حمید نجف، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «حسابرسی عملکرد مدیران؛ حلقه مفقوده مدیریت کشور» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
زیان یک روز تصمیمگیری یک مدیر ناکارآمد ممکن است به میلیاردها تومان برسد؛ اما این هزینه معمولاً در هیچ کارنامه مدیریتی ثبت نمیشود و حتی در بسیاری موارد، کسی نمیداند یک تصمیم اشتباه دقیقاً چه میزان خسارت به سازمان یا اقتصاد کشور وارد کرده است.
مشکل اصلی اینجاست که ارزیابی مدیران غالباً بر گزارشهای اداری، تحقق برنامههای شکلی و نظر مدیر بالادست استوار است؛ در حالی که معیار واقعی باید «خروجی و ارزش ایجادشده» باشد.
در ادبیات مدیریت و حسابرسی، مفاهیمی مانند «حسابرسی عملکرد» و «حسابرسی مدیریت» سالهاست وجود دارد و هدف آن سنجش اقتصادی بودن، کارایی و اثربخشی استفاده از منابع است. بنابراین ایده ما اختراع یک مفهوم جدید نیست؛ مسئله، توسعه و کاربرد جدی آن در نظام مدیریتی کشور است.
پیشنهاد مشخص این است که حوزهای تخصصی با عنوان «حسابرسی عملکرد مدیران» توسعه یابد تا بتوان عملکرد مدیر را به شاخصهای کمی تبدیل کرد: چه منابعی تحویل گرفته، چه میزان ارزش ایجاد کرده، چقدر هزینه و اتلاف به وجود آورده، چه فرصتهایی از دست رفته و سهم تصمیمهای مدیریتی در این نتایج چه اندازه بوده است.
البته هر زیانی را نمیتوان به حساب مدیر گذاشت. شرایط بازار، تحریم، نرخ ارز، محدودیت انرژی و سایر عوامل بیرونی باید در ارزیابی لحاظ شوند. حسابرسی عملکرد باید بتواند پس از تعدیل این عوامل، سهم واقعی مدیریت را مشخص کند و میان «ریسک منطقی» و «تصمیم غیرکارشناسی یا ناکارآمدی» تفاوت بگذارد.
این نظام فقط برای شناسایی مدیران ناکارآمد نیست؛ مدیر موفق نیز باید بتواند با عدد نشان دهد چه میزان هزینه کاهش داده، بهرهوری را افزایش داده یا ارزش جدید ایجاد کرده است.
مدیریت منابع عمومی بدون سنجش خروجی، پاسخگویی ناقص دارد. اگر تصمیم یک مدیر میتواند میلیاردها تومان ارزش ایجاد یا نابود کند، ارزیابی او نیز نمیتواند صرفاً با چند گزارش اداری و عبارتهایی مانند «عملکرد مطلوب» انجام شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار حسابرسی مالی، «حسابرسی عملکرد مدیران» نیز به یک ابزار جدی حکمرانی تبدیل شود؛ ابزاری که بتواند به جای قضاوت کلی درباره مدیران، عملکرد آنان را تا حد امکان به عدد، ارزش و هزینه تبدیل کند.
انتهای پیام




