درخواست «ایران و کشورهای خاورمیانه» اعلام کرد و ضمن یادآوری ظرفیتهای ایالات متحده برای «ترور و تخریب»، نسبت به «معاملهای شامل بازگشایی فوری، کامل و همهجانبه تنگه هرمز و پایان دادن به تهدید هستهای ایران» ابراز امیدواری کرد.
به موازات عبور لفظی ترامپ از جنگافروزی به آمادگی برای دیپلماسی، اما جریانهای جنگطلب از درون و برون، همچون گذشته، ضمن ابراز ناخرسندی، تبلیغات گستردهای را برای تخریب امکان گشایش دیپلماتیک در دستور کار قرار دادهاند.
در این شرایط سخت و پرمخاطره، آنچه بیش و پیش از هر چیز اهمیت دارد، مدیریت اوضاع برای غلبه بر جنگ و ویرانگری است. برخلاف جار و جنجال و هیاهوی راستهای افراطی جنگطلب داخلی و قُل وابسته و سلطنتطلبشان که زیست سیاسی خویش را در جنگ و بحران تعریف میکنند، اکثریت ملت ایران حفاظت از جانهای عزیز، سرمایههای ملی، زیرساختهای اقتصادی کشور و امنیت و آرامش کشور را بر هر موضوع دیگری ترجیح داده و دفع شرارت جنگ و ویرانگری را بزرگترین «خیر عمومی» در شرایط کنونی میدانند.
سکوت دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده و نیز سخن گفتن معطوف به اراده، زبان و ذهنیت جنگافروزان و نادیده گرفتن مطالبه اکثریت ملت و مصلحت ایران در پایان دادن به جنگ، در شرایط خطیر کنونی به مصلحت کشور نیست. اتفاقاً اگر به دلیل محافظت از کشور و ملت در برابر تهاجمات ویرانگر متجاوزان، دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده توانسته باشد به ای نحو کان، تدبیری بیندیشد و تجاوزگری که به «قدرت ترور و تخریبگری خویش مینازد» و خجالتی از تروریست نامیدن خود ندارد را با تدبیر متوقف سازد، نباید از ترس واکنش افراطیون داخلی و جنگ رسانهای جریانهای معاند و وابسته، از اعلام عمومی تلاش برای گفتوگو، تفاهم و توافق خودداری کند.
حفاظت از جانهای عزیز، زیرساختهای کشور و نظم معیشت جامعه، غلبه بر جنگ و مهار نتانیاهو و ترامپ، به خامه تدبیر و قدرت شمشیر، مصلحت ایران به وقت اکنون است و هیچ مصلحت شخصی، جناحی یا رویکرد ایدئولوژیکی نباید و نمیتواند بر آن اولویت یابد. به عبارتی، دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده نباید مصلحت کشور و ملت را در منظومه فکری اهل ایدئولوژی محبوس کرده و از ترس زخمزبان افراطیون، اقدام و اعلام خیر عمومی غلبه بر جنگ را پنهان یا به تعویق اندازد.
در شرایطی که ز منجنیق فلک علیه ملت و کشور ایران، سنگ فتنه میبارد، برساختن فرصت توافق، به میزانی که کمیاب است، ارزشمند میباشد و عیان کردن تلاش برای مصالحه و توافق، نه مایه خجالت که مایه سرافرازی است.
از فرخخان امینالدوله نقل کردهاند که: «فرصت صلح موقوف به یک ساعت است، ولی فرصت جنگ همیشه میسر است.» هنر سیاستمردان ملی، درک دقیق و عمیق مختصات و ماتریس سیاست و بهرهگیری از «فرصت صلح» قبل از هدر رفتن سرمایههای انسانی، اجتماعی، ملی و میهنی است.
کلاوزویتس، نظریهپرداز برجسته پروسی، جنگ را تابعی از سیاست میداند. در نظریه وی، جنگ بیش و پیش از جنگافزارها، به سیاست و هنر رجال سیاسی معطوف است. به زعم کلاوزویتس، وقتی ما دشمنی داریم و در موقعیت و وضعیت استراتژیکی گیر کردهایم که موقعیت ما نیست، باید سعی کنیم از آن بیرون بیاییم و برای بیرون آمدن از آن موقعیت، آرایش متفاوتی داشته باشیم. بیرون آمدن از جنگی نابرابر، نه واگذاری سیاست به جریانهای ایدئولوژیک و فرقههای آخرالزمانگرا، که بهرهگیری از ارزیابی سرد، عقل سرد و دانش و تجارب رجال ملی و میهندوست است.
به تعبیر الن بدیو، سیاست، ساختن امکان صوری و عینی چیزی است که «نازایی تبآلود وضع موجود» را متلاشی میکند. از این رو، رخداد سیاست، ساختن چیزی از هیچ، یا بهوجود آوردن امر ناموجود است. بنابراین، در نازایی تبآلود وضعیت مخاطرهآمیز و پرابهام کنونی، بهشدت نیازمند سیاست هستیم؛ سیاستی با طبیعت و گوهرهای خلاق، رخدادی اتوپیایی و فرصتساز؛ کاستن از تبوتاب و شور و هیجان و تنظیم ساخت و ساحت سیاست، با سازمایهها، عناصر و مواد و مصالحی از واقعیت و عقلانیت.
برساختن توافقی ارزشمند از دل شرایط پیچیده و غلبه یافتن بر مخالفتهای مؤثر و همافزا، درایت، کیاست، شجاعتی وافر و نیرویی بهمراتب قدرتمندتر از نیروی مخالف صلح و جنگافروز میخواهد. هنر جریان طرفدار مصالحه آن است که از سویی به درکی عمیق و دقیق از منطق موقعیت برسد، از سویی موافقان داخلی و خارجی، امکانات و امتناعات ایشان را بشناسد و از سویی، با استواری و ایستادگی بر آنچه مصلحت ملک و ملت ایران به وقت اکنون ایجاب میکند، در انتگریزه کردن ظرفیتها و امکانات، تدابیر و تجارب حامیان مصالحه، فرصتسازی کند.
انتهای پیام





