خسرو معتضد، نویسنده و پژوهشگر تاریخ بر این باور داست که عبدالله شهبازی مورد حمایت هر دو حکومت پیش و پس از انقلاب ۵۷ قرار داشته است.
او با بیان اینکه آقای شهبازی همچنان تحت تاثیر افکار حزب توده است، به انصاف نیوز گفت: یکی از مشکلات تاریخنگاری شهبازی این بود که تقریباً هر فرد شناختهشدهای در تاریخ ایران را وابسته به انگلیس یا فراماسون معرفی میکرد.
آقای معتضد ضمن واکنش به مصاحبه اخیر مجید تفرشی با انصاف نیوز درباره عبدالله شهبازی، [لینک] با مرور سابقه آشنایی خود با این پژوهشگر تاریخ، گفت: شهبازی هرچند فردی باسواد و مسلط به زبان انگلیسی است، اما از نظر فکری هیچگاه از گرایشهای چپ فاصله نگرفت و نگاه او به تاریخ ایران را «یکسویه» توصیف کرد.
او ادامه داد: عبدالله شهبازی را از سالها قبل میشناسم. او سطح زبان انگلیسی بسیار خوبی دارد، چون در دوران پهلوی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام شد. تا جایی که اطلاع دارم، بعد از اعدام پدرش، اسدالله علم از او حمایت کرد و زمینه تحصیلش را فراهم ساخت. همین باعث شد به منابع انگلیسی دسترسی گستردهای پیدا کند.
او ادامه داد: اختلاف اصلی من با شهبازی، نگاه او به تاریخ ایران بود. او تقریباً همه رجال سیاسی ایران را یا خائن، یا فراماسون و یا وابسته به بیگانگان معرفی میکرد. من هیچوقت با این نگاه موافق نبودم. زمانی که کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» را بر اساس خاطرات حسین فردوست منتشر کرد، در مجله کهکشان که سردبیرش بودم، در دو شماره حدود ۱۵۰ ایراد تاریخی و مستند به آن کتاب گرفتم. برای نمونه، در کتاب آمده بود آمریکاییها در شهریور ۱۳۲۰ به ایران حمله کردند، در حالی که آمریکا آن زمان هنوز وارد جنگ نشده بود و این ادعا از نظر تاریخی نادرست بود. یا موارد متعدد دیگری درباره وقایع آن دوره وجود داشت که با اسناد تاریخی همخوانی نداشت.
معتضد گفت: همین نقدها باعث شد شهبازی علاقهمند شود مرا از نزدیک ببیند. بعدها که در مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی مسئولیت گرفت، بارها به من ابراز لطف کرد و حتی میگفت تنها نقد منطقی و مستند بر کتاب فردوست، همان نقدهای شما بود. روابط دوستانهای هم با هم داشتیم و حتی چند بار مرا برای همکاری دعوت کرد و به منزلش رفتم.
او درباره پیشینه عبدالله شهبازی نیز گفت: پدرش، حبیبالله شهبازی، از ایل سرخی بود و به اعتقاد من اعدام او اشتباه بود. محمدرضا شاه در مواردی تصمیمهای بسیار تندی میگرفت و این هم یکی از همان موارد بود. اما بعدها حکومت پهلوی از خود عبدالله شهبازی حمایت کرد؛ برایش امکانات تحصیلی، خانه و موقعیت مناسب فراهم شد.
این تاریخپژوه ادامه داد: بعدها در سالهای ابتدایی دهه ۶۰ مشخص شد که شهبازی با نورالدین کیانوری و حزب توده ارتباط داشته است. به همین دلیل بازداشت شد، اما بعد اظهار ندامت کرد و توبه کرد و دوباره به فعالیتهای علمی بازگشت. با این حال، به اعتقاد من، خلقیات و نوع نگاه حزب توده هیچوقت از او جدا نشد.
معتضد با انتقاد از گفتوگوهای شهبازی با نورالدین کیانوری گفت: من از اینکه او با کیانوری مصاحبه کرد و به نوعی به روایتهای او میدان داد، خوشم نیامد. کیانوری را فردی میدانم که به کشور خیانت کرد و شبکه نظامی حزب توده را در ارتش سازمان داد. اسناد و کتابهای فراوانی درباره عملکرد او منتشر شده است. از نظر من، دفاع یا تطهیر چنین شخصیتی قابل قبول نیست.
او گفت: مشکل دیگر شهبازی این بود که تقریباً هر فرد شناختهشدهای در تاریخ ایران را وابسته به انگلیس یا فراماسون معرفی میکرد. حتی درباره زرتشتیان کتاب نوشت و از «زرسالاران زرتشتی، یهودی و ارمنی» سخن گفت، در حالی که بسیاری از زرتشتیان ایران و هند از خوشنامترین فعالان اقتصادی و اجتماعی بودهاند. من این نوع نگاه را به تاریخ قبول ندارم.
معتضد با اشاره به تسلط شهبازی بر منابع انگلیسی گفت: او چون سالها در خارج از کشور تحصیل کرده بود، زبان انگلیسی بسیار خوبی داشت، اما مشکل اینجاست که هر سندی را که از آرشیوهای انگلیسی منتشر میشد، بدون تردید میپذیرفت. در حالی که خود انگلیسیها بارها در اسنادشان اعتراف کردهاند برخی گزارشها با اهداف سیاسی تنظیم شده است. تاریخنگار باید همه منابع را با هم مقایسه کند، نه اینکه صرفاً به یک دسته از اسناد تکیه کند.
او گفت: من بیش از ۱۵۰ جلد کتاب نوشتهام و همیشه تلاش کردهام هر موضوع را از چند زاویه بررسی کنم. به همین دلیل هم با این نوع تاریخنگاری که همه رجال ایران را وابسته معرفی میکند، مخالف بودهام. برای مثال، درباره قوامالسلطنه امروز در سراسر دنیا نوشتهاند که نقش مهمی در بازگرداندن آذربایجان به ایران داشت، اما شهبازی و همفکرانش چنین شخصیتهایی را هم وابسته معرفی میکنند.
خسرو معتضد در ادامه با اشاره به دیدگاههای مجید تفرشی نیز گفت که اگرچه او را پژوهشگری باسواد و پرتلاش میداند، اما در برخی تحلیلهای تاریخی با او اختلاف نظر اساسی دارد. او ادامه داد: برای من ایران از هر چیز مهمتر است و معتقد هستم برخی پژوهشگران پس از اقامت در لندن دچار نوعی «لندنزدگی» میشوند و در ارزیابی تاریخ ایران تحت تأثیر فضای فکری آنجا قرار میگیرند.
این نویسنده و پژوهشگر در پایان گفت: به اعتقاد من، عبدالله شهبازی فردی باسواد و پرکار بود و کتابهای ارزشمندی هم بهویژه درباره فراماسونری منتشر کرده است، اما نگاه تاریخی او بیش از اندازه متأثر از گرایشهای چپ بود و هیچوقت از این زاویه فاصله نگرفت. همین نگاه باعث شد بسیاری از قضاوتهایش درباره تاریخ معاصر ایران، از نظر من، یکجانبه و غیرمنصفانه باشد اوحتی به نظام جمهوری اسلامی ایران که بسیار به رشد او نیز کمک کرد نیز وفادار نماند.
انتهای پیام





