عظیم محمودآبادی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
دوست داشتنِ میهن آنقدر امری بدیهی است که حاجت به دلیل ندارد اما با این وجود به نظر میرسد ایرانِ ما چیزی بیش از یک کشور برای ما ایرانیان است. مهر ما به این آب و خاک، محدود به دوست داشتنِ سرزمین مادری نیست و چیزی فراتر از تعلق خاطر به ملک آبایی و اجدادیمان است. در این نوشته سعی میکنم فهرستی از دلایلی را ارائه کنم که علاوه بر میهندوستی، ایران را برای من دوستداشتنیتر کرده است.
ایران را دوست دارم به خاطر این گنبد مینایی و خاک اهوراییاش به خاطر تاریخ اساطیری و تمدن باستانیاش، به خاطر اندرزنامه اردشیر بابکان و همزادی دینودولتاش. به خاطر نوروز و آیینهای باستانیاش، به خاطر آتشکدههای زرتشتی و محراب جمکرانش، به خاطر «شیر خدا و رستم دستانش»، به خاطر چهارمین امام شیعه و مادر ایرانیاش، به خاطر آه شبنشینان و دعای سحرخیزانش. دماوند و سرافرازی بینظیرش، به خاطر گنبدهای طلا و منارههای بلندش، به خاطر این پهنه گیتی و تنگه هرمزش، به خاطر مقبره کورش و تخت جمشیدش، به خاطر سال خورشیدی و مناسبتهای قمریاش. ایران را دوست دارم به خاطر سنت زرتشتی و اسلام ایرانیاش، به خاطر آرش کمانگیر و سردار سلیمانیاش، به خاطر شهرهای پر از قنات و قنوت و قناعتش، به خاطر هنری که نزد مردمانش هست و بس.
به خاطر اصفهان و نقش جهاناش، شیراز و وضع بیمثالش، به خاطر اروند و زاینده رودش، به خاطر دماوند و قله همیشه برفیاش، به خاطر کویرهای خشک و دشتهای سرسبزش، به خاطر درههای ژرف و کوههای بلندش.
به خاطر زبان فارسی و شیرینتر از قندش، شیخ اجل و گلستانش، حافظ و لطف خداداش، شش دفتر مثنوی و هفت شهر عشق عطارش، رباعیات خیام و مصیبتنامه عطارش، دیوان عبید زاکانی و کشکول شیخ بهاییاش، به خاطر مجسمه نادر و تندیس فردوسیاش.
به خاطر صحن امام رضا و سقاخانه اسماعیلطلایاش، به خاطر خوزستان و مقبره دانیال نبیاش، به خاطر سریال مختار و کیان ایرانیاش، به خاطر فرشهای دستباف و نقشههای رنگارنش.
به خاطر شجاعت سرداران و فرماندهانش، به خاطر شعارهای پر از شعور و شعرهای سراسر حکمت، به خاطر سردادن شعار «مرگ بر» برای تبهکارانی که دنیا را به تباهی کشیدهاند. به خاطر «مرگ بر اسراییل» گفتن زیر جنگندههای صهیونی، به خاطر قرائت سوره فتح و روایت ظفر در ایام جنگ و روزهای حماسیاش، به خاطر گامهای استوار و نترسیدن از مرگش، به خاطر این همه مقاومت و تسلیم نشدنش. به خاطر متفاوت بودنش با همه این جهان سراسر خوار دربرابر گردنکشان؛ به خاطر بلند شدن دوباره ندای «مثلی لا یبایع بمثل یزید …»، به خاطر پیروزیهای بزرگ بعد از روزهای تلختر از زهرش.
به خاطر درد کشیدنها و دم نیاوردنهایاش، به خاطر رنج کشیدنها؛ به خاطر صبری که حتی دشمنانش را از این همه قساوت و خباثتورزی خسته کرده!
به خاطر پرچمداری «لااله الا الله»؛ به خاطر ما به دین سلمان درآمدهها و وعده قرآن به آخرین پیامبرش، به خاطر علمی که اگر در ثریا باشد کسانی از ما آن را خواهند یافت. به خاطر بوعلی سینا و شیخ اشراقمان، به خاطر اندیشه ایرانشهری وحکمت خسروانیمان. به خاطر گذشته باشکوه و آتیه انشالله روشنمان، به خاطر سفیدی میانه پرچممان، به خاطر نه شرقی و نه غربی کشورمان، به خاطر امت وسطی بودنمان، به خاطر مرگهای سرخ و آینده سبزمان.
ایران را دوست دارم به خاطر «اشهد ان علیا ولیالله» اذانش؛ به خاطر عاشورا و مشایه اربعینش. به خاطر بارگاه عبدالعظیم حسنی و «من زار عبدالعظیم بالرى کمن زار الحسین بکربلا». به خاطر سنیهای محب اهل بیت(ع) و شیعیان حامی سنیان فلسطینی، به خاطر «هیئات عزای ابوالفضل» ارامنهاش!
به خاطر سرو راست قامتی که هیچ طوفانی آن را نمیشکند؛ نه طوفان اسکندر نه مغول، نه هجوم اعرابی که اسلام آورده بودند و هنوز ایمان در قلبشان نفوذ نکرده بود! نه جنگهای جهانی با فتنه چرچیلی و خشونت هیتلریاش! نه صدام با منش خالدبن ولیدیاش.
به خاطر پوریای ولی و پهلوانیهای بیقهرمانیاش، به خاطر تختی و عرق ملیاش، به خاطر رئیسعلی دلواری و کوچک جنگلیاش، امیر کبیر و قائم مقام فراهانیاش، به خاطر مقاومت مصدق و مظلومیتش در دادگاههای لاهه و ستمشاهیاش، به خاطر پیر جماران و سید خراسانیاش.
به خاطر تاریخ پر از رنج و افتخارهای بینظیرش، به خاطر مرزهای واقعی در میانه این کشورهای مصنوعی و همسایههای غیر واقعیاش.
به خاطر انبارهای پر از موشک و ماهوارههای به فضا رفتهاش، به خاطر قایقهای تندرو و ناوافکنش، به خاطر پهبادهای ارزان و کشندهاش، به خاطر مقبره شهدای گمنانش، به خاطر تشییع جنازههای باشکوه و بینظیرش، به خاطر مردهای میدان و زنان پشت جبههاش.
وه که چقدر نماد در این ملک و ملت جمع شده است. به خاطر این روح تنها در جهانی بیروح!
انتهای پیام




ما هم ایران رو دوست داریم، برای نوشتنش هم حقوق نمیدن بهمون
چیزی که دوست نداریم …
من از انشانویسی و شعار بدم میاد. به گمان من تلاش برای ایجاد پیچیدگی ادبی، وقتی دست نویسنده قوی نیست، یه لایه رقتانگیز و بیدلیل به زبان اضافه میکنه و پیام رو مخدوش میکنه.
با این حال از نوشته شما خوشم اومد. ایران واقعا دوست داشتنیه چون مردم ایران بهترین مردم دنیا هستن. تو این پنجاه و چند روز صحنههایی دیدم که مغزم منفجر شد. تصورات و خیالات سابقم دود شد و رفت روی هوا. خدا تک تک مردم رو نه تنها حفظ کنه بلکه ثروت و جایگاه و شادی رو که لایقش هستن، بهشون ببخشه